appealing
appealing - جذاب
adjective - صفت
UK :
US :
جذاب یا جالب
نشان می دهد که می خواهید مردم به شما کمک کنند یا از شما محافظت کنند
جالب و جذاب
برای بسیاری از حمل و نقل ها، ایده به دست آوردن سرمایه اضافی از طریق پرداخت حق رای بسیار جذاب است.
For many hauliers the idea of obtaining additional capital by way of a franchise payment is very appealing.
هر دو شهر دارای جاذبه های فراوانی هستند که آنها را جذاب می کند.
ایده یک هفته کامل در یک مزرعه بهداشتی چندان جذاب نیست.
ایجاد یک تبلیغ واقعاً جذاب بسیار دشوار است.
کتاب های دیویس ترکیبی جذاب از شوخ طبعی و خرد است.
یک جفت کفش مسابقهای میتواند عملکرد شما را بالا ببرد یا اسراف جذاب اما غیرضروری را برای شما به ارمغان بیاورد.
A pair of racing shoes could lift your performance or leave you with an appealing but unnecessary extravagance.
او تصمیم گرفت از الگوی مربی سیاسی سابق خود، نیکسون پیروی کند و خود را نامزد جذاب تری بسازد.
He decided to follow the example of his one-time political mentor, Nixon, and make himself a more appealing candidate.
سالاد سبز را می توان با سرهای گل پامچال و بنفشه تقویت کرد و تزئینات جذابی برای کیک ایجاد می کند.
A green salad can be enhanced by primrose and violet heads, and they make appealing decorations for a cake.
اگر این تلاش نادرست شما برای ورود جذاب و دلخراش به زندگی من بود، شکست خورده اید.
If that was your misguided attempt to make an appealing, heart-rending entrance into my life you've failed.
داشتن کسی که تمام نظافت من را انجام دهد، یک چشم انداز جذاب بود.
این جاده از همه لحاظ جذاب نیست.
اگرچه آب و هوای گرمتر ممکن است جذاب به نظر برسد، اما مقابله با اثرات گرما دشوار است.
Although a warmer climate may sound appealing, the effects of the heat can be difficult to cope with.
به گفته مجله Life، خودروهایی با شکل های نرم و نرم برای خانم ها جذاب هستند.
گذراندن تعطیلات در بریتانیا دورنمای جذابی برای من نبود.
Brightly coloured packaging made the pens especially appealing to children.
بسته بندی رنگ های روشن این خودکارها را به ویژه برای کودکان جذاب کرده است.
دستمزد زیاد پیشنهاد آنها را برای او جذاب تر کرد.
با نگاهی جذاب گفت: واقعا کمک می کنی؟
این ایده که مجبور نیستم هر روز صبح زود بیدار شوم (برای من) بسیار جذاب است.
او لبخندی زیبا و شخصیتی جذاب داشت.
یک سگ کوچک با چشمان قهوه ای درشت جذاب
بسته ای که تورهای اروپایی را توصیف می کند مطمئناً آنها را جذاب به نظر می رساند.
جذاب
enticing
فریبنده
inviting
دعوت کردن
tempting
وسوسه انگیز
agreeable
قابل قبول
intriguing
مطلوب
desirable
مقاومت ناپذیر
irresistible
خوش
pleasing
وسوسه انگیز انگلستان
tantalisingUK
وسوسه انگیز آمریکا
tantalizingUS
اشتها آور انگلستان
alluring
اشتها آور آمریکا
appetisingUK
جالب هست
appetizingUS
دلپذیر
آبدار
pleasant
لذت بخش
juicy
آب دهان
pleasurable
به دلخواه
mouth-watering
مغناطیسی
to one's liking
مسحور کننده
magnetic
اغوا کردن
captivating
متقاعد کننده
mouthwatering
شگفت انگیز
beguiling
برنده شدن
enchanting
اغوا کننده
luring
persuasive
fascinating
charming
winning
seductive
disagreeable
نامطلوب
unappealing
غیر جذاب
repulsive
دافعه
boring
حوصله سر بر
unattractive
بی قرار
off-putting
چندش آور
undesirable
دافع
disgusting
ناخوشایند
repellent
کدر
unpleasant
زشت
dull
بی دعوت
افسون کننده
uninviting
ناپسند
disenchanting
فراموش شدنی
distasteful
قابل صرف نظر
forgettable
مسخره - مضحک
ignorable
غیر محبوب
ridiculous
دوست داشتنی نیست
unpopular
عجیب و غریب
unlikeable
چرند
unfavored
جلگه
unlikable
فرد
bizarre
بی مزه
absurd
احمقانه
plain
پیش پا افتاده
نازیبا
insipid
احمق
silly
banal
unbeauteous