await
await - در انتظار
verb - فعل
UK :
US :
منتظر چیزی بودن
اگر یک موقعیت، رویداد و غیره در انتظار شما باشد، در آینده اتفاق خواهد افتاد
منتظر چیزی بودن یا منتظر چیزی بودن
منتظر بودن یا بودن در آینده کسی یا چیزی
در آن روز به من دستور دادند که چشمانم را ببندم و منتظر یک شگفتی بزرگ باشم.
کمیته قبل از هر اقدامی منتظر تصمیم دفتر مرکزی است.
بقیه در بازداشت هستند و منتظر محاکمه هستند.
ارتش بریتانیا در شنها به دام افتاده بود و در انتظار نابودی بود.
وقتی لرد وستبورن با بدخلقی دوباره وارد شد، یک شوک دیگر در انتظار او بود.
But Mr Kostunica is suggesting, with characteristic caution, that any such prosecution await reforms of the legal system.
اما آقای کوشتونیسا با احتیاط مشخص پیشنهاد می کند که هرگونه پیگرد قانونی در انتظار اصلاحات در سیستم حقوقی باشد.
سرنوشت وحشتناکی در انتظار این موجودات جوان بود.
لیست های انتظار بیمارستان به تقریبا یک میلیون نفر در انتظار درمان افزایش یافته است.
او در بازداشت به سر می برد و منتظر محاکمه است.
آخرین رمان او مشتاقانه منتظر است.
یک استقبال گرم در انتظار همه مهمانان ما است.
چه کسی می داند چه خطراتی ممکن است در انتظار ما باشد؟
نتیجه درخواست تجدید نظر با علاقه در انتظار است.
بازگشت طولانی مدت او به تنیس حرفه ای
دانشمندان همچنان منتظر نتایج آزمایشات هستند.
او مشتاقانه منتظر نتایج آزمایش خود است.
استقبال شگفت انگیزی در اولین روز کارم در انتظار من بود.
دنبالهای که مدتها منتظر آن بودیم اکنون به صورت آنلاین در دسترس است.
این دو مرد در انتظار محاکمه هستند که قرار است ماه آینده آغاز شود.
هیچ شغلی در انتظار این کشاورزان نیست.
پیش بینی کنید
انتظار
sweat
عرق
امید برای
تماشا برای
صبر کن
نگاه به جلو به
آماده باش برای
در کمین نشستن
برای
پاشنه های خود را خنک کنید
مراقب باشید
عرقش کن
ماندن برای
پیش بینی
اندیشیدن
به دنبال
روی
envisage
به جلو نگاه کن
contemplate
گوش بده
منتظر باشید
آماده شدن برای
روش حساب کن
تجسم
reckon on
forecast
envision
foresee
شک
چشم پوشی
رد
neglect
بی توجهی
disregard
رها کردن
رد کردن
طفره رفتن
forsake
بی خیال
evade
نادیده گرفتن
unmind
بی توجه
مسواک زدن
unheed
شکست
فراموش کردن
تمسخر
اجتناب کردن
flout
حذف کردن
scorn
کم محلی کردن
کافر شدن
omit
بی اعتمادی
snub
disbelieve
distrust
