warranty

base info - اطلاعات اولیه

warranty - ضمانتنامه

noun - اسم

/ˈwɔːrənti/

UK :

/ˈwɒrənti/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [warranty] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [warranty] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [warranty] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [warranty] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [warranty] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [warranty] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [warranty] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [warranty] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [warranty] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [warranty] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [warranty] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [warranty] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [warranty] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [warranty] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [warranty] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [warranty] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [warranty] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [warranty] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [warranty] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [warranty] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [warranty] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [warranty] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [warranty] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [warranty] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [warranty] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [warranty] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [warranty] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [warranty] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [warranty] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [warranty] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [warranty] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [warranty] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [warranty] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [warranty] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [warranty] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [warranty] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [warranty] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [warranty] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [warranty] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [warranty] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [warranty] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [warranty] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [warranty] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [warranty] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [warranty] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [warranty] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [warranty] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [warranty] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [warranty] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [warranty] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [warranty] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [warranty] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [warranty] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [warranty] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [warranty] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [warranty] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [warranty] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [warranty] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [warranty] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [warranty] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [warranty] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [warranty] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [warranty] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [warranty] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [warranty] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [warranty] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [warranty] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [warranty] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [warranty] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [warranty] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [warranty] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [warranty] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [warranty] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [warranty] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [warranty] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [warranty] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [warranty] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [warranty] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [warranty] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [warranty] در گوگل
description - توضیح
  • a written agreement in which a company selling something promises to repair it if it breaks within a particular period of time


    یک توافق نامه کتبی که در آن شرکتی که چیزی را می فروشد قول می دهد در صورت خراب شدن آن در یک دوره زمانی خاص، آن را تعمیر کند

  • a written promise that a company gives to a customer stating that it will repair or replace a product they have bought if it breaks during a certain period of time


    یک قول کتبی که یک شرکت به مشتری می دهد و بیان می کند که اگر محصولی را که خریده است در مدت زمان معینی خراب شود تعمیر یا جایگزین می کند.


  • یک قول کتبی از یک شرکت برای تعمیر یا جایگزینی محصولی که در یک بازه زمانی معین دچار ایراد شده است، یا در صورت رضایت‌بخش نبودن، دوباره کاری را انجام دهد.

  • a written promise by a company to repair or replace a product that breaks within a fixed period of time or do again a piece of work that is not satisfactory


    قول کتبی یک شرکت برای تعمیر یا جایگزینی محصولی که در یک دوره زمانی معین خراب می شود یا دوباره کاری را انجام می دهد که رضایت بخش نیست.


  • یک قول کتبی از یک شرکت یا شخصی برای تعمیر یا جایگزینی محصولی که از آنها می‌خرید در صورت بروز ایراد در مدت زمان معین

  • Manufacturers may be prepared to offer product support in the form of a warranty or repair or replacement service.


    ممکن است تولیدکنندگان آماده ارائه پشتیبانی محصول در قالب گارانتی یا خدمات تعمیر یا تعویض باشند.

  • Almost all the equipment on offer will be second hand but warranties are offered on most products.


    تقریباً تمام تجهیزات ارائه شده دست دوم خواهند بود، اما ضمانت‌هایی برای اکثر محصولات ارائه می‌شود.

  • The contract will generally contain an express warranty intended to be in substitution for a condition which would otherwise be imposed.


    قرارداد به طور کلی شامل یک ضمانت نامه صریح است که به عنوان جایگزینی برای شرایطی که در غیر این صورت تحمیل می شود، قرار می گیرد.

  • Car retailers sell vehicles with various kinds of warranties concerning replacement of faulty parts at the suppliers expense.


    خرده فروشان خودرو، وسایل نقلیه را با انواع ضمانت های مربوط به تعویض قطعات معیوب به هزینه تامین کنندگان می فروشند.

  • Culver noted that water heaters come with two types of warranties, five years and 10 years.


