rotation

base info - اطلاعات اولیه

rotation - چرخش

noun - اسم

/rəʊˈteɪʃn/

UK :

/rəʊˈteɪʃn/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [rotation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rotation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rotation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rotation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rotation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rotation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rotation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rotation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rotation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rotation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rotation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rotation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rotation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rotation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rotation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rotation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rotation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rotation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rotation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rotation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rotation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rotation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rotation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rotation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rotation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rotation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rotation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rotation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rotation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rotation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rotation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rotation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rotation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rotation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rotation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rotation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rotation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rotation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rotation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rotation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rotation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rotation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rotation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rotation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rotation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rotation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rotation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rotation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rotation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rotation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rotation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rotation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rotation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rotation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rotation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rotation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rotation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rotation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rotation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rotation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rotation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rotation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rotation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rotation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rotation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rotation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rotation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rotation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rotation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rotation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rotation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rotation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rotation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rotation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rotation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rotation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rotation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rotation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rotation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rotation] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • the daily rotation of the earth on its axis


    چرخش روزانه زمین حول محور خود

  • the earth's rotation around the sun


    چرخش زمین به دور خورشید

  • This switch controls the number of rotations per minute.


    این سوئیچ تعداد چرخش در دقیقه را کنترل می کند.

  • crop rotation/the rotation of crops (= changing the crop that is grown on an area of land in order to protect the soil)


    تناوب زراعی / تناوب زراعی (= تغییر محصولی که در منطقه ای از زمین به منظور حفاظت از خاک کشت می شود)


  • چرخش شغلی (= تمرین تغییر منظم شغلی که یک فرد خاص انجام می دهد تا در زمینه های مختلف با تجربه شود)

  • Wheat, maize and sugar beet are planted in rotation.


    گندم، ذرت و چغندرقند به صورت تناوب کاشته می شوند.

  • The committee is chaired by all the members in rotation.


    ریاست این کمیته را تمامی اعضا به صورت چرخشی بر عهده دارند.

  • the speed of rotation


    سرعت چرخش

  • The earth completes 366 rotations about its axis in every leap year.


    زمین در هر سال کبیسه 366 چرخش حول محور خود انجام می دهد.

  • crop rotation


    تناوب زراعی

  • the rotation of key positions such as that of chairman


    چرخش پست های کلیدی مانند رئیس

  • Two rotations of the dial opens the lock.


    دو چرخش صفحه، قفل را باز می کند.

  • They all work the night shift in rotation.


    همه آنها در شیفت شب به صورت چرخشی کار می کنند.

  • Italy has rules on the mandatory rotation of auditing firms at regular intervals.


    ایتالیا قوانینی در مورد چرخش اجباری مؤسسات حسابرسی در فواصل زمانی منظم دارد.

synonyms - مترادف
  • gyration


    چرخش


  • انقلاب


  • حال چرخش

  • spinning


    پیچ

  • turning


    چرخ


  • پیروت

  • pirouette


    قرقره

  • reel


    گردان

  • revolving


    رول


  • دور زدن


  • چرخیدن

  • twirl


    حلقه زدن

  • whirl


    مدار

  • circling


    چرخان ایالات متحده

  • orbit


    swivellingUK

  • swivelingUS


    چرخ زدن

  • swivellingUK


    دایره

  • twirling


    دور چرخشی

  • wheeling


    جریان

  • whirling


    چرخه


  • گرد

  • circumrotation


    پیچ - پیچیدن

  • circumvolution


    پیچش

  • circuit


    چرخشی


  • gyre



  • circulation


  • twist


  • twisting


  • swivel


antonyms - متضاد
  • stagnation


    رکود

  • blockage


    انسداد

  • inaction


    بی عملی

  • immobility


    بی حرکتی

  • inactivity


    عدم فعالیت

لغت پیشنهادی

dissenter

لغت پیشنهادی

gilbert

لغت پیشنهادی

allergies