wager

base info - اطلاعات اولیه

wager - شرط بستن

noun - اسم

/ˈweɪdʒər/

UK :

/ˈweɪdʒə(r)/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [wager] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wager] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wager] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wager] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wager] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wager] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wager] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wager] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wager] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wager] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wager] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wager] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wager] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wager] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wager] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wager] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wager] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wager] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wager] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wager] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wager] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wager] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wager] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wager] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wager] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wager] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wager] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wager] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wager] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wager] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wager] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wager] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wager] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wager] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wager] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wager] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wager] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wager] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wager] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wager] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wager] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wager] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wager] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wager] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wager] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wager] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wager] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wager] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wager] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wager] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wager] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wager] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wager] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wager] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wager] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wager] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wager] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wager] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wager] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wager] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wager] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wager] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wager] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wager] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wager] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wager] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wager] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wager] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wager] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wager] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wager] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wager] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wager] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wager] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wager] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wager] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wager] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wager] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wager] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wager] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • She put a cash wager of £50 on the race.


    او یک شرط نقدی 50 پوندی در مسابقه گذاشت.

  • He tried to eat 50 hard-boiled eggs, for a wager.


    او سعی کرد برای شرط بندی 50 تخم مرغ آب پز بخورد.

  • More than $2 billion was wagered legally on sports in Nevada in the last 12 months.


    در 12 ماه گذشته بیش از 2 میلیارد دلار به طور قانونی برای ورزش در نوادا شرط بندی شده است.

  • He is so confident of victory he has wagered on himself.


    او آنقدر از پیروزی مطمئن است که روی خودش شرط بندی کرده است.

  • I'll wager you £5 that they'll get there first.


    من برای شما 5 پوند شرط می گذارم که اول به آنجا برسند.

  • I'd wager (that) she's interested in you.


    من شرط می بندم (که) او به شما علاقه مند است.

  • He regrets doing that I'll wager.


    او از انجام این کار پشیمان است، من شرط می بندم.

  • Over $2 million was wagered.


    بیش از 2 میلیون دلار شرط بندی شد.

  • I would wager that not one person in ten could tell an expensive wine from a cheaper one.


    من شرط می بندم که از هر ده نفر یک نفر نمی تواند شراب گران قیمت را از شراب ارزان تر تشخیص دهد.

synonyms - مترادف
  • bet


    شرط


  • سهام

  • gamble


    قمار

  • flutter


    بال بال زدن

  • pledge


    سوگند - تعهد

  • ante


    قبل از

  • punt


    نقطه زدن

  • chunk


    تکه

  • hedge


    پرچین

  • parlay


    موازی

  • pot


    گلدان

  • accumulator


    انباشت کننده

  • hazard


    خطر


  • بازی

  • raffle


    قرعه کشی

  • plunge


    غوطه


  • شرط جانبی

  • speculation


    حدس و گمان


  • پول

  • perfecta


    کاملا

  • Yankee


    یانکی


  • ریسک

  • tricast


    سه گانه

  • quinella


    کینلا

  • trifecta


    trifecta

  • ante-post bet


    شرط بندی قبل از پایان


  • شرط بندی


  • روزانه دو برابر

  • each-way bet


    شرط بندی هر طرفه

antonyms - متضاد
  • certainty


    یقین - اطمینان - قطعیت


  • اثبات


  • حفاظت


  • واقعیت

  • safeguard


    ایمنی


  • تضمینی

  • surety


    کل


  • اطمینان

  • assurance


    حقیقت


  • بیکاری، تنبلی

  • idleness


    بی عملی

  • inaction


    چیز مطمئن


لغت پیشنهادی

submitted

لغت پیشنهادی

sum

لغت پیشنهادی

bollock