entanglement

base info - اطلاعات اولیه

entanglement - در هم تنیدگی

noun - اسم

/ɪnˈtæŋɡlmənt/

UK :

/ɪnˈtæŋɡlmənt/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [entanglement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entanglement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entanglement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entanglement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entanglement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entanglement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entanglement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entanglement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entanglement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entanglement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entanglement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entanglement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entanglement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entanglement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entanglement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entanglement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entanglement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entanglement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entanglement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entanglement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entanglement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entanglement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entanglement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entanglement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entanglement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entanglement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entanglement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entanglement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entanglement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entanglement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entanglement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entanglement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entanglement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entanglement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entanglement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entanglement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entanglement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entanglement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entanglement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entanglement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entanglement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entanglement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entanglement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entanglement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entanglement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entanglement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entanglement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entanglement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entanglement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entanglement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entanglement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entanglement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entanglement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entanglement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entanglement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entanglement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entanglement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entanglement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entanglement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entanglement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entanglement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entanglement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entanglement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entanglement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entanglement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entanglement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entanglement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entanglement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entanglement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entanglement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entanglement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entanglement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entanglement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entanglement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entanglement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entanglement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entanglement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entanglement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entanglement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [entanglement] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • emotional/political entanglements


    درگیری های عاطفی/سیاسی

  • This affair did not prevent an entanglement with another of his co-stars.


    این رابطه مانع از درگیری با یکی دیگر از همبازی هایش نشد.

  • Many dolphins die each year from entanglement in fishing nets.


    بسیاری از دلفین ها هر ساله به دلیل گرفتاری در تورهای ماهیگیری می میرند.

  • The auditors try to avoid entanglement with arguments over local policy.


    حسابرسان سعی می کنند از درگیر شدن با بحث در مورد خط مشی محلی اجتناب کنند.

  • The book describes the complex emotional and sexual entanglements between the members of the group.


    این کتاب درگیری های عاطفی و جنسی پیچیده بین اعضای گروه را توصیف می کند.

  • entanglements of cables and wires


    درهم تنیدگی کابل ها و سیم ها

  • a legal entanglement


    یک گرفتاری قانونی

synonyms - مترادف
  • tangle


    گره زدن

  • enmeshment


    درگیر شدن

  • mesh


    مش

  • tanglement


    درهم تنیدگی

  • weave


    بافت

  • web


    وب

  • jumble


    بهم ریختن

  • meshing


    مش بندی


  • بهم ریختگی

  • net


    خالص

  • snarl


    غرغر کردن

  • cobweb


    تار عنکبوت

  • ensnarement


    به دام افتادن

  • entrapment


    گره

  • knot


    مورچه

  • morass


    درهم ریختن

  • muddle


    توری

  • netting


    بدام انداختن

  • snare


    خرخر کردن

  • snarl-up


    بستن

  • tie-up


    جرم


  • مارپیچ

  • maze


    هزارتو

  • labyrinth


    هش

  • hash


    پیچیدگی

  • convolution


    اش شله قلمکار

  • mishmash


    مخلوط


  • مختلط

  • medley


    کلاژ

  • collage


    تکه تکه کاری

  • patchwork


antonyms - متضاد
  • disentanglement


    گره گشایی

  • extrication


    بیرون آوردن

  • freeing


    آزاد کردن


  • رهایی

  • rescue


    نجات

لغت پیشنهادی

anchorite

لغت پیشنهادی

tooth

لغت پیشنهادی

circulate