refined
refined - تصفیه شده
adjective - صفت
UK :
US :
اصلاح
تصفیه خانه
تصفیه نشده
پالودن
ماده ای که تصفیه می شود توسط یک فرآیند صنعتی خالص شده است
someone who is refined is polite and seems to be well-educated or to belong to a high social class – sometimes used humorously
کسی که خوش اخلاق است مودب است و به نظر می رسد که تحصیلات خوبی دارد یا به یک طبقه اجتماعی بالا تعلق دارد - گاهی اوقات به صورت طنز استفاده می شود.
روش یا فرآیندی که اصلاح شده است برای مؤثرتر کردن آن بهبود یافته است
یک ماده تصفیه شده با حذف مواد دیگر از آن خالص شده است
به دلیل تغییرات کوچک بسیاری که انجام شده است، بهبود یافته است
بسیار مودب و نشان دهنده آگاهی از قوانین اجتماعی
با حذف مواد ناخواسته خالص می شود
فردی که باصفا است، مؤدب، برازنده و آگاه به کیفیت و سبک است
یک ماده تصفیه شده با حذف سایر مواد از آن خالص شده است
این غذا را می توان به جای تصفیه شده، سالم توصیف کرد.
فکر نمیکنم تا به حال به چیزی بهاندازه لیل برخورد کرده باشم.
مخاطبی باصفا از دوستداران موسیقی
refined beet sugar
قند چغندر تصفیه شده
People tell me that she looks like me: elegant while concealing an active disposition behind a refined behaviour.
مردم به من می گویند که او شبیه من است.
From the sunlit atrium with its glass elevator to the tasteful rooms and thoughtful service this hotel shines with refined comfort.
از آتریوم نور آفتاب با آسانسور شیشهای تا اتاقهای خوش سلیقه و خدمات متفکرانه، این هتل با راحتی عالی میدرخشد.
و شما می توانید این را در جاده احساس کنید و از یک موتور صاف و تصفیه شده لذت ببرید.
a refined method of measurement
یک روش تصفیه شده برای اندازه گیری
refined oil
روغن تصفیه شده
A mature scholarship to Oxford followed, where he acquired more refined snobberies than those afforded by the community of insurance clerks.
پس از آن یک بورسیه تحصیلی بالغ به آکسفورد به دست آورد، جایی که او اسنوبگری های دقیق تری نسبت به جامعه کارمندان بیمه به دست آورد.
A diet too high in refined sugar and fat will predispose to either obesity or shortage of nutrients, including minerals.
رژیم غذایی بیش از حد سرشار از قند و چربی تصفیه شده مستعد چاقی یا کمبود مواد مغذی از جمله مواد معدنی است.
Even when refined sugar is combined with refined flour to make cakes or desserts, the chewing required tends to be minimal.
حتی زمانی که شکر تصفیه شده با آرد تصفیه شده برای تهیه کیک یا دسر ترکیب می شود، جویدن مورد نیاز به حداقل می رسد.
از غذاهای غنی از چربی یا شکر تصفیه شده خودداری کنید.
در زیر آداب ظریف و ظرافت ظاهری او، مرد یک مار بود.
بسیاری از غذاها در حال حاضر به حدی تصفیه می شوند که فیبر طبیعی از بین می رود.
قطعات با نقره تصفیه شده مدرن ساخته شده اند.
غذاهای تصفیه شده مانند نان سفید و شکر سفید
highly refined theories
نظریه های بسیار تصفیه شده
صادرات منطقه ای شامل نفت و مس تصفیه شده است.
لابی هتل منعکس کننده ذائقه تصفیه شده مالکان است.
refined copper/oil/petroleum
مس / نفت / نفت تصفیه شده
refined sugar/foods/products
شکر/مواد غذایی/محصولات تصفیه شده
cultured
با فرهنگ
civilisedUK
civilisedUK
civilizedUS
متمدن ایالات متحده
cultivated
کشت شده است
پیچیده
elegant
ظریف
polite
با ادب
genteel
مهربان
polished
جلا داده شده
courtly
درباری
courteous
مودب
مدنی
gracious
بخشنده
urbane
شهری
educated
تحصیل کرده
couth
تخت
tasteful
با سلیقه
gentlemanly
جنتلمنانه
distinguished
متمایز
ladylike
خانم
accomplished
انجام شده است
majestic
با شکوه
classy
درجه یک
stately
باشکوه
graceful
برازنده
enlightened
روشن شده
stylish
خوش استیل
suave
دلپذیر
handsome
خوش قیافه
impeccable
بی عیب و نقص
sublime
عالی
coarse
درشت
خشن
inelegant
بی ظرافت
inexact
غیر دقیق
uncultured
بی فرهنگ
unrefined
تصفیه نشده
backward
به عقب
barbaric
وحشیانه
barbarous
بی حیا
boorish
نازنین
dowdy
بی لطف
graceless
مبهم
imprecise
نادرست
inaccurate
کم
پایین تر
بدون پیشرفت
nonprogressive
فلسطینی
philistine
اولیه
primitive
عقب افتاده
retarded
قدرتمند
robust
بی ادب
rude
ابتدایی
rudimentary
قوی
محکم
sturdy
بی سبک
styleless
بی مزه
tasteless
انگلستان غیر متمدن
uncivilisedUK
آمریکا غیر متمدن
uncivilizedUS
توسعه نیافته
undeveloped
غیر مد
unfashionable