ترجمه
حذف

assured

مطمئن

adjective

صفت

UK : əˈʃɔːd

US : əˈʃʊrd

google image of assured

assured image / تصویر
assured image / تصویر
assured image / تصویر
assured image / تصویر
assured image / تصویر
assured image / تصویر

Description of assured

SENTENCE of assured

  • opposite of

  • uncertain

  • نا معلوم

  • diffident

  • متفکر

  • insecure

  • ناامن

  • self-distrustful

  • خود بی اعتمادی

  • self-doubting

  • شک به خود

  • ambiguous

  • مبهم

  • doubtful

  • مشکوک

  • indefinite

  • نامعین

  • questionable

  • سوال برانگیز

  • unconfirmed

  • تایید نشده

  • unsettled

  • بی قرار

  • unsure

  • نامطمئن

  • confused

  • سردرگم

  • dismayed

  • وحشت زده

  • distrustful

  • بی اعتماد

  • synonyms of

  • secure

  • امن است

  • sure

  • مطمئن

  • certain

  • مسلم - قطعی

  • guaranteed

  • تضمین

  • dependable

  • قابل اعتماد

  • sound

  • صدا

  • confirmed

  • تایید شده

  • ensured

  • تضمین شده است

  • fixed

  • درست شد

  • sealed

  • مهر و موم شده

  • settled

  • مستقر شده

  • solid

  • جامد

  • clinched

  • به هم چسبیده

  • established

  • ایجاد

  • impeccable

  • بی عیب و نقص

خوش امدید

به دلیل عوض شدن ادرس سایت لطفا از ادرس  ” wikitory.ir ”  وارد سایت شوید .

با تشکر . تیم پشتیبانی