retaliate
retaliate - تلافی کردن
verb - فعل
UK :
US :
به کسی بدی کنی چون با تو بدی کرده است
to hurt someone or do something harmful to someone because they have done or said something harmful to you
آسیب رساندن به کسی یا انجام کاری مضر برای کسی به این دلیل که او کاری برای شما مضر انجام داده یا گفته است
to hurt someone or do something harmful to someone because that person has done or said something harmful to you
آسیب رساندن به کسی یا انجام کاری مضر برای کسی به این دلیل که آن شخص چیزی برای شما مضر انجام داده یا گفته است
Young Oliver Rowntree, nursing his outrage, spent the summer brooding about what he could do to retaliate.
الیور راونتری جوان که از خشم خود مراقبت میکرد، تابستان را به فکر این بود که چه کاری میتواند برای انتقام انجام دهد.
او قول داده است که اقدامات سختی را برای انتقام از افراط گرایان انجام دهد.
Huggins acknowledged that some of his players retaliated at the end of the game when they were doused by fans.
هاگینز اذعان کرد که برخی از بازیکنانش در پایان بازی زمانی که توسط هواداران غرق شدند، تلافی کردند.
قبل از اینکه ادوارد بتواند تلافی کند، بروس به سمت اسکون رفت.
سیگیبرت با فراخوانی متحدانش از آن سوی رود راین تلافی کرد.
هنگامی که پلیس سعی کرد جمعیت را به عقب براند، چند جوان با پرتاب سنگ به سوی آنها تلافی کردند.
تایسون در مصاحبه ای مدعی شد که حمله هالیفیلد به او را تلافی می کند.
یک استراتژی بخشش، راهبردی است که اگرچه ممکن است تلافی جویانه باشد، اما حافظه کوتاهی دارد.
دولت خواهان صلح است، اما در صورت حمله در تلافی دریغ نخواهد کرد.
لو ساکس به دلیل انتقام گرفتن توپ جریمه و یک مسابقه محروم شد.
واکر تنها پس از اینکه توماس چندین ضربه به او زد تلافی کرد.
او تصمیم گرفت تلافی فیزیکی نکند، زیرا او را در معرض خطر بیشتری قرار می داد.
من کاملاً قبول دارم که اشتباه پاسداران بود که با ضربات و لگد تلافی کنند.
برای تلافی در برابر یک حمله
پسر به خواهرش برخورد کرد که او با لگد تلافی کرد.
پلیس با سنگ پرتاب شد و با گاز اشک آور تلافی کرد.
اوکراین تهدید کرد که با بستن خطوط لوله نفت به مقابله به مثل خواهد پرداخت.
تظاهرکنندگان با پرتاب سنگ و آجر تلافی کردند.
پلیس با گاز اشک آور تلافی کرد.
آنها انگلیسی ها را تهدید به تلافی کردند.
اگر کسی به شما توهین کرد، تلافی نکنید زیرا فقط وضعیت را بدتر می کند.
تظاهرکنندگان به سوی پلیس سنگ پرتاب کردند و پلیس نیز با شلیک گلوله های خالی به سوی جمعیت تلافی کرد.
تروریست ها با بمب گذاری علیه دولت تلافی کردند.
اولین غریزه او تلافی در برابر حملات بود.
She said she was fired in retaliation for her reports of illegal business practices earlier this year.
او گفت که به تلافی گزارشهایش درباره فعالیتهای تجاری غیرقانونی در اوایل سال جاری اخراج شد.
reciprocate
متقابل کردن
requite
پاداش
avenge
انتقام گرفتن
redress
جبران خسارت
revenge
ضد حمله
counterattack
واکنش نشان دهند
بازپرداخت
venge
پیشخوان
repay
ضربه بزنید
recompense
حتی
مبارزه کن
حتی نمره
بازگشت لایک برای لایک
به اندازه کسی که می گیرد، بده
به خال دادن
پس دادن
انتقام بگیر
به کسی قدرت خود را بدهید
بگذار کسی ببیند چه احساسی دارد
take revenge
پرداخت کنید
take reprisals
آتش برگشت
تعارف را برگردان
مقابله به مثل
چشم در برابر چشم
به کسی برگرد
حتی با
انتقام گرفتن از خود
avenge oneself
