backup

base info - اطلاعات اولیه

backup - پشتیبان گیری

noun - اسم

/ˈbækʌp/

UK :

/ˈbækʌp/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [backup] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • The police had backup from the army.


    پلیس پشتیبان ارتش داشت.

  • We can use him as a backup if one of the other players drops out.


    اگر یکی از بازیکنان دیگر از زمین خارج شد، می توانیم از او به عنوان پشتیبان استفاده کنیم.

  • The hospital has a backup power supply.


    بیمارستان دارای منبع تغذیه پشتیبان می باشد.

  • Always make a backup of your work.


    همیشه از کار خود یک نسخه پشتیبان تهیه کنید.

  • a backup copy


    یک نسخه پشتیبان

  • We're going to need some professional backup for this project.


    برای این پروژه به یک پشتیبان حرفه ای نیاز داریم.

  • The party is going to be outdoors, so we'll need to organize somewhere as a backup in case it rains.


    مهمانی قرار است در فضای باز برگزار شود، بنابراین در صورت بارندگی باید جایی را به عنوان پشتیبان سازماندهی کنیم.

  • Remember your colleagues are your backup system when things go wrong.


    به یاد داشته باشید، همکاران شما سیستم پشتیبان شما هستند، زمانی که مشکل پیش می‌آید.

  • Before we leave work each day we make a backup of all the records we have entered into the computer that day.


    قبل از اینکه هر روز کار را ترک کنیم، از تمام رکوردهایی که در آن روز وارد رایانه کرده ایم یک نسخه پشتیبان تهیه می کنیم.

  • The department's backup disks are all stored in a different building.


    دیسک های پشتیبان بخش همگی در یک ساختمان متفاوت ذخیره می شوند.

  • He's a backup for the Dallas Cowboys.


    او یک پشتیبان برای دالاس کابوی است.

  • backup vocals


    وکال پشتیبان

  • Willie moves to Chicago, where he becomes a backup artist for a sultry blues singer.


    ویلی به شیکاگو نقل مکان می کند، جایی که او یک هنرمند پشتیبان برای یک خواننده ی غم انگیز بلوز می شود.

  • a backup generator


    یک مولد پشتیبان

  • They didn’t realize when they hired him that he had a backup band.


    وقتی او را استخدام کردند متوجه نشدند که او یک گروه پشتیبان دارد.

  • We want to have the factual backup to make our case.


    ما می‌خواهیم پشتیبان واقعی داشته باشیم تا پرونده خود را مطرح کنیم.

  • Did you make a backup of these files?


    آیا از این فایل ها بک آپ گرفتید؟

  • I use my other email account as a backup.


    من از حساب ایمیل دیگرم به عنوان پشتیبان استفاده می کنم.

  • The company is exploring alternative sources to provide backup for materials when the suppliers cannot deliver.


    این شرکت در حال بررسی منابع جایگزین برای تهیه پشتیبان برای مواد در زمانی است که تامین کنندگان نتوانند تحویل دهند.

  • Remember that your colleagues are your backup system when things go wrong.


    به یاد داشته باشید که همکاران شما سیستم پشتیبان شما هستند، زمانی که مشکل پیش می‌آید.

  • Keep a backup of your data in case a drive fails.


    در صورت خرابی درایو، از اطلاعات خود نسخه پشتیبان تهیه کنید.

synonyms - مترادف
  • replacement


    جایگزینی

  • reserve


    ذخیره

  • substitute


    جایگزین


  • تسکین


  • پوشش

  • sub


    زیر

  • standby


    آماده به کار

  • surrogate


    جانشین

  • alternate


    متناوب

  • locum


    جایگاه

  • spare


    یدکی


  • اضافی

  • auxiliary


    کمکی

  • secondary


    ثانوی

  • succedaneum


    succedaneum

  • stand-in


    پرکردن

  • fill-in


    لوکوم تننز

  • locum tenens


    ضربه زن نیشگون

  • pinch hitter


    ضربه زن تعیین شده

  • stand-by


    رشته دوم

  • designated hitter


    پروکسی


  • دو برابر

  • proxy


    کم مطالعه


  • توقفگاه


  • بازگشتی

  • understudy


    قائم مقام

  • stopgap


    ضربه زننده

  • fallback


    احتمالی


  • pinch-hitter


  • contingency


antonyms - متضاد
  • necessity


    ضرورت

لغت پیشنهادی

number

لغت پیشنهادی

aero-

لغت پیشنهادی

gosh