blackmail
blackmail - باج گیری
noun - اسم
UK :
US :
when someone tries to get money from you or make you do what they want by threatening to tell other people your secrets
وقتی کسی سعی می کند از شما پول بگیرد یا با تهدید به گفتن اسرار شما به دیگران شما را وادار به انجام آنچه می خواهد کند
when someone tries to make you do what they want by making threats or by making you feel guilty if you do not do it
وقتی کسی سعی می کند با تهدید کردن شما را به کاری که می خواهد وادار کند یا اگر آن را انجام ندهید با ایجاد احساس گناه در شما.
استفاده از اخاذی علیه کسی
demanding money from a person or organization by threatening them for example threatening to tell secrets about them if they do not pay
درخواست پول از یک شخص یا سازمان با تهدید آنها، به عنوان مثال تهدید به گفتن اسرار در مورد آنها در صورت عدم پرداخت
to demand money from a person or organization by threatening them for example threatening to tell secrets about them if they do not pay
عمل به دست آوردن پول از مردم یا مجبور کردن آنها به انجام کاری با تهدید به گفتن رازی از آنها یا آسیب رساندن به آنها
the act of getting money from people or forcing them to do something by threatening to tell a secret of theirs or to harm them
گرفتن پول از کسی با باج خواهی
عمل تهدید به آسیب رساندن به وجهه شخصی یا شخصی، مگر اینکه آن شخص همانطور که شما می گویید عمل کند، یا پرداختی به شخصی که تهدید کرده است در صورت کوتاهی پرداختن به آن شخص، به شما یا شهرت شما آسیب می رساند.
the act of threatening to harm someone or someone's reputation unless the person does as you say or a payment made to someone who has threatened to harm you or your reputation if you fail to pay the person
وضعیتی که در آن تهدید به آسیب رساندن به یک فرد یا سازمان در صورت عدم انجام کاری مانند دادن پول به کسی می شود
a situation in which threats are made to harm a person or organization if they do not do something such as give someone money
تهدید به آسیب رساندن به یک شرکت یا سازمان در صورتی که آنها کاری را که شما می خواهید انجام ندهند، مانند دادن پول به شما
to make threats to harm a company or organization if they do not do something you want such as give you money
او آزار و اذیت ها و تهدیدهای باج خواهی اتکینز و همکار مخفی او را بازگو کرد.
فضایی از ارعاب و باج خواهی را ایجاد کرد که در آن واقع گرایی شبیه به نژادپرستی بود.
It fostered an atmosphere of intimidation and blackmail within which realism came to sound like racism.
نه، او از من باج گیری احساسی بسیار ظالمانه ای استفاده کرد.
بیتس به دلیل باج خواهی به 5 سال زندان محکوم شد.
لعنت به مک ایلوانی، فکر کردم، و لعنت به سیاه نمایی او.
اگر پول را به من ندهی به همسرت می گویم. این سیاه نمایی است!
این اقدامی است که فوراً حکایت از باج گیری سیاسی مقدماتی دارد.
گفتند اگر اضافه کار را انجام ندهم کارم را از دست می دهم - این باج خواهی بود.
برای درام، دوست پسر قدیمی با باج گیری در ذهن خود ظاهر می شود.
emotional/moral blackmail
باج گیری عاطفی/اخلاقی
ما نمی توانیم اجازه دهیم آنها این باج گیری عاطفی را بر ما اعمال کنند.
اگر در موقعیت اقتدار هستید، هر نقطه ضعفی شما را در معرض باج گیری قرار می دهد.
آنها از این عکس ها برای باج گیری او برای جاسوسی برای آنها استفاده کردند.
رفتار بی پروا او را به یک هدف آسان برای باج گیری تبدیل کرد.
مردی که از پدرم اخاذی کرد به زندان رفت.
شرکت های بزرگ می توانند در برابر درخواست های باج خواهی هکرهای کامپیوتری آسیب پذیر باشند.
یک مدیر اجرایی سابق که به دنبال غرامت 2.5 میلیون دلاری بود، به تلاش برای باج خواهی از شرکت متهم شد.
extort
اخاذی
ransom
فدیه
دقیق
زور
چلاندن، فشار دادن
wrest
مچ گیری
wring
فشار دادن
شیر
bleed
خونریزی
تقاضا
extract
استخراج کردن
تکان دادن
اخاذی از
درخواست پول خاموش از
نگه دارید تا باج بگیرید
تکان را بگذار
اجبار
coerce
پشم گوسفند
fleece
گوژ
gouge
فشار
تحت فشار ایالات متحده
pressurizeUS
فشار انگلستان
pressuriseUK
پیچ
screw
گردن کلفت
bully
دندانه دار کردن
rack
تقلب
cheat
پوست
یخ
امن است
گرفتن
