cult

base info - اطلاعات اولیه

cult - فرقه

noun - اسم

/kʌlt/

UK :

/kʌlt/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [cult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cult] در گوگل
description - توضیح
  • an extreme religious group that is not part of an established religion


    یک گروه مذهبی افراطی که بخشی از یک دین ثابت نیست

  • a fashionable belief idea or attitude that influences people’s lives


    یک باور، ایده یا نگرش شیک که بر زندگی افراد تأثیر می گذارد


  • گروهی از مردم که علاقه زیادی به یک چیز خاص دارند

  • a system of religious beliefs and practices


    نظامی از باورها و اعمال مذهبی


  • یک گروه مذهبی که اغلب با هم زندگی می کنند و بسیاری از مردم عقایدشان را افراطی یا عجیب می دانند


  • یک سیستم خاص از اعتقادات مذهبی


  • کسی یا چیزی که بین گروه خاصی از مردم بسیار محبوب شده است


  • بسیار مورد پسند گروه خاصی از مردم است

  • a system of religious belief esp. one not recognized as an established religion or the people who worship according to such a system of belief


    یک سیستم اعتقاد مذهبی، به ویژه کسی که به عنوان یک دین ثابت شناخته نمی شود، یا افرادی که بر اساس چنین سیستم اعتقادی عبادت می کنند


  • فرقه نیز چیزی است که در بین برخی افراد یا مجموعه خاصی از عقاید یا رفتار بسیار محبوب است

  • He is loved to the point of becoming a cult figure.


    او را تا حدی دوست دارند که تبدیل به یک شخصیت فرقه شود.

  • A spokesman denied the group is a cult and said members could leave whenever they wanted.


    یک سخنگوی گروه فرقه بودن این گروه را رد کرد و گفت که اعضا می توانند هر زمان که بخواهند ترک کنند.

  • Many would say that a cult is considerably less than a minority.


    بسیاری می گویند که یک فرقه به طور قابل توجهی کمتر از یک اقلیت است.

  • In the Hellenistic and Roman periods mystery religions and cults spread through the ancient world.


    در دوره‌های هلنیستی و رومی، ادیان و آیین‌های اسرارآمیز در جهان باستان گسترش یافتند.

  • In pagan cults there were two Kinds of sacrifices.


    در فرقه های بت پرستان دو نوع قربانی وجود داشت.

  • Dozens of religious cults have appeared in the US most making a fortune for their leaders.


    ده‌ها فرقه مذهبی در ایالات متحده ظاهر شده‌اند که اکثر آنها برای رهبران خود ثروت زیادی به دست آورده‌اند.

  • Yevtushenko was no longer the cult figure he had been when he came to Britain at the association's invitation in 1962.


    یوتوشنکو زمانی که به دعوت انجمن در سال 1962 به بریتانیا آمد، دیگر آن شخصیت فرقه ای نبود.

  • Members of the cult are not allowed to marry or own property without permission.


    اعضای فرقه مجاز به ازدواج یا مالکیت بدون اجازه نیستند.

  • Diet therapy exercise... It's all part of the cult of self-improvement.


    رژیم غذایی، درمانی، ورزش... همه اینها بخشی از کیش خودسازی است.

  • The cult of the dead at the tomb was a strictly religious function.


    عبادت مردگان در مقبره یک عملکرد کاملاً مذهبی بود.

example - مثال

  • فرقه آمادگی جسمانی

  • the cult of youth


    فرقه جوانی

  • Their son ran away from home and joined a cult.


    پسر آنها از خانه فرار کرد و به یک فرقه پیوست.

  • the members of a religious cult


    اعضای یک فرقه مذهبی

  • the Chinese cult of ancestor worship


    آیین چینی پرستش اجداد

  • Their son ran away from home and joined a religious cult.


    پسرشان از خانه فرار کرد و به یک فرقه مذهبی پیوست.

  • the Hindu cult of Shiva


    آیین هندو شیوا


  • فرقه سلبریتی

  • The singer had a cult following in the 1970s.


    این خواننده در دهه 1970 طرفدارانی داشت.

  • a cult figure/movie


    یک شخصیت/فیلم فرقه

  • People considered him a brilliant cult leader and con man.


    مردم او را یک رهبر باهوش فرقه و کلاهبردار می دانستند.

  • a cult movie


    یک فیلم کالت

synonyms - مترادف
antonyms - متضاد
  • agnosticism


    آگنوستیک

  • disbelief


    ناباوری

  • atheism


    بی خدایی

لغت پیشنهادی

scholars

لغت پیشنهادی

batwing

لغت پیشنهادی

mumbled