deals
deals - معاملات
N/A - N/A
UK :
US :
an agreement or an arrangement especially in business
یک توافق یا ترتیب، به ویژه در تجارت
مقدار زیادی
the act of dealing (= sharing out) something especially playing cards
عمل معامله کردن (= تقسیم کردن) چیزی، به ویژه ورق بازی
the pale soft wood of a pine or fir tree (= types of tree that do not lose their leaves), used for making furniture etc.
چوب رنگ پریده و نرم درخت کاج یا صنوبر (= انواع درختانی که برگ های خود را از دست نمی دهند) که برای ساخت مبلمان و غیره استفاده می شود.
برای انجام تجارت
دادن یا به اشتراک گذاشتن چیزی، به ویژه ورق بازی
باعث شود کسی یا چیزی، معمولاً یک برنامه یا امید، شکست بخورد یا به شدت تحت تأثیر قرار گیرد
an agreement or arrangement esp. in business
مقدار زیاد یا خیلی زیاد
نوبتی برای دادن کارت های بازی
تجارت با کسی یا چیزی یا درگیر شدن با آن
دادن یا بخشیدن چیزی، به ویژه. ورق بازی کردن
توافق یا ترتیبی که بین دو شخص یا شرکت انجام شده است
قیمت خوب یا کمتر از حد معمول
توافق یا ترتیبی که انجام شده و اکنون به طور قطعی اتفاق می افتد
یک معامله تجاری
اتحادیه ها و مدیریت یک قرارداد دو ساله حقوق و بهره وری منعقد کرده اند.
من با شما معامله خواهم کرد - شما ماشین را بشویید و من امشب به شما اجازه می دهم از آن استفاده کنید.
او یک معامله خوب (= بهای کم) در خانه جدیدش گرفت.
آیا صنعت از اتحادیه اروپا (= رفتار ناعادلانه/ بد) اتحادیه اروپا به یک معامله خام/خشن می رسد؟
او بخش زیادی از زمان خود را در چین می گذراند.
معامله توست (= نوبت به معامله).
پرونده های کتاب از معامله ساخته شده بود.
یک میز معامله
ما فقط با شرکت هایی سروکار داریم که سابقه اعتباری خوبی دارند.
چه مدت قبل از دستگیری او به داد و ستد (= فروش مواد مخدر) می پرداخت؟
او مظنون به خرید و فروش (= فروش) کوکائین بود.
نوبت معامله کیست؟
آیا میخواهید کارتها را پخش کنید؟
به هر کدام پنج کارت بدهید./به هر کدام پنج کارت بدهید.
ما فقط مقدار کمی غذا و پوشاک داریم که به هر پناهنده می دهیم.
آخرین ارقام تجاری ضربه سختی به امیدها برای بهبود زودهنگام اقتصادی وارد کرده است.
آنها با یکدیگر چانه زنی کردند اما در نهایت به توافق رسیدند.
او یک معامله واقعاً خوب (= قیمت پایینی) برای ماشین جدیدش گرفت.
او قبلاً در مورد دوران کودکی خود در ایندیانا صحبت می کرد.
It’s your deal.
معامله شماست
آنها عمدتاً در (= خرید و فروش) صندوق های سرمایه گذاری مشترک معامله می کنند.
نوبت پرداخت (کارت ها) کیست؟
شکل. شکست امشب ضربه ای به امید او برای راهیابی به فینال (= آسیب زد).
سخنگوی آژانس گفت تا زمانی که به توافق نزدیک نشوند، اطلاعات بیشتری ارائه نخواهند کرد.
A spokeswoman for the agency said they would not give any further information until they are close to making a deal.
پس از چندین هفته مذاکره، هیچ توافقی حاصل نشده است.
آنها پیشبینی میکنند که این معامله طی 60 تا 90 روز، در انتظار بررسیهای زیستمحیطی و مالی، بسته شود.
They anticipate closing the deal in 60 to 90 days, pending environmental and financial reviews.
او به آنها مشکوک بود که در تلاش برای عقب نشینی از معامله هستند.
گرین تنها زمانی وارد معاملات تجاری می شود که بتواند راهی برای تبدیل مشکل به سود ببیند.
تیم رئیس جمهور در پیشبرد معاملات تجاری بسیار فعال بوده است.
contracts
قراردادها
bargains
چانه زنی می کند
توافق
covenants
میثاق ها
درك كردن
pacts
پیمان ها
compacts
فشرده
accords
توافق می کند
arrangements
ترتیبات
settlements
شهرک ها
treaties
معاهدات
negotiations
مذاکرات
compromises
مصالحه ها
transactions
معاملات
accommodation
محل اقامت
bonds
اوراق قرضه
guarantees
تضمین می کند
protocol
پروتکل
concordats
کنکوردات
conventions
کنوانسیون ها
dispositions
تمایلات
engagement
نامزدی
ententes
عقاید
pledges
تعهد می کند
warranty
ضمانتنامه
accounts
حساب ها
guaranties
گارانتی ها
indentures
پیش هماهنگی ها
prearrangements
تضمینی
surety
quae pro quibus
quae pro quibus
denial
انکار
disagreements
اختلاف نظرها
dissension
اختلاف
misunderstandings
سوء تفاهم ها
refusal
امتناع