scans

base info - اطلاعات اولیه

scans - اسکن می کند

N/A - N/A

skæn

UK :

skæn

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [scans] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scans] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scans] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scans] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scans] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scans] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scans] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scans] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scans] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scans] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scans] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scans] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scans] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scans] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scans] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scans] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scans] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scans] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scans] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scans] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scans] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scans] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scans] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scans] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scans] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scans] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scans] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scans] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scans] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scans] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scans] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scans] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scans] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scans] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scans] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scans] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scans] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scans] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scans] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scans] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scans] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scans] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scans] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scans] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scans] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scans] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scans] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scans] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scans] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scans] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scans] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scans] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scans] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scans] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scans] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scans] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scans] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scans] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scans] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scans] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scans] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scans] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scans] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scans] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scans] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scans] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scans] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scans] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scans] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scans] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scans] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scans] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scans] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scans] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scans] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scans] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scans] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scans] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scans] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scans] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • She anxiously scanned the faces of the men leaving the train.


    او با نگرانی چهره مردانی را که قطار را ترک می کردند اسکن کرد.

  • Doug scanned the horizon for any sign of the boat.


    داگ افق را برای هر نشانه ای از قایق اسکن کرد.

  • I scanned through the booklet but couldn't find the address.


    دفترچه را اسکن کردم اما آدرس را پیدا نکردم.


  • مقاله روزنامه را به سرعت اسکن کنید و نکات اصلی را یادداشت کنید.

  • I'll just scan the article into the computer.


    من فقط مقاله را در رایانه اسکن می کنم.

  • Volunteers' brains were scanned while they looked at the pictures.


    مغز داوطلبان هنگام تماشای تصاویر اسکن شد.

  • All hand luggage has to be scanned.


    تمام چمدان های دستی باید اسکن شوند.

  • This line doesn't scan - it has too many syllables.


    این خط اسکن نمی شود - هجاهای آن بسیار زیاد است.

  • I gave the book a quick scan, and decided not to buy it.


    کتاب را سریع اسکن کردم و تصمیم گرفتم آن را نخرم.

  • to do a brain scan


    برای انجام اسکن مغز

  • to have an ultrasound scan


    برای انجام سونوگرافی

  • This technique is used to scan for defective genes.


    این تکنیک برای اسکن ژن های معیوب استفاده می شود.

  • A little hand-held device beeps as soon as it has scanned a bar code.


    یک دستگاه کوچک دستی به محض اینکه بارکد را اسکن می کند بوق می دهد.

  • I scanned a few pages of the book and thought it looked interesting.


    چند صفحه از کتاب را اسکن کردم و به نظرم جالب بود.

  • A quick scan of my calendar shows that I’m pretty busy this week.


    یک اسکن سریع از تقویم من نشان می دهد که من در این هفته بسیار شلوغ هستم.

  • a security scan of passengers’ bags


    اسکن امنیتی کیف مسافران


  • اسکن پزشکی از سر

  • The barcode is scanned to get the price of the product.


    بارکد برای دریافت قیمت محصول اسکن می شود.

  • He scanned the document and emailed it to the head office.


    او سند را اسکن کرد و به دفتر مرکزی ایمیل کرد.

  • I scanned the article looking for details, but didn't find anything.


    من مقاله را به دنبال جزئیات اسکن کردم، اما چیزی پیدا نکردم.

  • The machine received a good score for its color scans.


    این دستگاه برای اسکن های رنگی خود امتیاز خوبی دریافت کرد.


  • آیا می توانید این نامه را یک اسکن سریع ارائه دهید؟

synonyms - مترادف
  • examines


    بررسی می کند

  • surveys


    نظرسنجی ها

  • scrutinisesUK


    بررسی های انگلستان

  • scrutinizesUS


    ایالات متحده را موشکافی می کند

  • inspects


    بازرسی می کند

  • searches


    جستجوها

  • sweeps


    جارو می کند

  • cons


    منفی

  • eyes


    چشم ها

  • scours


    آبشستگی

  • studies


    مطالعات

  • checks


    چک ها

  • clocks


    ساعت ها

  • contemplates


    تأمل می کند

  • rakes


    چنگک جمع کردن

  • regards


    با احترام

  • skims


    اسکیم

  • audits


    ممیزی ها

  • eyeballs


    کره چشم

  • investigates


    مشرف می شود

  • overlooks


    نظارت می کند

  • oversees


    پستو

  • recces


    بررسی ها

  • reviews


    دیدگاه ها

  • views


    ساعت

  • watches


    بررسی کرد

  • checks out


    نگاه می کند

  • glances over


    عینک

  • glasses


  • looks at


  • looks over


antonyms - متضاد
  • discards


    دور می اندازد

  • disregards


    بی توجهی ها

  • forgets


    فراموش می کند

  • ignores


    نادیده می گیرد

  • neglects


    غفلت می کند

  • studies


    مطالعات

  • looks away


    دور به نظرمی رسد

لغت پیشنهادی

attitude

لغت پیشنهادی

edit

لغت پیشنهادی

agitprop