buoyancy

base info - اطلاعات اولیه

buoyancy - شناوری

noun - اسم

/ˈbɔɪənsi/

UK :

/ˈbɔɪənsi/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [buoyancy] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • the buoyancy of the market


    شناور بودن بازار

  • a mood of buoyancy


    حالت شناوری

  • a buoyancy aid (= something to help you float)


    کمک شناور (= چیزی برای کمک به شناور شدن)

  • We tested the boat for buoyancy.


    ما قایق را از نظر شناوری آزمایش کردیم.

  • He swam with an inflatable buoyancy device.


    او با یک وسیله شناور بادی شنا کرد.

  • There is continued buoyancy in the property market.


    شناوری در بازار ملک ادامه دارد.

  • The buoyancy of the oil market is likely to encourage price growth.


    شناوری بازار نفت احتمالاً رشد قیمت را تشویق می کند.

  • He was a man of remarkable buoyancy.


    او مردی بود که شناوری قابل توجهی داشت.

  • We tested different materials for buoyancy.


    ما مواد مختلف را برای شناوری آزمایش کردیم.

  • Costs have been pushed up by the buoyancy of the public sector.


    هزينه ها به دليل شناوري بخش دولتي افزايش يافته است.

  • The news failed to give buoyancy to the company's shares.


    این خبر نتوانست به سهام این شرکت شناوری بدهد.

synonyms - مترادف
  • floatability


    شناور بودن

  • lightness


    سبکی

  • weightlessness


    بی وزنی


  • توانایی شناور شدن


  • تمایل به شناور شدن

  • airiness


    هوا بودن

  • levity


    ساده لوحی

  • zero G


    صفر جی

antonyms - متضاد

  • افسردگی

  • pessimism


    بدبینی

  • despondency


    ناامیدی

  • despair


    مالیخولیا

  • melancholy


    دلتنگی

  • dejection


    ناراحتی

  • unhappiness


    تاریکی

  • gloom


    غمگینی

  • gloominess


    شکست گرایی

  • sadness


    غم و اندوه

  • glumness


    منفی بودن

  • hopelessness


    اضطراب

  • defeatism


    Weltschmerz

  • grief


    اعتقاد به جبری بودن

  • cynicism


    شک

  • negativity


    بی اعتمادی

  • angst


    افکار منفی

  • Weltschmerz


    عذاب و تاریکی

  • fatalism


    انتظار بدترین


  • بی امیدی

  • distrust


    نگاه کردن به سمت سیاه


  • دلسردی

  • doom and gloom


    نزولی

  • expecting the worst


    ترس


  • عدم قطعیت

  • looking on the black side


  • sorrow


  • discouragement


  • bearishness



  • uncertainty


لغت پیشنهادی

alliteration

لغت پیشنهادی

scenarios

لغت پیشنهادی

grenades