springboard
springboard - تخته پرشی
noun - اسم
UK :
US :
چیزی که به شما کمک می کند تا کاری را شروع کنید
یک تخته قوی برای پریدن یا خاموش کردن، که هنگام غواصی (غواصی 1(1)) یا انجام ژیمناستیک استفاده می شود
a board that can bend helping people to jump higher when jumping or diving into a swimming pool or when doing gymnastics
تخته ای که می تواند خم شود و به افراد کمک کند هنگام پریدن یا شیرجه زدن در استخر یا هنگام انجام ژیمناستیک بالاتر بپرند.
something that provides you either with the opportunity to follow a particular plan of action or the encouragement that is needed to make it successful
چیزی که یا این فرصت را برای شما فراهم می کند که از یک برنامه اقدام خاص پیروی کنید، یا تشویقی که برای موفقیت آن لازم است
a board that bends when you jump on the end of it used to help you jump higher in some sports or physical exercises
تختهای که هنگام پریدن روی انتهای آن خم میشود و برای کمک به بالا پریدن در برخی ورزشها یا تمرینهای بدنی استفاده میشود.
سکوی پرشی نیز چیزی است که فرصتی برای رسیدن به چیزی فراهم می کند
چیزی که مبنایی است که چیزهای دیگر از آن رشد می کنند یا توسعه می یابند
The cast in-situ concrete diving platforms have 3m springboards together with 3,5, 7 and 10m fixed platforms.
سکوهای غواصی بتنی ریخته شده در محل دارای سکوهای پرش 3 متری همراه با سکوهای ثابت 3،5، 7 و 10 متری است.
شاید این سکوی پرشی برای ما برای رقابت در ادامه فصل باشد.
شغل جدید او سکوی پرشی برای کار خود آقای میجر در کابینه بود.
The full-colour illustrations will motivate children's interest and provide an excellent springboard for both oral and written work.
تصاویر تمام رنگی علاقه کودکان را برمی انگیزد و سکوی پرشی عالی برای کارهای شفاهی و نوشتاری فراهم می کند.
She should be a favorite in the three-meter springboard and the platform but things are never that simple for Clark.
او باید در سکوی پرش سه متری مورد علاقه باشد، اما همه چیز برای کلارک هرگز به این سادگی نیست.
این داستان می تواند سکوی پرشی برای مجموعه ای کامل از داستان ها در مورد شیر و موش باشد.
دوستان نزدیک ملیسا موزس و جنی کیم دو جایگاه را به دست آوردند.
این سند سکوی پرشی برای بسیاری از بحث های مفید فراهم کرد.
این نمایش قصد دارد به استعدادهای جوان جدید سکوی پرشی برای موفقیت بدهد.
The firm's director is confident that the new project will act as a springboard for/to further contracts.
مدیر شرکت مطمئن است که پروژه جدید به عنوان سکوی پرشی برای قراردادهای بعدی عمل می کند.
بسیاری از زنان جوان امیدوارند مدلینگ سکوی پرشی برای ستاره شدن باشد.
تأسیسات تولیدی در خارج از کشور می تواند سکوی پرشی برای گسترش ما در بازار باشد.
تبدیل / خدمت به عنوان / فراهم کردن سکوی پرشی برای (انجام) sth
آنها قصد دارند از این خرید 150 میلیون پوندی به عنوان سکوی پرشی برای خرید سایر برندهای مواد غذایی استفاده کنند.
catalyst
کاتالیزور
facilitator
تسهیل کننده
پایه
launch pad
سکوی پرتاب
spur
تحریک
trigger
ماشه
stimulus
محرک
impetus
انگیزه
مشوق
تکانه
stimulant
خوب
impulse
جرقه
incitement
همزن
goad
آتش زا
incitation
کمکی
spark
شمع موتور
agitator
موج ساز
incendiary
نی که نوشیدنی را به هم می زند
adjuvant
محرک رادیکال
spark plug
خمیر مایه
تشویق
تقویت
radical stimulus
الهام گرفتن
leaven
encouragement
instigation
boost
inspiration
inducement
motive
provocation
brake
ترمز