portals

base info - اطلاعات اولیه

portals - پورتال ها

N/A - N/A

ˈpɔːr.t̬əl

UK :

ˈpɔː.təl

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [portals] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portals] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portals] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portals] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portals] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portals] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portals] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portals] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portals] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portals] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portals] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portals] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portals] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portals] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portals] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portals] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portals] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portals] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portals] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portals] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portals] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portals] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portals] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portals] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portals] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portals] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portals] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portals] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portals] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portals] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portals] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portals] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portals] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portals] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portals] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portals] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portals] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portals] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portals] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portals] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portals] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portals] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portals] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portals] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portals] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portals] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portals] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portals] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portals] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portals] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portals] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portals] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portals] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portals] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portals] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portals] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portals] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portals] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portals] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portals] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portals] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portals] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portals] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portals] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portals] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portals] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portals] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portals] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portals] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portals] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portals] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portals] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portals] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portals] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portals] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portals] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portals] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portals] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portals] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portals] در گوگل
description - توضیح

  • راهی برای بدست آوردن یا انجام کاری


  • وب سایت یا صفحه ای در اینترنت که به افراد، به ویژه گروهی از افرادی که به موضوع خاصی علاقه مند هستند، اجازه می دهد تا اطلاعات مفیدی به دست آورند و وب سایت های دیگر را پیدا کنند.


  • ورودی یک ساختمان، به ویژه یک ساختمان بزرگ یا مهم

  • relating to an opening to an organ in the body especially the opening where blood vessels (= thin tubes that carry blood) enter the liver (= a large organ that cleans the blood)


    مربوط به منفذی به عضوی در بدن، به ویژه دهانه ای که در آن رگ های خونی (= لوله های نازکی که خون را حمل می کنند) وارد کبد می شوند (= اندام بزرگی که خون را تمیز می کند)

  • relating to a system in the body in which blood flows from capillaries (= very thin tubes) of one organ, through larger blood vessels (= tubes), to capillaries of another organ, before returning to the heart


    مربوط به سیستمی در بدن است که در آن خون از مویرگ ها (= لوله های بسیار نازک) یک اندام، از طریق رگ های خونی بزرگتر (= لوله ها)، به مویرگ های اندام دیگر، قبل از بازگشت به قلب جریان می یابد.

  • relating to the portal vein (= a major vein in the body that leads to the liver)


    مربوط به ورید باب (= سیاهرگ اصلی در بدن که به کبد منتهی می شود)


  • یک ورودی بزرگ و اغلب بسیار تزئین شده به یک ساختمان


  • صفحه ای در شبکه جهانی وب که کاربران می توانند آن را تغییر دهند تا اطلاعاتی را که می خواهند ببینند نشان دهد

  • a website that collects information on a particular subject and has links (= connections) to other websites with related information


    وب سایتی که اطلاعات مربوط به یک موضوع خاص را جمع آوری می کند و دارای پیوند (= اتصالات) به وب سایت های دیگر با اطلاعات مرتبط است

example - مثال
  • The laptop is my portal to the outside world.


    لپ تاپ پورتال من به دنیای بیرون است.


  • اداره پست هیچ حسی مبنی بر اینکه کسب و کار اصلی آن ارائه یک پورتال برای خدمات تحویل است، از دست داده است.

  • A number of large access providers offer portals to the Web for their own users.


    تعدادی از ارائه دهندگان دسترسی بزرگ پورتال هایی را برای کاربران خود به وب ارائه می دهند.

  • There are a huge number of knit and crochet resources online from trade association portals to blogs.


    تعداد زیادی از منابع بافتنی و قلاب بافی به صورت آنلاین وجود دارد، از پورتال انجمن های تجاری گرفته تا وبلاگ ها.

  • Carrell's name remains above the portal to this day.


    نام کارل تا به امروز بالای پورتال باقی مانده است.

  • Passing through the portals of the BBC for the first time she felt slightly nervous.


    با عبور از پورتال های بی بی سی برای اولین بار، او کمی عصبی شد.

  • A liver biopsy reveals portal fibrosis.


    بیوپسی کبد فیبروز پورتال را نشان می دهد.

  • Nerve fibres are abundant in the liver, particularly in the portal triads.


    فیبرهای عصبی در کبد، به ویژه در سه گانه پورتال، فراوان هستند.

  • Ultimately these veins drain into the portal system.


    در نهایت این سیاهرگ ها به سیستم پورتال تخلیه می شوند.

  • The problem sometimes results from obstruction of the portal circulation.


    این مشکل گاهی اوقات به دلیل انسداد گردش خون پورتال ایجاد می شود.

  • Portal hypertension is a common related condition that is caused by liver damage.


    فشار خون پورتال یک بیماری شایع مرتبط است که در اثر آسیب کبدی ایجاد می شود.

  • Clotting time increases because the high portal pressure backs up blood into the spleen, destroying platelets.


    زمان لخته شدن افزایش می‌یابد زیرا فشار بالای پورتال خون را به طحال باز می‌گرداند و پلاکت‌ها را از بین می‌برد.

  • We entered the side portal of the cathedral.


    وارد درگاه کناری کلیسای جامع شدیم.


  • پورتال به شما امکان می دهد از هر نقطه از سایت به اطلاعات خاصی دسترسی داشته باشید.


  • به پورتال موری، یک منبع آموزشی برای همه کسانی که درگیر آموزش و یادگیری هستند، خوش آمدید.

synonyms - مترادف

  • ورود

  • doorways


    درگاه ها

  • doors


    درها


  • دروازه ها

  • gateways


    دهانه ها

  • gates


    ورودی ها

  • openings


    وارد می شود

  • entryways


    خارج می شود

  • ingresses


    راه های ورودی

  • egresses


    دریچه ها

  • entranceways


    ایوان ها

  • exits


    رواق ها

  • hatches


    آستانه ها

  • porches


    راه ها در

  • porticos


    راه های خروج

  • thresholds


    دسترسی داشته باشید

  • ways in


    راه ها

  • ways out


    دهلیزها


  • لابی ها

  • ways


    سرسراها

  • vestibules


    معابر

  • avenues


    سالن های ورودی

  • lobbies


    سالن ها

  • foyers


    نزدیک می شود

  • passages


    خوراکی ها

  • entrance halls


  • halls


  • passageways


  • approaches


  • entrees


  • inlets


antonyms - متضاد
  • conclusions


    نتیجه گیری

  • exits


    خارج می شود

لغت پیشنهادی

circulars

لغت پیشنهادی

older

لغت پیشنهادی

illustrious