bull
bull - گاو نر
noun - اسم
UK :
US :
یک حیوان نر بالغ از خانواده گاو
نر برخی از حیوانات بزرگ دیگر مانند فیل یا نهنگ
nonsense or something that is completely untrue
مزخرف یا چیزی که کاملاً نادرست است
بیانیه رسمی پاپ
مرکز هدفی که به آن شلیک می کنید
کسی که سهام می خرد زیرا انتظار دارد قیمت ها افزایش یابد
قبلاً می گفت که شما به گفته های کسی اعتقاد ندارید یا موافق نیستید
someone who thinks that prices of shares, bonds, currencies, etc are going to rise and who will therefore keep and buy investments
کسی که فکر می کند قیمت سهام، اوراق قرضه، ارز و غیره در حال افزایش است و بنابراین سرمایه گذاری را نگه می دارد و می خرد.
یک بازار گاو نر
یک گاو نر یا نر حیوانات خاصی مانند فیل یا نهنگ
a person who buys shares in companies hoping the price will rise so that they can be sold later at a profit
شخصی که سهام شرکت ها را به امید افزایش قیمت می خرد تا بعداً با سود به فروش برسد
مزخرف کامل یا چیزی که درست نیست
نر حیوانات مختلف مانند گاو
مزخرف یا دروغ
someone who expects the price of shares, bonds, currency, etc. to increase and who buys these investments in order to sell them later for a profit
کسی که انتظار دارد قیمت سهام، اوراق قرضه، ارز و غیره افزایش یابد و این سرمایهگذاریها را بخرد تا بعداً آنها را برای سود بفروشد.
→ bull market
→ تجارت سودآور
همدردی میرکان، مثل شیر گاو نر.
من مثل یک گاو نر سوار شدم.
با یک شرکت مناسب، مطمئناً سهام باید در بازار صعودی بعدی به بالاترین حد خود برسد.
به عبارت دیگر، اگر کارلین در پامپلونا بود، گاو نر از او فرار می کرد. 6.
طولی نکشید که لاول متوجه شد که گاو نر هیچ تکه ای از کوزه را از خاک بیرون نیاورده است.
گاو نر تحت حمایت حکم دادگاه بود.
گردن گاو نر (= گردن کلفت کوتاه مانند گاو نر)
a bull elephant
یک فیل گاو نر
a papal bull
یک گاو نر پاپی
این یک بار گاو نر است!
اگر می خواهید همه آن گاو نر را باور کنید، به خودتان بستگی دارد.
این فقط گاو نر است و شما آن را می دانید.
قرار نیست مثل یک گاو نر در یک مغازه چینی در آنجا طوفان کنید، درست است؟
در بار نشسته بودیم و نسیم را می زدیم.
نورا تصمیم گرفت گاو نر را از شاخ بگیرد و همه چیز را برای خودش مرتب کند.
آنها تابلویی را در کنار دروازه ندیدند که از گاو نر برحذر باش.
آن گاو نر را به خاطر ندانستن زمان به من نده.
گله ما دو گاو نر و بیست گاو دارد.
این گاو نر را به خاطر دریافت نکردن پیامم به من نده.
گاوها بر این باورند که اقتصاد ایالات متحده شروع به رشد کرده است.
nonsense
مزخرف
drivel
راندن
hogwash
گراز شویی
garbage
زباله
malarkey
مالارکی
rubbish
بالدرداش
balderdash
غوغا کردن
twaddle
خروس خشخاش
poppycock
بالنی
baloney
کف گیر
claptrap
ناله
blather
تختخواب
bunk
پفک
piffle
پوسیدگی
rot
کادولاپ
codswallop
توش
tosh
بوکوم
bunkum
گاف
guff
زباله ها
trash
هوی
hooey
خمره
crock
هوکم
hokum
flapdoodle
flapdoodle
مهتاب
moonshine
آب ریز
bilge
حماقت
folly
فروتن
humbug
بولونی
boloney
بوش
bosh
سس سیب
applesauce
حقیقت
possessions
اموال
احساس، مفهوم
خرد
جدیت
seriousness
ویژگی
واقعیت
قضاوت انگلستان
judgementUK
قضاوت ایالات متحده
judgmentUS
دارایی های
assets
متفکر بودن
thoughtfulness
هوش
حساسیت
sensibility
حقایق
facts
واقعی بودن
veridicality
ساختمان
verity
توسعه
رشد
دلیل
درك كردن
وضوح
قابل فهم بودن
clarity
حس مشترک
intelligibility
