cult
cult - فرقه
noun - اسم
UK :
US :
یک گروه مذهبی افراطی که بخشی از یک دین ثابت نیست
یک باور، ایده یا نگرش شیک که بر زندگی افراد تأثیر می گذارد
گروهی از مردم که علاقه زیادی به یک چیز خاص دارند
نظامی از باورها و اعمال مذهبی
a religious group often living together whose beliefs are considered extreme or strange by many people
یک گروه مذهبی که اغلب با هم زندگی می کنند و بسیاری از مردم عقایدشان را افراطی یا عجیب می دانند
یک سیستم خاص از اعتقادات مذهبی
کسی یا چیزی که بین گروه خاصی از مردم بسیار محبوب شده است
بسیار مورد پسند گروه خاصی از مردم است
a system of religious belief esp. one not recognized as an established religion or the people who worship according to such a system of belief
یک سیستم اعتقاد مذهبی، به ویژه کسی که به عنوان یک دین ثابت شناخته نمی شود، یا افرادی که بر اساس چنین سیستم اعتقادی عبادت می کنند
A cult is also something that is very popular with some people or a particular set of beliefs or behavior
فرقه نیز چیزی است که در بین برخی افراد یا مجموعه خاصی از عقاید یا رفتار بسیار محبوب است
او را تا حدی دوست دارند که تبدیل به یک شخصیت فرقه شود.
یک سخنگوی گروه فرقه بودن این گروه را رد کرد و گفت که اعضا می توانند هر زمان که بخواهند ترک کنند.
بسیاری می گویند که یک فرقه به طور قابل توجهی کمتر از یک اقلیت است.
در دورههای هلنیستی و رومی، ادیان و آیینهای اسرارآمیز در جهان باستان گسترش یافتند.
در فرقه های بت پرستان دو نوع قربانی وجود داشت.
دهها فرقه مذهبی در ایالات متحده ظاهر شدهاند که اکثر آنها برای رهبران خود ثروت زیادی به دست آوردهاند.
Yevtushenko was no longer the cult figure he had been when he came to Britain at the association's invitation in 1962.
یوتوشنکو زمانی که به دعوت انجمن در سال 1962 به بریتانیا آمد، دیگر آن شخصیت فرقه ای نبود.
اعضای فرقه مجاز به ازدواج یا مالکیت بدون اجازه نیستند.
رژیم غذایی، درمانی، ورزش... همه اینها بخشی از کیش خودسازی است.
عبادت مردگان در مقبره یک عملکرد کاملاً مذهبی بود.
فرقه آمادگی جسمانی
فرقه جوانی
پسر آنها از خانه فرار کرد و به یک فرقه پیوست.
اعضای یک فرقه مذهبی
آیین چینی پرستش اجداد
پسرشان از خانه فرار کرد و به یک فرقه مذهبی پیوست.
آیین هندو شیوا
فرقه سلبریتی
این خواننده در دهه 1970 طرفدارانی داشت.
a cult figure/movie
یک شخصیت/فیلم فرقه
مردم او را یک رهبر باهوش فرقه و کلاهبردار می دانستند.
یک فیلم کالت
sect
فرقه
denomination
مدرسه
faction
مهمانی - جشن
دین
بدن
گروه
کلیسا
وابستگی
ذیل
affiliation
دسته
جنبش
clique
باند
قبیله
گروه مذهبی
clan
جامعه ایمانی
دستور دینی
ایمان
اشتراک
سفارش
communion
متقاعد کردن
عقیده
persuasion
ارتباط
creed
باور
هاوهاو
شقاق
hauhau
فصل
schism
جامعه
اردوگاه
سمت
agnosticism
آگنوستیک
disbelief
ناباوری
atheism
بی خدایی
