flock

base info - اطلاعات اولیه

flock - گله

noun - اسم

/flɑːk/

UK :

/flɒk/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [flock] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [flock] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [flock] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [flock] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [flock] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [flock] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [flock] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [flock] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [flock] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [flock] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [flock] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [flock] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [flock] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [flock] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [flock] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [flock] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [flock] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [flock] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [flock] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [flock] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [flock] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [flock] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [flock] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [flock] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [flock] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [flock] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [flock] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [flock] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [flock] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [flock] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [flock] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [flock] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [flock] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [flock] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [flock] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [flock] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [flock] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [flock] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [flock] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [flock] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [flock] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [flock] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [flock] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [flock] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [flock] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [flock] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [flock] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [flock] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [flock] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [flock] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [flock] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [flock] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [flock] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [flock] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [flock] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [flock] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [flock] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [flock] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [flock] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [flock] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [flock] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [flock] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [flock] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [flock] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [flock] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [flock] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [flock] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [flock] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [flock] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [flock] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [flock] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [flock] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [flock] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [flock] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [flock] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [flock] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [flock] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [flock] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [flock] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [flock] در گوگل
description - توضیح
  • a group of sheep, goats, or birds


    گروهی از گوسفند، بز یا پرندگان


  • گروه بزرگی از مردم

  • a priest’s flock is the group of people who regularly attend his or her church


    گله کشیش گروهی از افرادی است که به طور منظم در کلیسای او شرکت می کنند

  • small pieces of wool or cotton that are used for filling cushions


    تکه های کوچک پشم یا پنبه که برای پر کردن کوسن ها استفاده می شود

  • a soft substance that is used to make patterns on the surface of wallpaper, curtains etc


    ماده نرمی که برای ساختن نقش و نگار روی سطح کاغذ دیواری، پرده و غیره استفاده می شود


  • اگر مردم به مکانی هجوم بیاورند، تعداد زیادی به آنجا می روند زیرا اتفاق جالب یا هیجان انگیزی در آنجا رخ می دهد

  • a group of sheep, goats, or birds


    گروه بزرگی از مردم، معمولاً افراد از یک نوع خاص


  • مواد نرمی که برای پرکردن اشیایی مانند کوسن ها یا مواد نرمی که نقش برجسته ای روی کاغذ دیواری یا پرده ها ایجاد می کند استفاده می شود.

  • soft material used for filling objects such as cushions, or soft material that forms a raised pattern on wallpaper or curtains


    حرکت کردن یا جمع شدن در تعداد زیاد


  • سطحی را با مواد نرم بپوشانید تا آن را تزئین کنید


  • گروهی از گوسفند، بز، یا پرندگان، یا گروهی از مردم

  • a group of sheep, goats, or birds, or a group of people


    گله نیز افرادی هستند که اعضای یک کلیسا هستند.

  • A flock is also the people who are members of a church.


    یک گله غاز


  • اما ده ها خرگوش و گله های شاه بلوطی رنگ بودند.

  • a flock of geese


    به راحتی می توان گله های غازها را هنگام مهاجرت تشخیص داد.

  • But there were rabbits by the dozens, and flocks of chestnut-colored bantams.


    به عنوان یک گوشه نشین که در غار زندگی می کرد، از گله زنان برهنه که برای وسوسه او فرستاده شده بودند، خودداری کرد.

  • It's easy to spot flocks of geese as they migrate.


    طبیعتاً چوپانانی که گله‌های خود را با خود آورده‌اند باید امن‌ترین مسیر را بدانند.

  • As a hermit living in a cave, he refused the flock of naked women sent to tempt him.


    روحانیون فقط به بیان کلام و مقدسات نمی پرداختند. آنها همچنین نقش های اجتماعی را برای گله خود ایفا می کردند.

  • Naturally the shepherds who had brought their flocks across must know the safest route.


    برای پیچیده تر شدن اوضاع، بسیاری از این چوپانان با گله های خود موافق بودند.

  • The clergy did not only minister word and sacraments; they also performed social roles for their flock.


    این عجیب بود زیرا نشان می داد که گله زمستانی قبلاً به صورت جفت جداگانه در این تاریخ بسیار اولیه پراکنده شده بود.

  • To complicate matters further, many of these shepherds were in agreement with their flocks.


  • This was odd as it indicated that the winter flock had already scattered as separate pairs at this very early date.


example - مثال
  • He looks after a flock of 500 sheep.


    او از یک گله 500 گوسفندی مراقبت می کند.

  • These birds fly in huge flocks.


    این پرندگان در دسته های بزرگ پرواز می کنند.

  • a flock of children/reporters


    دسته ای از کودکان/خبرنگاران

  • They came in flocks to see the procession.


    آنها دسته دسته می آمدند تا این موکب را ببینند.

  • a flock mattress


    یک تشک گله

  • flock wallpaper


    کاغذ دیواری گله

  • a flock of sheep/goats/geese


    گله گوسفند/بز/غاز

  • The shepherd is bringing his flock down from the hills.


    چوپان گله خود را از تپه ها پایین می آورد.

  • A noisy flock of tourists came into the building.


    دسته ای از گردشگران پر سر و صدا وارد ساختمان شدند.

  • The priest invited all the members of his flock (= all the people who go to his church) to attend the special service.


    کشیش از همه اعضای گله خود (= همه افرادی که به کلیسای او می روند) دعوت کرد تا در مراسم ویژه شرکت کنند.

  • Hundreds of people flocked to the football match.


    صدها نفر به مسابقه فوتبال هجوم آوردند.

  • Crowds of people flocked to see the Picasso exhibition.


    انبوهی از مردم برای دیدن نمایشگاه پیکاسو هجوم آوردند.

  • You can flock a living Christmas tree to achieve the effect of natural snow.


    شما می توانید یک درخت کریسمس زنده را برای رسیدن به اثر برف طبیعی گله کنید.

  • a flocked greetings card


    یک کارت تبریک دسته جمعی

  • a flock of ducks


    یک گله اردک

  • a flock of reporters


    دسته ای از خبرنگاران

  • Tourists flock to the village.


    گردشگران به روستا می آیند.

synonyms - مترادف
  • herd


    گله

  • fold


    تا کردن

  • drove


    راند


  • گروه


  • بسته


  • مجموعه

antonyms - متضاد
  • disperse


    پراکنده کردن


  • تقسیم کنید

  • scatter


    جداگانه، مجزا


  • گسترش


  • منحل کردن

  • disband


    شکستن


  • جدا شدن


  • از بین بردن

  • dispel


    ترک کردن


  • توزیع کردن


  • ناپدید می شوند


  • رد


  • بخش


  • لغو

  • cancel


    از هم پاشیدن

  • dissipate


    ناپدید شدن

  • vanish


    متفرق شدن

  • disunite


    به راه های جداگانه بروید

  • go separate ways


    تقلا

  • scramble


    به تعویق انداختن

  • adjourn


    عقب نشینی

  • retreat


    از حالت فشرده خارج کردن

  • uncompress


    گسترش یافتن انتشار یافتن


  • انتشار

  • disseminate


    متلاشی کردن

  • dissemble


    حل کردن

  • dissolve


    شکاف


  • واگرا شدن

  • diverge


    رها کردن


  • ارسال کردن


لغت پیشنهادی

rectifying

لغت پیشنهادی

snoopy

لغت پیشنهادی

trumpet