remarkable

base info - اطلاعات اولیه

remarkable - قابل توجه

adjective - صفت

/rɪˈmɑːrkəbl/

UK :

/rɪˈmɑːkəbl/

US :

family - خانواده
remark
تذکر
unremarkable
غیر قابل توجه
remarkably
قابل توجه
google image
نتیجه جستجوی لغت [remarkable] در گوگل
description - توضیح

  • غیرعادی یا غافلگیرکننده و در نتیجه سزاوار توجه یا تحسین است


  • غیر معمول یا خاص و در نتیجه شگفت انگیز و قابل ذکر است


  • غیر معمول و غافلگیر کننده

  • A remarkable and well deserved achievement.


    یک دستاورد قابل توجه و شایسته.


  • اجماع قابل توجهی در مورد موضوع انصاف مالیاتی وجود دارد.

  • In short she obtained a remarkable degree of autonomy.


    به طور خلاصه، او به میزان قابل توجهی از خودمختاری دست یافت.

  • Henry Tippett showed remarkable flair as a hotelier.


    هنری تیپت به عنوان یک هتلدار استعداد قابل توجهی از خود نشان داد.

  • The record features some remarkable guitar and piano solos.


    این رکورد دارای چند تک نوازی قابل توجه گیتار و پیانو است.

  • Of all the peculiar effects of musical tragedy the most remarkable is the coexistence of opposite impressions.


    از میان تمام جلوه‌های عجیب تراژدی موسیقایی، قابل توجه‌ترین آن همزیستی برداشت‌های متضاد است.

  • Clark did a remarkable job setting things up for the meeting.


    کلارک کار قابل توجهی انجام داد و همه چیز را برای جلسه تنظیم کرد.

  • A team was dispatched immediately to Baldersdale and discovered a remarkable scene.


    یک تیم بلافاصله به Baldersdale اعزام شد و صحنه قابل توجهی را کشف کرد.

  • a remarkable statesman and diplomat


    یک دولتمرد و دیپلمات برجسته


  • چه چیز قابل توجهی برای گفتن.

  • The key to this remarkable turnaround in what has been one of the most restrictive industries is, of course PostScript.


    کلید این چرخش قابل توجه در یکی از محدودترین صنایع، البته پست اسکریپت است.

  • But many men succeed in a remarkable way in keeping their feelings alive in the most unlikely settings.


    اما بسیاری از مردان به روشی قابل توجه موفق می شوند احساسات خود را در غیر محتمل ترین شرایط زنده نگه دارند.

  • Josephine was a truly remarkable woman.


    ژوزفین واقعاً زن قابل توجهی بود.

example - مثال
  • a remarkable achievement/career/talent


    یک موفقیت / شغل / استعداد قابل توجه

  • She was a truly remarkable woman.


    او یک زن واقعاً قابل توجه بود.


  • نکته قابل توجه تر در کل این است که…

  • The area is remarkable for its scenery.


    این منطقه به دلیل مناظر آن قابل توجه است.

  • It is remarkable that nobody noticed sooner.


    قابل توجه است که هیچ کس زودتر متوجه آن نشد.

  • These cars are remarkable for the quietness of their engines.


    این خودروها به دلیل بی صدا بودن موتورشان قابل توجه هستند.

  • What they have achieved is just remarkable.


    آنچه آنها به دست آورده اند فقط قابل توجه است.


  • برجسته ترین نوازنده


  • یک کشف واقعاً قابل توجه

  • He adapted to the new situation with remarkable speed.


    او با سرعت قابل توجهی خود را با شرایط جدید وفق داد.

  • It was remarkable that the body had not been found sooner.


    قابل توجه بود که جسد زودتر پیدا نشده بود.

  • The interior of the house was remarkable for its beauty.


    فضای داخلی خانه به دلیل زیبایی قابل توجه بود.

  • Winning the cup was a remarkable achievement.


    فتح جام یک موفقیت قابل توجه بود.

  • Nelson Mandela was a truly remarkable man.


    نلسون ماندلا مردی واقعاً برجسته بود.

  • Meeting you here in Rome is a remarkable coincidence.


    ملاقات با شما در اینجا در رم یک تصادف قابل توجه است.

  • The 20th century was remarkable for its inventions.


    قرن بیستم برای اختراعاتش قابل توجه بود.

  • He’s a remarkable young man.


    او یک مرد جوان قابل توجه است.

  • They were remarkably calm after the crash.


    آنها پس از سقوط به طرز چشمگیری آرام بودند.

synonyms - مترادف

  • خارق العاده

  • outstanding


    برجسته


  • فوق العاده


  • چشمگیر

  • phenomenal


    علامت


  • حیرت آور


  • عجیب

  • astonishing


    استثنایی

  • exceptional


    معجزه آسا

  • miraculous


    باور نکردنی


  • قابل توجه

  • notable


    نادر


  • مفرد

  • singular


    حیرت انگیز

  • astounding


    متمایز

  • distinguished


    شگفت انگیز ایالات متحده

  • marvelousUS


    شگفت انگیز انگلستان

  • marvellousUK


    با اهمیت

  • momentous


    شگفت انگیز

  • noteworthy


    پر شور

  • pre-eminent


    خیره کننده

  • prodigious


    مهم

  • sensational


    بیاد ماندنی

  • stunning


    فراموش نشدنی

  • unbelievable


    درخشان


  • memorable


  • terrific


  • unforgettable




antonyms - متضاد

  • معمولی


  • استاندارد


  • میانگین

  • balanced


    متعادل


  • طبیعی


  • منظم


  • معمول


  • مشترک

  • commonplace


    عادی


  • هر روز

  • unexceptional


    غیر استثنایی

  • banal


    پیش پا افتاده


  • مرسوم

  • inferior


    پست تر

  • mediocre


    متوسط

  • unimpressive


    بی تاثیر

  • inconsequential


    بی اهمیت

  • mundane


    دنیوی

  • plain


    جلگه

  • undistinguished


    نامشخص

  • unsurprising


    جای تعجب نیست


  • فقیر

  • trivial


    ناچیز


  • آشنا

  • insignificant


    اجرا شده از آسیاب

  • run-of-the-mill


    بی ارزش

  • unimportant


    غیر قابل توجه

  • worthless


    به یاد ماندنی

  • unremarkable



  • unmemorable


لغت پیشنهادی

awarding

لغت پیشنهادی

gloating

لغت پیشنهادی

auditioned