adverse
adverse - نامطلوب
adjective - صفت
UK :
US :
خوب یا مطلوب نیست
تأثیر منفی یا مضر بر چیزی
مخالفت با چیزی یا ایجاد آسیب
مضر است یا ممکن است مشکلاتی ایجاد کند
The Labour Government was haunted constantly by economic difficulties, largely caused by an adverse balance of payments.
دولت کارگر دائماً تحت تأثیر مشکلات اقتصادی بود که عمدتاً ناشی از تراز پرداخت های نامطلوب بود.
Many observers suggest that this transfer has had mainly adverse effects on the population concerned.
بسیاری از ناظران معتقدند که این انتقال عمدتاً اثرات نامطلوبی بر جمعیت مورد نظر داشته است.
تغییرات آب و هوایی احتمالاً تأثیرات نامطلوبی بر سلامت انسان خواهد داشت.
Other people can also help by noting the more subtle effects, both beneficial and adverse, of treatment.
افراد دیگر نیز می توانند با توجه به اثرات ظریف تر، مفید و نامطلوب درمان، کمک کنند.
در عوض، تعداد پیامدهای نامطلوب در برابر تعداد کل موارد در یک نمودار رسم می شود.
با وجود افکار منفی عمومی، طرح خصوصی سازی راه آهن ادامه یافت.
adverse publicity
تبلیغات نامطلوب
اپلر همچنین گفت که برخی از گزارشهای مربوط به واکنشهای نامطلوب به Ma huang اثبات نشده است.
با این حال، هر دو قبلاً طوفانها را پشت سر گذاشتهاند و عادت دارند در مواقع نامطلوب زنده بمانند.
هواپیماها به دلیل آب و هوای نامساعد روی زمین نگه داشته می شوند.
adverse change/circumstances/weather conditions
تغییرات نامطلوب / شرایط / شرایط آب و هوایی
کمبود پول تأثیر نامطلوبی بر برنامه تحقیقاتی ما خواهد داشت.
آنها مورد انتقاد شدید مخالف قرار گرفته اند.
این دارو دارای عوارض جانبی نامطلوب شناخته شده است.
پیشنهاد جدید باید به کسانی که در شرایط نامطلوب هستند کمک کند.
شرایط نامساعد جوی به این معنی بود که نجات باید رها می شد.
preparing ourselves for a potentially adverse reaction
خود را برای یک واکنش نامطلوب بالقوه آماده کنیم
آنها تبلیغات نامطلوب زیادی در مورد تغییرات دریافت کردند.
تاکنون تصور می شود که این دارو هیچ گونه عوارض جانبی نداشته باشد.
من یک واکنش نامطلوب به تزریق داشتم.
این مسابقه به دلیل شرایط نامساعد لغو شده است.
کارشناسان هواشناسی برای چند روز آینده جوی نامناسبی را پیش بینی می کنند.
سیاست های او ممکن است اثرات نامطلوبی بر اقتصاد داشته باشد.
یک واکنش زنجیره ای از رویدادهای نامطلوب در بازارهای مالی، وام دهندگان را تحت فشار شدید قرار داده است.
تبلیغات بد اخیر تأثیر نامطلوبی بر فروش داشته است.
Many experts believe it may be too late to prevent adverse consequences to the world's climate system.
بسیاری از کارشناسان بر این باورند که ممکن است برای جلوگیری از عواقب نامطلوب سیستم آب و هوایی جهان خیلی دیر شده باشد.
برخی افراد نسبت به افزودنی ها و نگهدارنده های مورد استفاده در بسیاری از غذاها واکنش های نامطلوبی دارند.
unfavorableUS
ایالات متحده نامطلوب
unfavourableUK
نامطلوب انگلستان
بد
hostile
خصومت آمیز
disadvantageous
زیان آور
ominous
شوم
threatening
تهدید کننده
forbidding
منع
inauspicious
ناخوشایند
menacing
تهدید آمیز
فقیر
وحشتناک
unpropitious
بی مناسبت
untimely
نابهنگام
direful
نامطلوب
disagreeable
پیش بینی
dreadful
تلخ
foreboding
غیر مهمان نواز
grim
خطرناک
inhospitable
مایه تاسف
perilous
غیر دوستانه
unfortunate
نامناسب
unfriendly
بدبخت
unpleasant
تاریک
unsuited
وخیم
untoward
غمگین
wretched
bleak
dire
gloomy
favourableUK
مطلوب انگلستان
مناسب
favorableUS
مطلوب ایالات متحده
خوب
auspicious
خوشحالی
beneficial
سودمند
suitable
با صرفه
advantageous
مفید
conducive
معقول
propitious
خوش شانس
opportune
ارجح است
fortunate
مورد علاقه ایالات متحده
preferable
مورد علاقه انگلستان
fitting
مثمر ثمر
salutary
درست
favoredUS
مفید است
favouredUK
مثبت
fruitful
دستی
ارجح
با ارزش
اتفاقی
موفقیت آمیز
handy
از منفعت
preferred
از ارزش
worthwhile
تسهیل کننده
fortuitous
facilitative
