toast

base info - اطلاعات اولیه

toast - نان تست

noun - اسم

/təʊst/

UK :

/təʊst/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [toast] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [toast] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [toast] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [toast] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [toast] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [toast] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [toast] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [toast] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [toast] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [toast] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [toast] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [toast] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [toast] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [toast] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [toast] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [toast] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [toast] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [toast] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [toast] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [toast] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [toast] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [toast] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [toast] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [toast] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [toast] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [toast] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [toast] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [toast] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [toast] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [toast] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [toast] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [toast] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [toast] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [toast] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [toast] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [toast] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [toast] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [toast] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [toast] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [toast] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [toast] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [toast] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [toast] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [toast] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [toast] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [toast] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [toast] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [toast] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [toast] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [toast] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [toast] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [toast] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [toast] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [toast] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [toast] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [toast] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [toast] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [toast] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [toast] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [toast] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [toast] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [toast] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [toast] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [toast] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [toast] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [toast] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [toast] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [toast] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [toast] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [toast] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [toast] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [toast] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [toast] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [toast] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [toast] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [toast] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [toast] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [toast] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [toast] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [toast] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • cheese on toast


    پنیر روی نان تست

  • a piece of toast


    تکه ای نان تست

  • two slices/rounds of toast


    دو برش / دور نان تست

  • I'd like to propose a toast to the bride and groom.


    من می خواهم یک نان تست به عروس و داماد پیشنهاد کنم.

  • He raised his glass as if to make a toast.


    لیوانش را بالا آورد انگار می خواهد نان تست درست کند.

  • The performance made her the toast of the festival.


    این اجرا او را به نان تست جشنواره تبدیل کرد.

  • One mistake and you're toast.


    یک اشتباه و تو نان تست.

  • Let's all drink a toast to the bride and groom.


    بیایید همه یک نان تست برای عروس و داماد بنوشیم.

  • We drank a toast to the company and its future success.


    ما یک نان تست برای شرکت و موفقیت آینده آن نوشیدیم.

  • I can smell burned toast.


    بوی نان تست سوخته را حس می کنم.

  • I'm making toast for breakfast.


    دارم برای صبحانه نان تست درست میکنم

  • buttered toast


    نان تست کره ای

  • a slice of toast


    یک تکه نان تست

  • I have toast and jam for breakfast.


    صبحانه نان تست و مربا دارم.

  • I'm having beans on toast for supper.


    من برای شام نان تست لوبیا می خورم.

  • Now if you'd all please raise your glasses, I'd like to propose a toast to the bride and groom.


    حالا، اگر همگی لطفا عینک خود را بالا بیاورید، می خواهم یک نان تست به عروس و داماد پیشنهاد کنم.

  • Champagne corks popped and the guests drank a toast to the happy couple.


    چوب پنبه های شامپاین بیرون زد و مهمانان نان تستی برای زوج خوشبخت نوشیدند.

  • Do you want this bread toasted?


    آیا می خواهید این نان برشته شده باشد؟

  • The sandwich was served on lightly toasted ciabatta.


    ساندویچ روی سیاباتای کمی برشته شده سرو شد.

  • He's just toasting his feet by the fire.


    او فقط پاهایش را کنار آتش برشته می کند.

  • We toasted the happy couple.


    به زوج خوشبخت نان تست زدیم.

  • Ted raised his glass and proposed a toast to absent friends.


    تد لیوانش را بلند کرد و یک نان تست پیشنهاد کرد «به دوستان غایب».

  • At midnight, we toasted the New Year.


    نیمه شب سال نو را نان تست کردیم.

  • Would you like me to toast your bagel?


    دوست داری نان شیرینی تو را برشته کنم؟

synonyms - مترادف

  • نان

  • browned bread


    نان قهوه ای

  • grilled bread


    نان کبابی

  • heated bread


    نان گرم شده

  • toasted bread


    نان برشته شده

antonyms - متضاد
  • censure


    انتقاد

  • denunciation


    محکوم کردن

لغت پیشنهادی

shoulders

لغت پیشنهادی

bunion

لغت پیشنهادی

resilient