cargo
cargo - محموله
noun - اسم
UK :
US :
کالاهایی که در کشتی یا هواپیما حمل می شوند
کالاهای حمل شده در کشتی، هواپیما، کامیون و غیره
کالاهای حمل شده توسط کشتی، هواپیما یا سایر وسایل نقلیه بزرگ
کالاهای حمل شده توسط کشتی، هواپیما یا وسایل نقلیه دیگر
کشتی حامل محموله ای از تجهیزات حفاری نفت بود.
این فرقههای به اصطلاح محمولهها به جوامعی عجیب و غریب تبدیل شدند که تقریباً تماماً بر اساس امیدها و رویاهایی که ممکن بود هرگز محقق نشوند زنده ماندند.
These so-called cargo cults became bizarre, microcosmic societies that survived almost entirely on hopes and dreams that might never be realized.
وزارت حمل و نقل، ژنراتورهای اکسیژن را به عنوان مواد خطرناک طبقه بندی می کند که به عنوان مواد شرکت در محفظه های بار حمل می شوند.
The Department of Transportation classifies the oxygen generators as hazardous materials when carried as company material in cargo compartments.
فولاد قویتر بود، بنابراین قایقها میتوانستند با صفحات نازکتر ساخته شوند، که باعث میشد سبکتر شوند و بتوانند محمولههای بیشتری را حمل کنند.
Steel was stronger so boats could be built with thinner plates, making them lighter and so able to carry more cargo.
تا جلسه مارس، مذاکره کنندگان هزینه های آماده سازی محموله جدید و هزینه های اضافی آماده سازی آزمایش را ارزیابی خواهند کرد.
By the March meeting negotiators will have assessed new cargo preparation costs and additional experiment preparation expenses.
او گفت که محموله شخصی خودش بود و میخواست خودش آن را تخلیه کند.
طی سال 1991، بونتانگ 197 محموله استاندارد قراردادی صادر کرد.
هافمن گفت که انتهای بند بسته شده در محفظه بار تغییر رنگ داده است، شاید در اثر سوختن سوخته شده باشد.
Hoffman said the end of the tether draped in the cargo bay was discolored, perhaps charred by burning.
در پاییز و زمستان محموله ها عبارت بودند از دمسون، گوجه فرنگی، مغز مغز، خیار، سیب و گلابی.
نفتکش شروع به ریختن محموله نفت خود کرد.
یک کشتی باری
قایق ها محموله های انسانی خود را کمی از ساحل تخلیه کردند.
این بندر بار از سراسر آسیا را حمل می کند.
کشتی توقف کرد تا محموله ای از میوه ها را حمل کند.
کشتی حامل محموله ای از زباله های هسته ای بود.
تروریست ها ون را با محموله مرگبارش در یک کوچه تاریک پارک کردند.
ماموران گمرک از بررسی پروازهای باری خودداری می کنند.
مقامات 8 تراول و محموله آنها را توقیف کردند.
آنها یک کشتی باری را در اقیانوس اطلس جنوبی توقیف کردند.
جت باری چند دقیقه پس از بلند شدن منفجر شد.
این ماهواره برای بازگشت به زمین در محفظه بار شاتل انبار شد.
a cargo ship/plane
یک کشتی باری / هواپیما
کشتی حامل محموله ای از چوب بود.
The department inspects cargo coming into Hawaii.
این بخش محموله هایی را که به هاوایی می آید بازرسی می کند.
TCL Carriers Ltd اپراتور کشتی ای بود که محموله روی آن حمل می شد.
هزینه های بارگیری و تخلیه بار شامل نمی شود.
کشتی حامل محموله ای از پشم بود.
a cargo ship/vessel/plane
یک کشتی باری / کشتی / هواپیما
کیسه های نرم به دلیل محدودیت فضای بار در هواپیما توصیه می شود.
بار
freight
حمل و نقل
haul
محموله
consignment
ظرفیت ترابری
shipment
تحویل
payload
بارگیری
کالاها
lading
وزن
goods
draughtUK
پیش نویس ایالات متحده
بار کشتی
draughtUK
ظرفیت
draftUS
بارگذاری
shipload
فهرست
boatload
کالا
loading
کانتینر بار
contents
بار کامیون
merchandise
بار سفر
freightage
تناژ
containerload
ظروف
lorryload
دسته ای
truckload
بسته
baggage
شارژ
tonnage
مقدار زیادی
ware
بسته بندی
batch
parcel
سود