sticker
sticker - استیکر
noun - اسم
UK :
US :
a small piece of paper or plastic with a picture or writing on it that you can stick on to something
یک تکه کاغذ یا پلاستیک کوچک با عکس یا نوشته ای که می توانید به چیزی بچسبانید
یک تکه کاغذ یا پلاستیک کوچک با یک عکس یا نوشته روی آن که می توانید روی چیزی بچسبانید
a small piece of paper or plastic with a picture or writing on one side and glue or another similar substance on the other side so that it will fasten to a surface
یک تکه کاغذ یا پلاستیک کوچک که یک طرف آن عکس یا نوشته و طرف دیگر آن چسب یا ماده مشابه دیگر به طوری که روی سطحی بچسبد.
a digital image that is used in electronic communication in order to express a particular idea or feeling
تصویر دیجیتالی که در ارتباطات الکترونیکی به منظور بیان یک ایده یا احساس خاص استفاده می شود
یک تکه کاغذ کوچک با یک عکس یا نوشته در یک طرف و یک ماده چسبنده در طرف دیگر
a small piece of paper or plastic with a picture or writing on one side and glue or a similar substance on the other side so that it will fix onto a surface
یک تکه کاغذ یا پلاستیک کوچک که در یک طرف آن عکس یا نوشته و در طرف دیگر آن چسب یا ماده ای مشابه آن به طوری که روی سطحی ثابت شود.
If they were able to do this over the course of the whole meal-time they received a sticker on the chart.
اگر آنها می توانستند این کار را در طول کل وعده غذایی انجام دهند، یک برچسب روی نمودار دریافت می کردند.
Sanitized trucks and combines will sport green stickers, and any other vehicles working in contaminated fields will be labeled in red.
کامیونها و کمباینهای ضدعفونیشده دارای برچسبهای سبز رنگ هستند و هر وسیله نقلیه دیگری که در زمینهای آلوده کار میکند با برچسب قرمز مشخص میشود.
There is a waiver program where vehicles that show a 30 percent improvement can obtain the license sticker.
یک برنامه معافیت وجود دارد که در آن وسایل نقلیه ای که 30 درصد پیشرفت نشان می دهند می توانند برچسب گواهینامه را دریافت کنند.
یکی از انگشتان شست پایش یک برچسب قدیمی از دلمه روی آن در پشت ناخن داشت.
وقتی بچه بودم یک بار دور خانه رفتم و همه برچسب ها را پاره کردم.
من می دانم ماشین او چگونه است - زرد است، و او این برچسب را روی شیشه عقب دارد.
Each child was proud of how good they had been, each of them earning three stickers for the three meals.
هر یک از بچهها از اینکه چقدر خوب بودهاند افتخار میکردند، هر کدام از آنها سه برچسب برای سه وعده غذایی دریافت کردند.
After that we explored the lot periodically, coming home with stickers all the way up to our waists.
پس از آن، ما به صورت دورهای این منطقه را کاوش میکردیم و با برچسبهایی تا کمر به خانه میآمدیم.
این بسته حاوی کارت عضویت، برچسب خودرو و یک خبرنامه خواهد بود.
یک آلبوم برچسب (= برای جمع آوری استیکرها)
امروزه بسیاری از مردم از برچسب ها برای بیان احساسات خود در مورد چیزهایی که در اینترنت می بینند استفاده می کنند.
این برنامه افزودن استیکر به استوری خود را بسیار آسان می کند.
دستورالعمل شستشو روی برچسب موجود است.
address labels
برچسب های آدرس
همه حاضران در کنفرانس مجبور بودند یک برچسب نام بپوشند.
a bumper/window sticker
برچسب ضربه گیر/پنجره
Sophie's notebook is covered with stickers.
دفترچه یادداشت سوفی با برچسب پوشیده شده است.
روی کفشی که می خواستم بخرم دو برچسب قیمت متفاوت بود.
Dana collects stickers of cartoon characters.
دانا استیکرهای شخصیت های کارتونی را جمع آوری می کند.
روی تابلو برچسبی نوشته شده بود فروخته شد.
declassify
طبقه بندی کردن
decategorize
دسته بندی کردن
decompartmentalize
بخش بندی کردن
disorganize
به هم ریختن
disband
منحل کردن