remarkable
remarkable - قابل توجه
adjective - صفت
UK :
US :
تذکر
غیر قابل توجه
قابل توجه
غیرعادی یا غافلگیرکننده و در نتیجه سزاوار توجه یا تحسین است
غیر معمول یا خاص و در نتیجه شگفت انگیز و قابل ذکر است
غیر معمول و غافلگیر کننده
A remarkable and well deserved achievement.
یک دستاورد قابل توجه و شایسته.
اجماع قابل توجهی در مورد موضوع انصاف مالیاتی وجود دارد.
به طور خلاصه، او به میزان قابل توجهی از خودمختاری دست یافت.
Henry Tippett showed remarkable flair as a hotelier.
هنری تیپت به عنوان یک هتلدار استعداد قابل توجهی از خود نشان داد.
این رکورد دارای چند تک نوازی قابل توجه گیتار و پیانو است.
Of all the peculiar effects of musical tragedy the most remarkable is the coexistence of opposite impressions.
از میان تمام جلوههای عجیب تراژدی موسیقایی، قابل توجهترین آن همزیستی برداشتهای متضاد است.
کلارک کار قابل توجهی انجام داد و همه چیز را برای جلسه تنظیم کرد.
A team was dispatched immediately to Baldersdale and discovered a remarkable scene.
یک تیم بلافاصله به Baldersdale اعزام شد و صحنه قابل توجهی را کشف کرد.
a remarkable statesman and diplomat
یک دولتمرد و دیپلمات برجسته
What a remarkable thing to say.
چه چیز قابل توجهی برای گفتن.
The key to this remarkable turnaround in what has been one of the most restrictive industries is, of course PostScript.
کلید این چرخش قابل توجه در یکی از محدودترین صنایع، البته پست اسکریپت است.
But many men succeed in a remarkable way in keeping their feelings alive in the most unlikely settings.
اما بسیاری از مردان به روشی قابل توجه موفق می شوند احساسات خود را در غیر محتمل ترین شرایط زنده نگه دارند.
Josephine was a truly remarkable woman.
ژوزفین واقعاً زن قابل توجهی بود.
a remarkable achievement/career/talent
یک موفقیت / شغل / استعداد قابل توجه
She was a truly remarkable woman.
او یک زن واقعاً قابل توجه بود.
نکته قابل توجه تر در کل این است که…
The area is remarkable for its scenery.
این منطقه به دلیل مناظر آن قابل توجه است.
It is remarkable that nobody noticed sooner.
قابل توجه است که هیچ کس زودتر متوجه آن نشد.
این خودروها به دلیل بی صدا بودن موتورشان قابل توجه هستند.
آنچه آنها به دست آورده اند فقط قابل توجه است.
برجسته ترین نوازنده
یک کشف واقعاً قابل توجه
او با سرعت قابل توجهی خود را با شرایط جدید وفق داد.
قابل توجه بود که جسد زودتر پیدا نشده بود.
فضای داخلی خانه به دلیل زیبایی قابل توجه بود.
Winning the cup was a remarkable achievement.
فتح جام یک موفقیت قابل توجه بود.
Nelson Mandela was a truly remarkable man.
نلسون ماندلا مردی واقعاً برجسته بود.
ملاقات با شما در اینجا در رم یک تصادف قابل توجه است.
The 20th century was remarkable for its inventions.
قرن بیستم برای اختراعاتش قابل توجه بود.
He’s a remarkable young man.
او یک مرد جوان قابل توجه است.
آنها پس از سقوط به طرز چشمگیری آرام بودند.
خارق العاده
outstanding
برجسته
فوق العاده
چشمگیر
phenomenal
علامت
حیرت آور
عجیب
astonishing
استثنایی
exceptional
معجزه آسا
miraculous
باور نکردنی
قابل توجه
notable
نادر
مفرد
singular
حیرت انگیز
astounding
متمایز
distinguished
شگفت انگیز ایالات متحده
marvelousUS
شگفت انگیز انگلستان
marvellousUK
با اهمیت
momentous
شگفت انگیز
noteworthy
پر شور
pre-eminent
خیره کننده
prodigious
مهم
sensational
بیاد ماندنی
stunning
فراموش نشدنی
unbelievable
درخشان
memorable
terrific
unforgettable
معمولی
استاندارد
میانگین
balanced
متعادل
طبیعی
منظم
معمول
مشترک
commonplace
عادی
هر روز
unexceptional
غیر استثنایی
banal
پیش پا افتاده
مرسوم
inferior
پست تر
mediocre
متوسط
unimpressive
بی تاثیر
inconsequential
بی اهمیت
mundane
دنیوی
plain
جلگه
undistinguished
نامشخص
unsurprising
جای تعجب نیست
فقیر
trivial
ناچیز
آشنا
insignificant
اجرا شده از آسیاب
run-of-the-mill
بی ارزش
unimportant
غیر قابل توجه
worthless
به یاد ماندنی
unremarkable
unmemorable
