maps

base info - اطلاعات اولیه

maps - نقشه ها

N/A - N/A

mæp

UK :

mæp

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [maps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [maps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [maps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [maps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [maps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [maps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [maps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [maps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [maps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [maps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [maps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [maps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [maps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [maps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [maps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [maps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [maps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [maps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [maps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [maps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [maps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [maps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [maps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [maps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [maps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [maps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [maps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [maps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [maps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [maps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [maps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [maps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [maps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [maps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [maps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [maps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [maps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [maps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [maps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [maps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [maps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [maps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [maps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [maps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [maps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [maps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [maps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [maps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [maps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [maps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [maps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [maps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [maps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [maps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [maps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [maps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [maps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [maps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [maps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [maps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [maps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [maps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [maps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [maps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [maps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [maps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [maps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [maps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [maps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [maps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [maps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [maps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [maps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [maps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [maps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [maps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [maps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [maps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [maps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [maps] در گوگل
description - توضیح
example - مثال

  • یک نقشه از جهان

  • a map of Paris


    نقشه ای از پاریس


  • یک نقشه راه

  • We need a large-scale map showing all the footpaths that we can walk along.


    ما به یک نقشه در مقیاس بزرگ نیاز داریم که تمام مسیرهایی را که می‌توانیم طی کنیم را نشان دهد.


  • من در نقشه خوانی (= درک نقشه ها) وحشتناک هستم.

  • He bought a map showing the population distribution of Scotland.


    او نقشه ای خرید که توزیع جمعیت اسکاتلند را نشان می داد.

  • a celestial map


    یک نقشه آسمانی

  • a map of Mars


    نقشه ای از مریخ

  • I'll draw you a quick map if you're worried about finding the hotel.


    اگر نگران پیدا کردن هتل هستید، یک نقشه سریع برای شما ترسیم می کنم.

  • Parts of the mountainous region in the north of the country have still not been mapped.


    بخش هایی از مناطق کوهستانی شمال کشور هنوز نقشه برداری نشده است.

  • The first human genome was mapped in 2003.


    اولین ژنوم انسان در سال 2003 نقشه برداری شد.

  • Check that all network drives are mapped correctly and are not showing up as disconnected.


    بررسی کنید که همه درایوهای شبکه به درستی نگاشت شده باشند و به صورت قطع شده نشان داده نشوند.

  • The motherboard is responsible for decoding the virtual addresses and mapping them to physical addresses.


    مادربرد وظیفه رمزگشایی آدرس های مجازی و نگاشت آنها به آدرس های فیزیکی را بر عهده دارد.

  • The findings suggest that children learn these words and map them onto concepts already present.


    یافته‌ها نشان می‌دهد که کودکان این کلمات را یاد می‌گیرند و آن‌ها را بر روی مفاهیمی که از قبل وجود دارد ترسیم می‌کنند.

  • a map of California


    نقشه ای از کالیفرنیا

  • a New York City subway map


    نقشه متروی نیویورک

  • According to this road map it’s 740 miles from Charlotte, North Carolina to Miami, Florida.


    طبق این نقشه راه، 740 مایل از شارلوت، کارولینای شمالی تا میامی، فلوریدا فاصله دارد.

  • Archaeologists have mapped the old Roman city using aerial photography.


    باستان شناسان با استفاده از عکس های هوایی از شهر قدیمی روم نقشه برداری کرده اند.


  • بسیاری از این دانش آموزان حتی نتوانستند کشور خود را روی نقشه پیدا کنند.

  • a map of Canada/the world/Europe


    نقشه کانادا/جهان/اروپا

  • This is a map of the building showing where the fire extinguishers are located.


    این نقشه ای از ساختمان است که نشان می دهد کپسول های آتش نشانی در کجا قرار دارند.

  • You can use the interactive map to find our franchises nationwide.


    شما می توانید از نقشه تعاملی برای یافتن امتیازات ما در سراسر کشور استفاده کنید.

  • The carbon map was designed so cities could better analyse their overall carbon footprint.


    نقشه کربن طوری طراحی شد که شهرها بتوانند ردپای کربن کلی خود را بهتر تجزیه و تحلیل کنند.

  • I'll draw you a map if you're worried about finding the hotel.


    اگر نگران پیدا کردن هتل هستید برایتان نقشه می کشم.

  • This is a map of what's on our website.


    این یک نقشه از آنچه در وب سایت ما است.

  • We now have a conceptual map of the essential qualities of leadership.


    ما اکنون یک نقشه مفهومی از ویژگی های اساسی رهبری داریم.

  • The governor has managed to put this sleepy southern state in America on the map.


    فرماندار موفق شده است این ایالت خواب آلود جنوبی در آمریکا را روی نقشه قرار دهد.

  • New technology is making it possible to survey map and analyse the state's natural resources.


    فناوری جدید امکان بررسی، نقشه برداری و تجزیه و تحلیل منابع طبیعی ایالت را فراهم می کند.

  • After gathering data the next step is to map the decision-making process.


    پس از جمع آوری داده ها، مرحله بعدی ترسیم فرآیند تصمیم گیری است.

synonyms - مترادف
  • plans


    برنامه ها

  • diagrams


    نمودارها

  • charts


    نمودار


  • طراحی


  • طرح

  • outlines


    نمای کلی

  • sketches


    طرح ها

  • pictures


    تصاویر

  • graphs


    ترسیم ها

  • delineations


    draughtUK

  • draughtUK


    پیش نویس ایالات متحده

  • draftUS


    توطئه ها

  • plots


    ردیابی ها

  • tracings


    راهنماها

  • guides


    صفحات

  • plats


    چاپ


  • اطلس ها

  • atlases


    کارتوگرام ها

  • cartograms


    طرح ریزی

  • projection


    کره های زمین

  • globes


    نقشه برداری

  • mapping


    به تصویر کشیدن

  • portrayals


    نقشه های زمین

  • ground plans


    A تا Z

  • A to Z


    تصویر

  • illustration


    نمایندگی


  • طرح بندی ها

  • layouts


    نقشه ها

  • blueprints


    ارقام

  • figures


  • schemes


antonyms - متضاد
  • disconnects


    قطع می کند

  • unlinks


    لغو پیوند می کند

  • separates


    جدا می کند

  • divides


    تقسیم می کند

  • severs


    جدا کننده

  • parts


    قطعات

  • splits


    متلاشی می کند

  • disunites


    جدا می شود

  • disjoins


    جدا کردن

  • dissociates


    طلاق ها

  • uncouples


    ساندرز

  • divorces


    حل می کند

  • decouples


    متفرقین

  • unyokes


  • sunders


  • disassociates


  • resolves


  • dissevers


لغت پیشنهادی

pertained

لغت پیشنهادی

villas

لغت پیشنهادی

aptitude