blowout

base info - اطلاعات اولیه

blowout - فوران

noun - اسم

/ˈbləʊaʊt/

UK :

/ˈbləʊaʊt/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [blowout] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • to have a blowout


    برای داشتن یک انفجار

  • a four-course blowout


    فوران چهار کورس

  • We're going to have a huge blowout for Valentine's Day.


    ما یک انفجار بزرگ برای روز ولنتاین خواهیم داشت.

  • The game was a blowout, 8–1.


    بازی با نتیجه 8–1 نتیجه‌گیری شد.

  • Utah had its fourth blowout victory over San Antonio.


    یوتا چهارمین پیروزی خود را مقابل سن آنتونیو به دست آورد.

  • This look lasts much longer than a blowout.


    این نگاه بسیار بیشتر از یک فوران ماندگار است.

  • He narrowly averted crashing into another car after the blowout.


    او پس از انفجار به سختی از تصادف با خودروی دیگری جلوگیری کرد.

  • If the game is a blowout, fans start to leave before it’s over.


    اگر بازی فوران‌کننده باشد، طرفداران قبل از پایان آن شروع به ترک می‌کنند.

  • While there was a blowout in hi-tech shares in the US overnight, internet shares in the UK performed in a more subdued fashion.


    در حالی که یک شبه سهام فناوری پیشرفته در ایالات متحده جهش کرد، سهام اینترنت در بریتانیا عملکرد ضعیف تری داشت.

  • The dot.com blowout hit jobs in the finance sector hardest.


    انفجار dot.com بیشترین ضربه را به مشاغل در بخش مالی زد.

  • The blowout in the price of gas and electricity is having an effect on domestic bills.


    جهش قیمت گاز و برق بر قبوض داخلی اثر می گذارد.

synonyms - مترادف

  • تخت

  • puncture


    پنچر شدن

  • flattie


    مسطح

  • burst


    ترکیدن

  • flat tireUS


    باد لاستیک ایالات متحده

  • flat tyreUK


    لاستیک تخت انگلستان

  • burst tyre


    ترکیدن لاستیک

antonyms - متضاد
  • snack


    خوراک مختصر


  • سریع

لغت پیشنهادی

funky

لغت پیشنهادی

collaborations

لغت پیشنهادی

complicated