audition

base info - اطلاعات اولیه

audition - آزمون

noun - اسم

/ɔːˈdɪʃn/

UK :

/ɔːˈdɪʃn/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [audition] در گوگل
description - توضیح

  • اجرای کوتاهی توسط یک بازیگر، خواننده و غیره که کسی آن را تماشا می کند تا قضاوت کند که آیا آنقدر خوب است که در یک نمایشنامه بازی کند، در یک کنسرت بخواند و غیره

  • to take part in an audition


    برای شرکت در یک آزمون

  • to watch and judge someone’s performance in an audition


    برای تماشا و قضاوت در مورد عملکرد کسی در یک تست

  • a short performance that an actor musician dancer, etc. gives in order to show they are suitable for a particular play film show etc.


    اجرای کوتاهی که یک بازیگر، نوازنده، رقصنده و غیره انجام می دهد تا نشان دهد برای یک نمایش، فیلم، نمایش و غیره خاص مناسب هستند.


  • اجرای کوتاهی برای نشان دادن اینکه برای نقشی در یک فیلم، نمایش، نمایش و غیره مناسب هستید یا اینکه کسی را وادار به انجام این کار کنید، اجرا کنید.

  • a short performance given by an actor dancer, musician or other performer that tests whether that person's skills are suitable for a particular event or group


    اجرای کوتاهی که توسط یک بازیگر، رقصنده، نوازنده یا مجری دیگر ارائه می شود که بررسی می کند آیا مهارت های آن شخص برای یک رویداد یا گروه خاص مناسب است یا خیر.

  • to give watch or listen to a short performance that tests whether a performer’s skills are suitable for a particular event or group


    ارائه، تماشا یا گوش دادن به اجرای کوتاهی که تست می کند آیا مهارت های یک مجری برای یک رویداد یا گروه خاص مناسب است یا خیر.

  • A: It was really an audition.


    پاسخ: این واقعاً یک آزمایش بود.

  • an audition for the lead part


    تست بازیگری برای قسمت اصلی

  • I used to sit and watch him at auditions.


    من می نشستم و او را در آزمون های آزمایشی تماشا می کردم.

  • Entry to the course as might be expected, depends largely on auditions.


    ورود به دوره، همانطور که انتظار می رود، تا حد زیادی به تست های تست بستگی دارد.

  • His unusual choice and his talent brought a second audition, and then the coveted part in the West End.


    انتخاب غیرمعمول او و استعداد او یک تست آزمایشی دوم را به همراه داشت و سپس بخش مورد علاقه او در وست اند.

  • She'd been to several auditions and not been offered anything and she didn't seem to have any men around.


    او در چندین آزمون آزمایشی شرکت کرده بود و چیزی به او پیشنهاد نشده بود و به نظر می‌رسید هیچ مردی در اطرافش نبود.

  • Taking a cricket bat to the audition isn't a bad idea although you can get the same effect with an umbrella.


    بردن چوب کریکت به آزمون ایده بدی نیست، اگرچه می‌توانید همان جلوه را با یک چتر دریافت کنید.

  • I flew to London, went to the audition straight off.


    من به لندن پرواز کردم، مستقیماً به آزمون آزمایشی رفتم.

example - مثال
  • Auditions will be held from 9–12 on Friday.


    امتحانات از ساعت 9 تا 12 روز جمعه برگزار می شود.

  • She had an audition for drama school.


    او یک تست بازیگری برای مدرسه نمایش داشت.

  • We're holding auditions for new actors.


    ما در حال برگزاری تست بازیگری جدید هستیم.

  • an audition with the Royal Ballet


    تست بازیگری با باله سلطنتی

  • I had a letter four days later to say I had passed the audition.


    چهار روز بعد نامه‌ای داشتم که می‌گفتم امتحان را پس داده‌ام.

  • She had an audition for a small part in a soap opera.


    او برای یک قسمت کوچک در یک سریال سریال تست بازیگری داشت.

  • You need to choose your audition piece carefully.


    شما باید قطعه تست خود را با دقت انتخاب کنید.

  • His audition went well and he's fairly hopeful about getting the part.


    تست بازیگری او به خوبی انجام شد و او نسبتاً امیدوار است که این نقش را دریافت کند.

  • The director is holding auditions next week for the major parts.


    این کارگردان هفته آینده تست های بازیگری را برای قسمت های اصلی برگزار می کند.

  • I'm auditioning for the part of Lady Macbeth.


    من برای نقش لیدی مکبث تست می دهم.

  • We're auditioning local rock bands for the music festival.


    ما در حال تست گرفتن از گروه‌های راک محلی برای جشنواره موسیقی هستیم.

  • The boys’ choir held rigorous auditions before each new member was admitted.


    گروه کر پسران قبل از پذیرش هر یک از اعضای جدید، تست‌های آزمایشی دقیقی برگزار کردند.

  • You’ll have to audition for the role.


    شما باید برای نقش تست بزنید.

  • They auditioned 125 dancers before choosing ten.


    آنها قبل از انتخاب ده رقصنده از 125 رقصنده تست تست دادند.

synonyms - مترادف
  • casting


    ریخته گری

  • tryout


    امتحان کنید


  • آزمایش

  • demo


    نسخه ی نمایشی


  • تست


  • تست صفحه


  • امتحان کن


  • معاینه


  • ارزیابی


  • استفاده ازمایشی


  • رفتن

  • run-through


    تمرین


  • مشق

  • rehearsal


    انتخاب


  • مصاحبه


  • بررسی


  • تحلیل و بررسی


  • تحقیق و بررسی


  • بازرسی


  • بررسی موشکافانه

  • inspection


    پژوهش

  • scrutiny


    مطالعه


  • موشکافی


  • پرس و جو ایالات متحده

  • scrutinization


    پویشگر

  • inquiryUS


    غربالگری

  • experimentation


    تلاش

  • appraisal


  • probe


  • screening



antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

communion

لغت پیشنهادی

aneroid barometer

لغت پیشنهادی

revitalize