anecdote
anecdote - حکایت
noun - اسم
UK :
US :
یک داستان کوتاه بر اساس تجربه شخصی شما
یک داستان کوتاه و اغلب خنده دار، به ویژه در مورد کاری که شخصی انجام داده است
یک داستان کوتاه و اغلب مفرح در مورد یک رویداد که معمولاً شامل یک شخص خاص است
سپس حکایتی گفت که طنین نبوی داشت.
But now I shall leave you with one final anecdote which impinges on both issues of morale and moral fibre.
اما اکنون من یک حکایت آخر را برای شما باقی می گذارم که هم به مسائل روحی و هم به موضوعات اخلاقی آسیب می زند.
بخش نامه ها جشنی از حکایات در مورد موتزارت ارائه می دهد.
In language presentation and practice there should be a story of some kind or a series of anecdotes or incidents.
در ارائه و تمرین زبان باید یک نوع داستان یا یک سری حکایات یا حوادث وجود داشته باشد.
مثل یک عموی دوست داشتنی اما نرگس، او بارها خود را با حکایات خودش حلق آویز می کند.
همچنین مملو از حکایات شخصی است.
حکایات شخصی جایی در یک مقاله دانشگاهی ندارند.
اما او با گفتن حکایت هایی که باعث خوب و سریع خواندن می شود، نکات خود را نشان می دهد.
حکایات سرگرم کننده در مورد زندگی کوتاه او به عنوان یک بازیگر
کتاب ذخیره ای غنی از حکایات است.
این تحقیق مبتنی بر حکایت است نه واقعیت.
زندگینامه نویس حکایتی گویا از اقدامات رئیس جمهور در این زمان ارائه می دهد.
ما حکایات دوستان قدیمی را با هم عوض کردیم.
او یکی دو حکایت سرگرم کننده از سال های پلیسی اش گفت.
او چند حکایت خنده دار در مورد افراد مشهور گفت.
روایت
داستان
حساب
نخ
yarn
تاريخچه
chronicle
رسیتال
recital
رابطه
طرح
sketch
خاطره گویی
narration
دهان بستن
reminiscence
فندق
gag
قسمت
chestnut
حادثه
داستان کوتاه
اسطوره شهری
افسانه شهری
داستان سگ پشمالو
داستان بلند
shaggy-dog story
افسانه
حساب کاربری دست اول
داستان ماهی
fairy tale
شاه بلوط قدیمی
firsthand account
طولانی و کوتاه از آن
اسطوره
old chestnut
گزارش
تاریخ
