comparable
comparable - قابل مقایسه
adjective - صفت
UK :
US :
غیر قابل مقایسه
مقایسه ای
به صورت مقایسه ای
قابل مقایسه
از نظر اندازه، تعداد، کیفیت و غیره شبیه چیز دیگری است تا بتوانید مقایسه کنید
به یک اندازه مهم، خوب، بد و غیره بودن
از نظر اندازه، مقدار یا کیفیت مشابه چیز دیگری است
شرایط آب و هوایی این دو کشور تقریباً قابل مقایسه است.
The comparable figure for white households was 45 percent, and for non-immigrant black households, 39 percent.
این رقم برای خانوارهای سفیدپوست 45 درصد و برای خانوارهای سیاه پوست غیرمهاجر 39 درصد بود.
به دلیل تغییرات در پوشش، ارقام قابل مقایسه برای سال 1981 در دسترس نیست.
در اینجا قیمت سه خانه قابل مقایسه در محله شما به فروش رسیده است.
سیاره پلوتو از نظر اندازه با ماه ما قابل مقایسه است.
فورد در سه ماهه اخیر با هیچ هزینه قابل مقایسه ای مواجه نشد.
برخی از تحلیلگران انتظار داشتند که فروش مشابه Waldenbooks کاهش یابد.
بالدوین هیچ سرعت قابل مقایسه و هیچ فرآیند منطقی قابل مقایسه ای نداشت.
لیورپول یکی از چهار حوزه ای است که مطالعات مشابهی در آن راه اندازی شده است.
اندازه مغز دلفین با مغز انسان قابل مقایسه است.
کیفیت مراقبت نیز در آریزونا بالاتر از یک برنامه سنتی قابل مقایسه بود.
یک خانه قابل مقایسه در جنوب شهر دو برابر قیمت دارد.
وضعیت در ایالات متحده مستقیماً با وضعیت انگلستان قابل مقایسه نیست.
نرخ تورم در حال حاضر با نرخ تورم سایر کشورهای اروپایی قابل مقایسه است.
این دو دستگاه از نظر اندازه قابل مقایسه هستند.
مغز آن تقریباً با مغز شامپانزه قابل مقایسه است.
هیچ کشور دیگری در آن زمان افکار عمومی سازمان یافته ای نداشت که از راه دور با بریتانیا قابل مقایسه باشد.
این زلزله با سایر زلزله های سال های اخیر قابل مقایسه بود.
The regional variation in Australian accent is not in any way comparable to that found in the UK or US.
تنوع منطقه ای در لهجه استرالیایی به هیچ وجه با آنچه در بریتانیا یا ایالات متحده یافت می شود قابل مقایسه نیست.
هیچ اسکنر دیگری از نظر کیفیت تصویر تولید شده حتی از راه دور قابل مقایسه با این نیست.
شغلی قابل مقایسه با من
دختران در سنین مشابه هستند.
قیمتهای ما با/با سایر مغازهها قابل مقایسه است.
این دو تجربه قابل مقایسه نیستند.
برابر
equipollent
مساوی
equipotential
برابری پتانسیل
tantamount
معادل
به خوبی
مساوی با
یک بازی
یک مسابقه برای
برابر با
از یک قطعه
همتراز با
در همان کلاس
در همان لیگی که
با همان استاندارد
در سطحی با
در یک سطح
قادر به نگه داشتن شمع به
برش از همان پارچه
در کلاس با
در شرایط برابر با
incomparable
غیر قابل مقایسه
unalike
مشابه
unequal
نابرابر
unworthy
نالایق
unparalleled
بی نظیر
peerless
بی همتا
matchless
تکرار نشدنی
inimitable
بی رقیب انگلستان
unequalledUK
منحصر بفرد
unrivalledUK
عالی
unmatched
nonpareil
unsurpassed
کامل
برتر
supreme
بی رقیب ایالات متحده
nonpareil
نادر
consummate
غیر قابل غلبه
superlative
ایالات متحده بی نظیر
unrivaledUS
برجسته
متعالی
unsurpassable
استثنایی
unequaledUS
فقط
unexampled
فراتر از
outstanding
برترین
superior
transcendent
exceptional
surpassing
paramount