backtrack
backtrack - عقب نشینی
verb - فعل
UK :
US :
برای تغییر عقیده یا قولی که داده اید تا مثل قبل قوی نباشد
از همان راهی که آمدی برگردی
برای بازگشت به مسیری که به تازگی دنبال کرده اید
اینکه بگید منظورتون چیزی نبود که قبلا گفتید یا بگید نظرتون عوض شده
از همان راهی که آمدید برگردید یا دوباره اطلاعات را در نظر بگیرید
اگر از چیزی که قبلاً گفتهاید یا با آن موافقت کردهاید عقبنشینی کنید، از حمایت از آن دست میکشید
ویتنی هجپت زندگی واقعی خود را چند سال پیش آغاز کرد، سپس از آن عقب نشینی کرد.
کلینتون روز بعد عقب نشینی کرد و عذرخواهی کرد و دیگر هرگز این سوال را مطرح نکرد.
Since returning from his Easter break in Florida he has bungled and backtracked even in his fief, the Senate.
از زمان بازگشت از تعطیلات عید پاک خود در فلوریدا، او حتی در خانواده خود، سنا، هم دست و پا بسته و عقب نشینی کرده است.
کوین در ذهنش به ابتدای قضیه برگشت.
اگر رهبران اتحادیهها اکنون شروع به عقبنشینی کنند، حامیان خود را از دست خواهند داد.
نگران عقب نشینی از یک تصمیم بد نباشید.
به نظر می رسد رئیس جمهور از برخی از وعده های انتخاباتی خود عقب نشینی می کند.
فشار بیشتری بر کنگره برای عقب نشینی از برخی از کاهش های رفاهی اعمال شده در سال گذشته وجود دارد.
باید سیستمی وجود داشته باشد که به کاربران اجازه دهد از پیوندهای قبلی عقب نشینی کنند.
این امر باعث میشود که پساندازی از جلسه شما بسیار آسان باشد.
مسیر ناگهان ناپدید شد و مجبور شدیم به عقب برگردیم.
راه را اشتباه رفتیم و مجبور شدیم به عقب برگردیم تا به پیچ راست برسیم.
او عقب نشینی کرد: بسیار خوب، ممکن است من اشتباه کرده باشم.
افسران مجبور شدند از اظهارات خود عقب نشینی کنند.
او از انتقاداتش از این پیشنهاد عقب نشینی نکرد.
باید کمی به عقب برگردیم و تاریخچه این مشکل را بررسی کنیم.
دولت از طرح هایی که باعث افزایش مالیات می شد عقب نشینی کرد.
retract
پس گرفتن
backpedal
پدال عقب
reverse
معکوس
تغییر دادن
rethink
تجدید نظر کنید
recant
انصراف دادن
کنار کشیدن
budge
تکان دادن
about-face
در مورد صورت
نظرت را عوض کن
حرفاتو بخور
عقب نشینی
بکش کنار
درباره صورت انجام دهید
do an about-face
یک دور چرخشی انجام دهید
do an about-turn
دور برگردان انجام دهید
یک ولت فیس انجام دهید
برگرد
تجدید نظر کند
reconsider
افکار دوم داشته باشید
دمپایی صندل لا انگشتی
flip-flop
پایین امدن
آهنگی متفاوت بخوان
ردیف عقب
تغییر عقیده
تسلیم شدن
renege
پای فروتن بخور
relent
بهتر فکر کن
به عقب برگرد
