imagery

base info - اطلاعات اولیه

imagery - تصویرسازی

noun - اسم

/ˈɪmɪdʒəri/

UK :

/ˈɪmɪdʒəri/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [imagery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [imagery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [imagery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [imagery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [imagery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [imagery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [imagery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [imagery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [imagery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [imagery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [imagery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [imagery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [imagery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [imagery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [imagery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [imagery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [imagery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [imagery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [imagery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [imagery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [imagery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [imagery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [imagery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [imagery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [imagery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [imagery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [imagery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [imagery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [imagery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [imagery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [imagery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [imagery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [imagery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [imagery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [imagery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [imagery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [imagery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [imagery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [imagery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [imagery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [imagery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [imagery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [imagery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [imagery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [imagery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [imagery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [imagery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [imagery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [imagery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [imagery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [imagery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [imagery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [imagery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [imagery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [imagery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [imagery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [imagery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [imagery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [imagery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [imagery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [imagery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [imagery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [imagery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [imagery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [imagery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [imagery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [imagery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [imagery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [imagery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [imagery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [imagery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [imagery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [imagery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [imagery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [imagery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [imagery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [imagery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [imagery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [imagery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [imagery] در گوگل
description - توضیح
  • the use of words or pictures to describe ideas or actions in poems, books, films etc


    استفاده از کلمات یا تصاویر برای توصیف ایده ها یا اعمال در شعر، کتاب، فیلم و غیره

  • the use of words or pictures in books, films, paintings, etc. to describe ideas or situations


    استفاده از کلمات یا تصاویر در کتاب ها، فیلم ها، نقاشی ها و غیره برای توصیف ایده ها یا موقعیت ها

  • the use of pictures or words to create images, esp. to create an impression or mood


    استفاده از تصاویر یا کلمات برای ایجاد تصاویر، به ویژه. برای ایجاد یک تصور یا خلق و خوی


  • تصاویر یا کلماتی که برای نشان دادن چیزی، به عنوان مثال یک موقعیت استفاده می شود

  • This extract is reproduced courtesy of Routledge and is take from Chapter 8, Towards a disability imagery currency.


    این عصاره توسط Routledge بازتولید شده است و از فصل 8، به سوی ارز تصویری ناتوانی گرفته شده است.

  • The black stage provides dramatic imagery and acting charisma for both our theaters and our films.


    صحنه سیاه تصاویر دراماتیک و کاریزمای بازیگری را هم برای تئاترها و هم برای فیلم های ما فراهم می کند.

  • It dutifully underscores the mosaic imagery of flat two-dimensional space and silhouetted figures.


    این کار به شکلی وظیفه‌آمیز بر تصاویر موزاییکی فضای مسطح، دو بعدی و چهره‌های شبح‌شده تأکید می‌کند.

  • religious imagery


    تصویرسازی مذهبی

  • However we now understand that the imagery of the cutting edge is so much stronger and powerful than we believed.


    با این حال، اکنون می‌دانیم که تصویر لبه برش بسیار قوی‌تر و قدرتمندتر از آن چیزی است که ما فکر می‌کردیم.

  • The imagery is being used in the preparation of a hydrogeological map of the region.


    از این تصاویر در تهیه نقشه هیدروژئولوژیکی منطقه استفاده شده است.

  • Invitations to meditate, his vast colour-soaked canvases are memorable for the sensations evoked in the viewer rather than for their imagery.


    دعوت‌ها به مراقبه، بوم‌های رنگارنگ گسترده او به‌جای تصوراتشان به خاطر احساساتی که در بیننده برانگیخته می‌شود به یاد ماندنی است.

  • The first is that it consists in visual imagery.


    اولین مورد این است که شامل تصاویر بصری است.

  • Visual imagery bridges barriers across differences of language and customs.


    تصاویر بصری موانع را در میان تفاوت های زبانی و آداب و رسوم پل می کند.

example - مثال
  • poetic imagery


    تصویرسازی شاعرانه

  • satellite imagery (= for example photographs of the earth taken from space)


    تصاویر ماهواره ای (= برای مثال، عکس های زمین گرفته شده از فضا)

  • He evokes complex imagery with a single well-placed word.


    او تصاویر پیچیده را با یک کلمه به خوبی تداعی می کند.

  • Illustration may come between the text and the reader's own mental imagery.


    تصویرسازی ممکن است بین متن و تصویر ذهنی خود خواننده قرار گیرد.

  • The poem is full of religious imagery.


    شعر مملو از تصاویر مذهبی است.

  • She worked on the computer-generated imagery for the movie.


    او روی تصاویر کامپیوتری برای فیلم کار کرد.

  • The team used aerial imagery to recreate the scene.


    تیم از تصاویر هوایی برای بازسازی صحنه استفاده کرد.

  • The cartoons featured racist and insensitive imagery.


    این کاریکاتورها تصاویر نژادپرستانه و غیر حساس را نشان می داد.

  • Visual imagery is very compelling.


    تصاویر بصری بسیار قانع کننده است.

  • The montages contain vivid and disturbing imagery.


    مونتاژها حاوی تصاویر واضح و آزاردهنده هستند.

  • The imagery in the poem mostly relates to death.


    تصویرسازی در شعر بیشتر به مرگ مربوط می شود.

  • The film contains a lot of religious imagery.


    این فیلم حاوی تصاویر مذهبی زیادی است.

  • Satellite imagery and computer models are being used to track weather patterns and predict storms.


    از تصاویر ماهواره ای و مدل های کامپیوتری برای ردیابی الگوهای آب و هوا و پیش بینی طوفان استفاده می شود.

synonyms - مترادف
  • images


    تصاویر

  • pictures


    تصورات

  • imaginings


    تصاویر ذهنی

  • mental images


    عکس ها

  • photos


    پرتره ها

  • photographs


    می زند

  • portraits


    برداشت ها

  • shots


    رندرها

  • pics


    نمایش های نوری

  • snaps


    ضربه محکم و ناگهانی

  • impressions


    عکس های فوری

  • renderings


    چاپ

  • optical representations


    ثابت ها


  • اسلایدها

  • snapshots


    اثبات


  • مطالعه

  • stills


    چاپ می کند

  • slides


    بزرگ شدن


  • قاب ها


  • فیلم

  • enprints


    فایل های JPEG

  • enlargement


    قرار گرفتن در معرض بیماری

  • frames


    شفافیت


  • بشقاب

  • JPEGs


    موارد مثبت


  • ریز عکسها

  • transparency


    منفی ها


  • positives


  • thumbnails


  • negatives


antonyms - متضاد
  • bluntness


    رک بودن

  • directness


    مستقیم بودن

  • forthrightness


    صراحت

  • straightforwardness


لغت پیشنهادی

defers

لغت پیشنهادی

abbot

لغت پیشنهادی

solutions