gross
gross - ناخالص
adjective - صفت
UK :
US :
مبلغ ناخالص مبلغ کل قبل از برداشتن هرگونه مالیات یا هزینه است
وزن ناخالص، مجموع وزن چیزی است، از جمله بسته بندی آن
آشکارا اشتباه و غیر قابل قبول است
نگاه کردن یا فکر کردن به آن بسیار ناخوشایند است
فوق العاده چاق و غیر جذاب
برای به دست آوردن مبلغی به عنوان سود کل، یا به دست آوردن آن به عنوان کل مبلغ، قبل از کسر مالیات
مقداری از 144 چیز
مقدار ناخالص پول کل مبلغ قبل از برداشتن هرگونه هزینه یا مالیات است
a gross weight is the total weight of something including the container or wrapping and the contents
وزن ناخالص وزن کل چیزی است که شامل ظرف یا بسته بندی و محتویات آن می شود
رفتار فاحش به طور جدی اشتباه و غیرقابل قبول است
مبلغی که مردم برای رفتن و دیدن یک فیلم در یک دوره زمانی خاص پرداخت می کنند
مبلغی که یک شخص یا یک تجارت قبل از برداشتن هزینه ها و مالیات به دست آورده است
اگر فیلمی مبلغ خاصی را به دست آورد، مردم کل آن مبلغ را برای دیدن آن می پردازند
اگر یک شخص یا کسب و کار مبلغ خاصی را به دست آورد، آن مقدار کل پول را قبل از برداشتن هزینه ها و مالیات به دست می آورد.
if a person or business grosses a particular amount they earn that total amount of money before costs and tax have been taken away
اگر شخصی، کسبوکار یا سرمایهگذاری مبلغ مشخصی را به طور ناخالص به دست آورد، آن مبلغ را قبل از کسر مالیات به دست میآورد.
if a person business or investment earns a particular amount gross, they earn that amount before tax has been taken away
(در مجموع
(in) total
فوق العاده ناخوشایند
extremely unpleasant
بسیار چاق یا بزرگ و زشت
افراطی به نحوی که آشکارا اشتباه و غیر قابل قبول است
برای به دست آوردن مقدار مشخصی پول قبل از پرداخت مالیات یا برداشتن هزینه ها
(گروهی از) 144
(a group of) 144
(به ویژه از چیز بد یا اشتباه) افراطی یا آشکار
بی ادب یا توهین آمیز
(از درآمد) کل، قبل از پرداخت مالیات یا کسر هزینه ها
به عنوان مجموع درآمد قبل از کسر هزینه ها
گروهی از 144 مورد
برای توصیف مقدار کل پول قبل از مالیات و غیره استفاده می شود
فوق العاده بد
قبل از مالیات و غیره حذف می شود
برای به دست آوردن کل مبلغ قبل از مالیات و غیره حذف می شود
وزن ناخالص (= شامل ظرف یا بسته بندی)
gross income/wage (= before taxes, etc. are taken away)
درآمد ناخالص / دستمزد (= قبل از کسر مالیات و غیره)
سرمایه گذاری ها سود ناخالص 26 درصدی را نشان داد.
این خانواده دارای سه فرزند و درآمد ناخالص 50000 پوند است.
gross negligence/misconduct
سهل انگاری/سوء رفتار فاحش
نقض فاحش حقوق بشر
«او آن را با خردل خورد.» «اوه، بد!
gross behaviour
رفتار درشت
چه بوی زننده ای!
بوی بد او را حس می کرد.
The stew looked revolting.
خورش شورش به نظر می رسید.
درآمد ناخالص یک فرد، پولی است که قبل از مالیات از آن کسر می شود.
پس از بسته بندی، وزن ناخالص بسته 2.1 کیلوگرم است.
او سالانه 30000 پوند درآمد ناخالص دارد.
اوه، ناخوشایند! او گفت و به مگس هایی که بالای انبوه بشقاب های کثیف وزوز می کنند، گفت.
این نقض فاحش حقوق بشر است.
این افراد قربانی یک بی عدالتی فاحش شده اند.
هر دو طرف در مناظره مستعد اغراق فاحش هستند.
او گفت این تبلیغ تحریف فاحش حقایق واقعی بود.
این فیلم امسال بیش از 200 میلیون دلار فروش داشته است.
پرندگان از گرسنگی، تشنگی و ازدحام زیاد می میرند.
او این فیلم های واقعاً درشت را تماشا می کند.
درخت! پاملا در حالی که گوه را از روی انگشتانش پاک می کند، می گوید.
سرمایه گذاران درآمد ناخالص 780 میلیون دلاری کسب کرده اند.
این فیلم بیش از 200 میلیون دلار فروش داشت.
این شرکت درآمد ناخالص 150.8 میلیون دلاری را ثبت کرد.
gross salary/wages
حقوق ناخالص / دستمزد
مالیات دهندگان با نرخ پایه باید 4 درصد سود ناخالص دریافت کنند تا بر تورم غلبه کنند.
gross misconduct/mismanagement/negligence
سوء رفتار فاحش / سوء مدیریت / سهل انگاری
او 75000 یورو در سال به طور ناخالص درآمد دارد.
او سال گذشته بیش از 100000 دلار درآمد داشت.
جمع
کل
تجمیع
aggregate
کامل
به طور کلی
پر شده
جامع
ترکیب شده
combined
کاملا
outright
قبل از کسر
before deductions
قبل از مالیات
در مجموع
in sum
کل انچیلادا
whole enchilada
کل schmear
whole schmear
کل شبانگ
whole shebang
کل نه یارد
کل توپ موم
کاهش نیافته
unmitigated
کلاهبرداری
overarching
دوربرد
long-range
بلند مدت
اضافه
added
جمع آوری شده
accumulated
شرکت های بزرگ، دارای شخصیت حقوقی
collected
جمعی
انباشته
خلاصه
cumulative
summative
