rotation
rotation - چرخش
noun - اسم
UK :
US :
وقتی چیزی با یک حرکت دایره ای به دور یک نقطه مرکزی می چرخد
یک چرخش دایره ای کامل در اطراف یک نقطه مرکزی
the practice of regularly changing the thing that is being used or done, or the person who does a particular job
تمرین تغییر مرتب چیزی که استفاده می شود یا انجام می شود یا شخصی که کار خاصی را انجام می دهد
a period of time spent doing a particular job when you will soon change to a different job for the same employer
یک دوره زمانی که صرف انجام یک کار خاص می شود، زمانی که به زودی به شغل دیگری برای همان کارفرما تغییر می دهید
افرادی که هر کدام به نوبت کار خاصی را به ترتیب منظم انجام می دهند
اگر گروهی از مردم کاری را به صورت چرخشی انجام دهند، آن را یکی پس از دیگری به ترتیب منظم انجام می دهند
the practice of changing regularly from one thing to another or regularly changing the person who does a particular job
تمرین تغییر منظم از یک چیز به چیز دیگر یا تغییر منظم فردی که کار خاصی را انجام می دهد
حرکت در یک دایره در اطراف یک نقطه ثابت
یک حرکت دایره ای کامل در اطراف یک نقطه ثابت
اقدام کشاورزان مبنی بر تغییر مرتب محصولاتی که در یک مزرعه کشت می کنند
عمل افراد مختلف که یک کار را در زمان های مختلف انجام می دهند
عمل چرخش به دور یک نقطه ثابت
عملی که چیزها به نوبت اتفاق میافتند یا به ترتیب خاصی اتفاق میافتند
the process of regularly changing the person who does a particular job so that it is done at different times by different people
فرآیند تغییر منظم فردی که یک کار خاص را انجام می دهد، به طوری که در زمان های مختلف توسط افراد مختلف انجام می شود
→ sector rotation
→ چرخش بخش
Crop rotations and equipment could not be exploited in some areas until enclosure removed the remaining open fields and increased farm size.
تناوب زراعی و تجهیزات را نمیتوان در برخی مناطق مورد بهرهبرداری قرار داد تا زمانی که محفظه مزارع باز باقی مانده را حذف کرد و اندازه مزرعه را افزایش داد.
اولین چرخش رابینسون در بیمارستان در اورژانس بود.
ما باید آموزش های متقابل و چرخش شغلی بیشتری انجام دهیم.
در اینجا تاکید می شود که در سقوط آزاد هیچ چرخشی در یک قاب وجود ندارد.
243 روز زمینی طول می کشد تا زهره یک چرخش را کامل کند.
Still Leyland left him out of the postseason rotation because there was nobody else to work right-handed long relief.
با این حال، لیلاند او را از چرخش پس از فصل کنار گذاشت، زیرا هیچ کس دیگری برای کمک رسانی طولانی به سمت راست دست نبود.
چرخش زمین بر سردرگمی می افزاید.
یک فک شکسته به خاویر مجیا یک سوراخ در چرخش ایجاد کرد.
The measured brightness variations over the rotation period are called the light curve of the asteroid.
تغییرات روشنایی اندازه گیری شده در طول دوره چرخش، منحنی نور سیارک نامیده می شود.
چرخش زمین
چرخش روزانه زمین حول محور خود
چرخش زمین به دور خورشید
این سوئیچ تعداد چرخش در دقیقه را کنترل می کند.
crop rotation/the rotation of crops (= changing the crop that is grown on an area of land in order to protect the soil)
تناوب زراعی / تناوب زراعی (= تغییر محصولی که در منطقه ای از زمین به منظور حفاظت از خاک کشت می شود)
job rotation (= the practice of regularly changing the job that a particular person does so that they become experienced in different areas)
چرخش شغلی (= تمرین تغییر منظم شغلی که یک فرد خاص انجام می دهد تا در زمینه های مختلف با تجربه شود)
گندم، ذرت و چغندرقند به صورت تناوب کاشته می شوند.
ریاست این کمیته را تمامی اعضا به صورت چرخشی بر عهده دارند.
سرعت چرخش
زمین در هر سال کبیسه 366 چرخش حول محور خود انجام می دهد.
crop rotation
تناوب زراعی
چرخش پست های کلیدی مانند رئیس
دو چرخش صفحه، قفل را باز می کند.
همه آنها در شیفت شب به صورت چرخشی کار می کنند.
ایتالیا قوانینی در مورد چرخش اجباری مؤسسات حسابرسی در فواصل زمانی منظم دارد.
gyration
چرخش
انقلاب
حال چرخش
spinning
پیچ
turning
چرخ
پیروت
pirouette
قرقره
reel
گردان
revolving
رول
دور زدن
چرخیدن
twirl
حلقه زدن
whirl
مدار
circling
چرخان ایالات متحده
orbit
swivellingUK
swivelingUS
چرخ زدن
swivellingUK
دایره
twirling
دور چرخشی
wheeling
جریان
whirling
چرخه
گرد
circumrotation
پیچ - پیچیدن
circumvolution
پیچش
circuit
چرخشی
gyre
circulation
twist
twisting
swivel
stagnation
رکود
blockage
انسداد
inaction
بی عملی
immobility
بی حرکتی
inactivity
عدم فعالیت