    کولور خاطرنشان کرد: آبگرمکن ها با دو نوع گارانتی پنج ساله و 10 ساله ارائه می شوند.

  • The stores return the systems to the manufacturers, who check out the machines and renew their warranties before they are auctioned.


    فروشگاه‌ها سیستم‌ها را به تولیدکنندگان باز می‌گردانند که ماشین‌ها را بررسی کرده و ضمانت‌های خود را قبل از حراج تمدید می‌کنند.

  • The product has a 10-year warranty against wear fading or staining.


    این محصول دارای 10 سال گارانتی در برابر سایش، محو شدن یا لکه شدن است.

  • There's your warranty of a way out.


    ضمانت شما برای یک راه خروج وجود دارد.

example - مثال
  • The television comes with a full two-year warranty.


    تلویزیون دارای دو سال گارانتی کامل می باشد.

  • Is the car still under warranty?


    ماشین هنوز گارانتی داره؟

  • He took legal action against the company for breach of warranty.


    او به دلیل نقض ضمانت نامه علیه این شرکت اقدام قانونی کرد.

  • Manufacturers void their warranties if the labels have been tampered with.


    اگر برچسب ها دستکاری شده باشد، تولیدکنندگان ضمانت های خود را لغو می کنند.

  • The computer comes with a year's warranty on all parts.


    این کامپیوتر دارای یک سال گارانتی تمام قطعات می باشد.

  • The model carries a three-year warranty.


    مدل دارای سه سال گارانتی می باشد.

  • The tool comes with a lifetime warranty.


    این ابزار دارای گارانتی مادام العمر است.

  • The warranty coverage is 60 months.


    پوشش گارانتی 60 ماه است.

  • The warranty on my watch ran out just before it broke.


    گارانتی ساعت من درست قبل از خراب شدن تمام شد.

  • They've extended the warranty and the mileage.


    گارانتی و مسافت پیموده شده را تمدید کرده اند.

  • We can not give a specific warranty for the work done on your property.


    ما نمی توانیم ضمانت خاصی برای کارهای انجام شده در ملک شما بدهیم.

  • a warranty against storm damage


    ضمانت در برابر خسارت طوفان

  • The warranty covers the car mechanically for a year with unlimited mileage.


    گارانتی ماشین را بصورت مکانیکی به مدت یک سال با کارکرد نامحدود پوشش می دهد.

  • a five-year warranty


    گارانتی پنج ساله

  • I’ve had problems with the car but it’s still under warranty.


    من با ماشین مشکل داشتم، اما هنوز تحت گارانتی است.

  • The laptop can be repaired for free if it's still under warranty.


    اگر لپ تاپ همچنان تحت گارانتی باشد، می توان آن را به صورت رایگان تعمیر کرد.

  • a manufacturer's/one-year warranty


    گارانتی سازنده/یک ساله

  • warranty claim/period/terms


    ادعای گارانتی / دوره / شرایط

synonyms - مترادف

  • ضمانت

  • pledge


    سوگند - تعهد


  • رابطه، رشته


  • قرارداد

  • covenant


    میثاق


  • امنیت


  • توافق

  • assurance


    اطمینان


  • وعده


  • تعهد

  • guaranty


    گارانتی

  • surety


    تضمینی


  • معامله

  • undertaking


    وثیقه

  • bail


    گواهی

  • certificate


    قول کتبی

  • written promise


    فشرده - جمع و جور

  • compact


    پیمان

  • indenture


    سند


  • ترتیب

  • pact


    درك كردن


  • سند - سند قانونی


  • معاهده


  • حکم

  • deed


    چانه زدن

  • accord


    نامزدی


  • اجاره

  • warrant


  • bargain


  • engagement


  • lease


antonyms - متضاد
  • breach


    رخنه


  • زنگ تفريح

  • disagreement


    اختلاف نظر

  • uncertainty


    عدم قطعیت


  • نگه دارید

لغت پیشنهادی

anodyne

لغت پیشنهادی

mass

لغت پیشنهادی

greenwood