blackout
blackout - خاموشی
noun - اسم
UK :
US :
دوره تاریکی ناشی از قطعی برق
وضعیتی که در آن اخبار یا اطلاعات خاصی اجازه گزارش داده نمی شود
دوره ای در طول جنگ که تمام چراغ های یک شهر یا شهر باید خاموش شود
اگر کسی خاموشی داشته باشد، ناگهان بیهوش می شود
a time when all lights must be hidden by law or when there is no light or power because of an electricity failure
زمانی که همه چراغها باید طبق قانون پنهان شوند، یا زمانی که به دلیل قطع برق، نور یا برق وجود ندارد.
اقدامی که برای اطمینان از عدم گزارش اطلاعات در مورد چیزی به عموم انجام می شود
یک دوره کوتاه زمانی که شخصی به طور ناگهانی بیهوش می شود
یک دوره زمانی که برق از کار افتاده و باعث از بین رفتن چراغ می شود
یک دوره کوتاه زمانی که شما هوشیار نیستید
دوره زمانی که خدمات، محصول و غیره در دسترس نیست
سپس آنها فعال می شوند و برمن دچار یک خاموشی گسترده ارتباطات می شود.
شب گذشته چندین محله در منطقه سانفرانسیسکو دچار خاموشی شد.
از زمان این حادثه، شارون از خاموشی رنج می برد.
با وجود قطعی خبری کمپ دیوید، باز هم جزئیات کمی در مورد مذاکرات وجود داشت.
من از زمان جنگ دچار خاموشی بودم.
کولاکی که واشنگتن را متوقف کرد، خاموشی را برای چند روز دیگر تمدید کرد.
او یک شکاف در مواد خاموشی پیدا کرده بود و چشمش را به آن دوخته بود.
حالا نوامبر بود و برگشتن به خانه در خاموشی در ابتدا کمی اضطراب عصبی در من ایجاد کرد.
این تضمین می کرد که ناشنوایان در خاموشی و در طول حملات هوایی کمک و درک دریافت می کنند.
Utility officials said the blackout was unrelated to small power failures in San Francisco neighborhoods Monday and Tuesday.
مقامات خدمات برق گفتند که خاموشی ربطی به قطع برق کوچک در محله های سانفرانسیسکو در دوشنبه و سه شنبه ندارد.
طوفان باعث خاموشی در بسیاری از مناطق شد.
a news/media blackout
خاموشی خبری/رسانه ای
دولت در طول بحران یک خاموشی خبری را اعمال کرد.
ساعت ها طول می کشید تا در خاموشی به خانه برود.
آنها در جریان خاموشی در جنگ با یکدیگر آشنا شدند.
او خاموشی داشت و چیزی از تصادف به خاطر نمی آورد.
wartime blackouts
خاموشی های زمان جنگ
خطوط برق منفجر شد و چندین ساعت خاموشی داشتیم.
خاموشی خبری
او نمی تواند رانندگی کند زیرا از خاموشی رنج می برد.
خاموشی بازی را زود به پایان رساند.
He suffers from Parkinson’s disease and has occasionally experienced blackouts.
او از بیماری پارکینسون رنج می برد و گاهی اوقات خاموشی را تجربه کرده است.
پرداخت به ازای بازدید پس از سه سال خاموشی بازگشت.
یک روز پس از اغتشاشات، خاموشی رسانه ای اعمال شد.
faint
از هوش رفتن
swoon
غمگین شدن
syncope
سنکوپ
سقوط - فروپاشی
coma
کما
insensibility
بی احساسی
knockout
ناک اوت
شنا کردن
unconsciousness
بی هوشی
fainting fit
غش کردن
oblivion
فراموشی
fainting
seizure
seizure
عبور از
passing out
از دست دادن هوشیاری
دوره فراموشی
بی هوشی موقت
temporary unconsciousness
از حال رفتن
بی حوصلگی
stupor
سرگیجه
dizziness
خاکستری
grayout
غرق شدن
vertigo
پوسته پوسته شدن
swooning
باطل کردن
flaking out
مخروبه کردن
conk out
conking out
vigorUS
vigorUS
vigourUK
vigourUK
vim
vim
vitality
سرزندگی
vivacity
نشاط
activeness
فعال بودن
فعالیت
آگاهی
علاقه
زندگی
liveliness
حساسیت
sensibility
بیداری
wakefulness
هوشیاری
alertness