booking
booking - رزرو
noun - اسم
UK :
US :
ترتیبی برای سفر با قطار، استفاده از اتاق هتل و غیره در زمان خاصی در آینده
ترتیبی که توسط یک مجری برای اجرا در زمان خاصی در آینده انجام می شود
عمل نوشتن نام یک بازیکن فوتبال در کتاب به عنوان مجازاتی برای نقض قوانین
an arrangement in which a place on a plane in a hotel restaurant etc is kept for a customer who will arrive later
ترتیبی که در آن مکانی در هواپیما، هتل، رستوران و غیره برای مشتری که دیرتر به آنجا میرسد نگهداری میشود.
ترتیبی که برای داشتن اتاق هتل، بلیط و غیره در زمان خاصی در آینده انجام می دهید
a punishment for breaking the rules in a football game in which the referee writes the player's name in a book
مجازاتی برای نقض قوانین در یک بازی فوتبال که در آن داور نام بازیکن را در یک کتاب می نویسد.
an arrangement to have a place on a flight a room in a hotel etc. at a particular time in the future
ترتیبی برای داشتن مکانی در پرواز، اتاقی در هتل و غیره در زمان خاصی در آینده
اگر مجبور به لغو رزرو هستید، لطفا در اسرع وقت به ما اطلاع دهید.
رزروهای قبلی برای نمایش در حال حاضر بیش از 100000 پوند است.
لطفا فرم رزرو ضمیمه را با پاکت مهر شده و آدرس دار به آدرس فوق ارسال نمایید.
قیمتهای ارزانتر در رزروهای اولیه موجود است.
رزرو زود هنگام توصیه می شود زیرا تعداد در بسیاری از تورها محدود است.
رزرو ماهانه تعطیلات تابستانی نایجل کوپ در مقایسه با رزروهای ماه مشابه سال گذشته.
من می خواهم رزرو خود را لغو کنم، لطفا.
But the number of emigrants forced the introduction of booking systems, although a booked passage did not guarantee comfort.
اما تعداد مهاجران مجبور به معرفی سیستم های رزرو شد، اگرچه یک پاساژ رزرو شده راحتی را تضمین نمی کرد.
فقط یک صورتحساب کل برای هر رزرو مهمانی تهیه می شود.
می توانید از طریق تلفن رزرو موقت انجام دهید.
اگر میهمان رزرو را انجام میداد، ودیعه بخشی از پرداخت تمام قیمت بود.
برگه های رزرو به وضوح نشان می داد که عموم مردم احساس می کنند هیچ تفاوتی وجود ندارد.
a booking form/hall/clerk
فرم رزرو/سالن/کارمند
آیا می توانم برای جمعه رزرو کنم؟
Early booking is recommended.
رزرو زودهنگام توصیه می شود.
نیازی به رزرو قبلی نیست.
دیگر نمی توانیم رزرو کنیم.
من از طریق آژانس مسافرتی رزرو کردم.
رزرو تلفنی و پستی را می پذیریم.
a booking for the Saturday performance
رزرو برای اجرای شنبه
ما سه ماه پیش رزرو کردیم.
براد دور بود، بنابراین مجبور شدیم رزرو را لغو کنیم.
این نمایش پیش از این 4 میلیون پوند رزرو کرده بود.
من فرم رزرو را پر کردم و ارسال کردم.
وقتی یک مدافع کارت زرد دریافت می کند، باید مراقب باشد که کارت دیگری بگیرد و اخراج نشود.
قبل از رزرو، قیمت ها را مقایسه کنید.
تمام قیمت های ما شامل هزینه رزرو می باشد.
رزرو
وقت ملاقات
prearrangement
پیش هماهنگی
توافق
engagement
نامزدی
قرارداد
نگه دارید
تاریخ
گزینه
کمیسیون
deposit
سپرده
gig
کنسرت
advance booking
رزرو از قبل
تاریخ اجرا
تاریخ بازی
هماهنگی قبلی
تاریخ تور
cancellingUK
لغو انگلستان
cancelingUS
لغو ایالات متحده
withdrawing
عقب نشینی
discarding
دور انداختن
scrapping
قراضه کردن
aborting
سقط
dropping
انداختن
voiding
تخلیه
nulling
باطل کردن
nullifying
باطل کننده
scratching
خراشیدن
scrubbing
شستشو
negating
نفی کردن
overriding
فراگیر
dismissing
اخراج کردن
