amicable
amicable - دوستانه
adjective - صفت
UK :
US :
an amicable agreement relationship etc is one in which people feel friendly towards each other and do not want to quarrel
یک توافق دوستانه، رابطه و غیره توافقی است که در آن افراد نسبت به یکدیگر احساس دوستانه می کنند و نمی خواهند نزاع کنند
relating to behaviour between people that is pleasant and friendly often despite a difficult situation
مربوط به رفتار بین افراد که اغلب با وجود شرایط دشوار، خوشایند و دوستانه است
مربوط به توافق یا تصمیمی است که بدون مشاجره یا ناخوشایند بودن افراد به دست آمده است
friendly in attitude or (of decisions or agreements) achieved with friendly attitudes and without unpleasant argument
در نگرش دوستانه یا (از تصمیمات یا توافقات) که با نگرش دوستانه و بدون استدلال ناخوشایند به دست آمده است
خوشایند و دوستانه، اغلب با وجود شرایط دشوار
یک توافق دوستانه بدون استدلال یا عصبانیت حاصل می شود
دیدار دو رهبر بسیار دوستانه بود.
روابط میلر با انجمن سلطنتی همیشه دوستانه نبود.
One of the pleasures of writing the book has been the attempt to settle an amicable debate of our own.
یکی از لذت های نوشتن کتاب تلاش برای حل و فصل یک بحث دوستانه از خودمان بوده است.
با این حال، طبیعت دوستانه او به گونه ای بود که همه از او به عنوان یک همراه بازی استقبال کردند.
The amicable resolution suggested the reformist president and hard-line parliament may be trying to break their cycle of confrontation and deadlock.
این قطعنامه دوستانه پیشنهاد می کند که رئیس جمهور اصلاح طلب و مجلس تندرو ممکن است در تلاش برای شکستن چرخه تقابل و بن بست خود باشند.
هر دو طرف توانستند خارج از دادگاه به توافقی دوستانه برسند.
Simons sent his attorney to meet with the ranchers in hopes that they could still come to an amicable settlement.
سیمونز وکیل خود را برای ملاقات با دامداران فرستاد به این امید که آنها همچنان بتوانند به توافقی دوستانه برسند.
در حالی که صبحانه میخوردند و ورق میزدند، در سکوتی دوستانه قرار گرفتند.
Hal Riney managing director David Verklin said the split was amicable, since it was never intended to be an ongoing relationship.
دیوید ورکلین، مدیر عامل هال رینی، گفت که این جدایی دوستانه بود، زیرا هرگز قرار نبود یک رابطه مداوم باشد.
an amicable relationship
یک رابطه دوستانه
An amicable settlement was reached.
توافقی دوستانه حاصل شد.
علیرغم اختلاف نظر آنها، آنها با شرایط دوستانه از هم جدا شدند.
It was an amicable divorce.
این یک طلاق دوستانه بود.
The government and the union managed to reach an amicable settlement of the dispute.
دولت و اتحادیه موفق به حل و فصل دوستانه اختلاف شدند.
رفتار او کاملاً دوستانه بود، اما من احساس ناراحتی می کردم.
تعداد کمی از مردم طلاق های دوستانه دارند.
Eventually we reached an amicable settlement.
در نهایت به توافقی دوستانه رسیدیم.
واگنر پیش بینی کرد که کل این مسئله به شیوه ای دوستانه حل خواهد شد.
آنها تقریبا یک سال با هم ماندند و دوستانه از هم جدا شدند.
رفتار او کاملا دوستانه بود اما من احساس ناراحتی می کردم.
an amicable debate
یک بحث دوستانه
امیدوارم بتوانیم این را دوستانه حل کنیم.
دوستانه
cordial
صمیمی
genial
دلپذیر
amiable
دوست داشتنی
گرم
sociable
همراه
companionable
همسایه ایالات متحده
neighborlyUS
رفیقانه
comradely
خونگرم
warmhearted
ماتی
matey
نوع
chummy
محبت آمیز
دانشگاهی
kindly
NeighbourlyUK
collegial
فلج
neighbourlyUK
افتخارآمیز
palsy
دلسوز
bonhomous
دلچسب
sympathetic
صلح آمیز
hearty
کلوپی
peaceful
ملایم
clubby
آسان
mellow
هماهنگ
با ادب
harmonious
cosyUK
peaceable
cozyUS
polite
برادرانه
cosyUK
تعاونی
cozyUS
brotherly
cooperative
hostile
خصومت آمیز
unfriendly
غیر دوستانه
antagonistic
آنتاگونیست
bellicose
جنگ طلب
belligerent
نامطلوب
disagreeable
بد اخلاق
ill-disposed
بی ادب
impolite
خصمانه
inimical
دعوا کننده
pugnacious
غیر مدنی
quarrelsome
نامهربان
uncivil
غیر اجتماعی
unkind
غیر اخلاقی
unsociable
تصفیه نشده
rude
رزمنده
unmannerly
خشونت آمیز
unrefined
تقابلی
combative
ستیزه جو
استدلالی
confrontational
جنگجو
militant
مناقشه برانگیز
argumentative
بی رحم
warlike
خرد شده
contentious
بحث برانگیز
truculent
عذاب آور
scrappy
پر جنب و جوش
disputatious
گلادیاتوری
agonistic
تهاجمی
feisty
gladiatorial
assaultive
