nick
nick - بریدگی کوچک
noun - اسم
UK :
US :
برش بسیار کوچکی که روی لبه یا سطح چیزی ایجاد می شود
دزدیدن چیزی
ایجاد بریدگی کوچک در سطح یا لبه چیزی، معمولاً تصادفی
اگر پلیس شما را رد کند، شما را می گیرد و شما را به جرم متهم می کند
یک برش کوچک در یک سطح یا یک لبه
زندان
a stated condition especially of health
یک وضعیت اعلام شده، به ویژه سلامت
اگر پلیس کسی را به خاطر ارتکاب جرم دستگیر می کند
فریب دادن کسی یا گرفتن پول زیاد از کسی
برای ایجاد یک برش کوچک در یک سطح یا یک لبه
هر کسی که هنوز در نیک لویشم باشد حتما حمل می کرد.
حتی کوچکترین سوراخ می تواند باعث ایجاد رگه شود.
همه آنها در نیکی هستند. متهم به تصرف
اما در زمان کوتاه بهتر از این است که اصلاً نباشد.
با اتمام تعمیرات در همان زمان، او با یک خدمه تخلیه شده برای عملیات حرکت کرد.
به زودی: طبق یک گزارش اخیر، 80 باشگاه از 92 باشگاه لیگ از لحاظ فنی ورشکسته هستند.
In the nick of time: according to one recent report 80 out of 92 league clubs are technically insolvent.
بوی تنباکوهایشان را میتوانستم حس کنم و تیغهای به جا مانده از تیغهایشان را میدیدم.
میتوانید تیکهای روی آنها را ببینید، مکانهایی که یکی را چسباندهاید.
او در نهایت در نیک خواهد شد.
او در نیک محلی مورد بازجویی قرار گرفت.
روی گونه هایش چندین خال و زخم داشت.
او نسبت به سنش وضعیت خوبی دارد.
آنها در همان لحظه از خانه پر از دود فرار کردند.
گیتار به غیر از چند شیک در لاک در وضعیت بسیار خوبی قرار دارد.
او نیمی از عمرش را در لقمه گذرانده است.
او برای یک مرد هم سن و سالش وضعیت بسیار خوبی دارد.
ماشین واقعا عالیه
دوباره دوچرخه ام را شکستند.
خوب، چه کسی خط کش من را لقب داده است؟
آنها او را به دلیل رانندگی با سرعت 70 در محدوده سرعت 50 مورد ستم قرار دادند.
50 دلار برای یک وعده غذایی مانند آن - ما بداخلاق شدیم!
اگر موجودی حساب بانکی شما کمتر از حداقل باشد، 5 دلار هزینه خدمات دریافت خواهید کرد.
رنگ روی گوشه راه پله معمولاً خراشیده می شود.
ماشین با خش و خش پوشیده شده بود.
خودش را در حال تراشیدن لق کرد.
تراشه
برش
notch
بریدگی
scratch
خراش
نمره
dent
فرورفتگی
علامت
incision
تورفتگی
indent
خراش دادن
indentation
اسنیک
scrape
سایش
snick
عیب
abrasion
رنگ کردن
blemish
گاز گرفتن
dint
گوژ
gash
شیار
gouge
هک کردن
groove
کاستی
hack
نقص
defect
قرارداد
flaw
دندانه دار
indenture
کرف
jag
جای زخم
kerf
خسارت
scar
در زدن
کارخانه
شکاف
mill
بریده بریده
slit
زخم
slash
compliment
تعریف و تمجید
praise
ستایش
