characterize
characterize - مشخص کردن
verb - فعل
UK :
US :
تعیین مشخصات
بی خاصیت
بی شخصیت
غیر مشخصه
---
توصیف خصوصیات کسی یا چیزی به روشی خاص
معمولی بودن برای یک شخص، مکان یا چیز
چیزی که مشخصه چیز دیگری باشد، نمونه آن است
برای توصیف چیزی با بیان ویژگی های اصلی آن
به عنوان یک کیفیت معمولی داشته باشد
مشخص کردن چیزی نیز به معنای توصیف آن با بیان ویژگی های اصلی آن است
On the basis of many types of psychological testing of individuals, the researchers characterized a personality syndrome they termed authoritarianism.
بر اساس بسیاری از انواع تستهای روانشناختی از افراد، محققان سندرم شخصیتی را مشخص کردند که آنها اقتدارگرایی نامیدند.
The settlement and infrastructure field is also characterized by a wide range of users with a great diversity of interests.
حوزه سکونت و زیرساخت نیز توسط طیف گسترده ای از کاربران با تنوع زیادی از علایق مشخص می شود.
دوم، جهان سیاسی با قشربندی سیاسی مشخص می شود.
Robinson's photographs are characterized by the intense contrasts of dark and light areas, and the consequent loss of detail.
عکسهای رابینسون با کنتراست شدید مناطق تاریک و روشن و در نتیجه از دست دادن جزئیات مشخص میشوند.
تفکر قانون طبیعی با دو مشکل عمده مشخص می شود.
He has the confidence that characterizes successful businessmen.
او اعتماد به نفسی دارد که مشخصه تاجران موفق است.
در تلاش برای توصیف این نقشها، اجتناب از سادهسازی بیش از حد کار آسانی نیست.
تپه های غلتکی که مشخصه این بخش از انگلستان است
این شهر با ساختمان های بلند و مدرن از فولاد و شیشه مشخص می شود.
حال و هوای دهه 1990 را چگونه توصیف می کنید؟
فعالیت هایی که به عنوان کار «مردانه» یا «زنانه» شناخته می شوند
Bright colours and bold strokes characterize his early paintings.
رنگهای روشن و سکتههای جسورانه نقاشیهای اولیه او را مشخص میکند.
او در مقاله خود کل دوران را به عنوان دوره ای از تغییرات اساسی توصیف می کند.
سیستم فعلی با تکنولوژی منسوخ مشخص می شود.
او این رمان را در جاهایی پر حرف اما بسیار خنده دار توصیف کرد.
تصویر کشیدن
توصیف کردن
تصور کن
نمایندگی کند
تعريف كردن
حاضر
نشان می دهد
شخصیت
نام تجاری
نشان دادن
رنگ کردن
delineate
ترسیم کردن
جزئیات
designate
تعیین کنید
outline
طرح کلی
تصویر
classify
طبقه بندی کردن
کلاس
sketch
طرح
علامت
شناسایی کنید
راه افتاد
categorizeUS
دسته بندی ایالات متحده
symbolizeUS
نماد ایالات متحده
render
ارائه دادن
exemplify
مثال زدن
categoriseUK
دسته بندی انگلستان
symboliseUK
نماد انگلستان
بیان
stamp
مهر
typecast
تایپ کست
