lengthen

base info - اطلاعات اولیه

lengthen - طولانی کردن

verb - فعل

/ˈleŋkθən/

UK :

/ˈleŋkθən/

US :

family - خانواده
length
طول
lengthy
طولانی
lengthwise
در طول
long
طولانی کردن
lengthen
---
google image
نتیجه جستجوی لغت [lengthen] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lengthen] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lengthen] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lengthen] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lengthen] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lengthen] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lengthen] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lengthen] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lengthen] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lengthen] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lengthen] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lengthen] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lengthen] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lengthen] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lengthen] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lengthen] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lengthen] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lengthen] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lengthen] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lengthen] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lengthen] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lengthen] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lengthen] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lengthen] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lengthen] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lengthen] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lengthen] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lengthen] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lengthen] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lengthen] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lengthen] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lengthen] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lengthen] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lengthen] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lengthen] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lengthen] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lengthen] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lengthen] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lengthen] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lengthen] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lengthen] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lengthen] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lengthen] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lengthen] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lengthen] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lengthen] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lengthen] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lengthen] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lengthen] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lengthen] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lengthen] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lengthen] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lengthen] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lengthen] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lengthen] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lengthen] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lengthen] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lengthen] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lengthen] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lengthen] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lengthen] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lengthen] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lengthen] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lengthen] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lengthen] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lengthen] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lengthen] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lengthen] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lengthen] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lengthen] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lengthen] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lengthen] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lengthen] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lengthen] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lengthen] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lengthen] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lengthen] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lengthen] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lengthen] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lengthen] در گوگل
description - توضیح
  • to make something longer or to become longer


    طولانی کردن چیزی یا طولانی شدن

  • to make something longer, or to become longer


    اگر چیزی را طولانی کنید، یا آن را طولانی کنید، زمان بیشتری طول می کشد تا اتفاق بیفتد

  • If you lengthen something or it lengthens, it takes longer to happen


    برای اینکه چیزی بیشتر طول بکشد تا اتفاق بیفتد یا طولانی تر شود


  • لبخندی زد و چین های گوشه چشمش بلندتر شد.

  • He smiled and the creases at the corners of his eyes lengthened.


    با غرق شدن خورشید در آسمان، سایه ها شروع به طولانی شدن کردند.

  • Shadows began to lengthen as the sun sank in the sky.


    به نظر می رسید که ترک جلوی چشمانش بازتر و طولانی تر شده است.

  • The crack seemed to open wider and lengthen before her eyes.


    با نزدیک شدن بعدازظهر و طولانی شدن سایه ها، ترس او بیشتر شد.

  • As afternoon drew on and the shadows lengthened, her fears increased.


    در این دوره فضای زیادی وجود داشت و طولانی کردن آن به اندازه کافی برای آزمایش افراد حرفه ای نسبتاً آسان بود.

  • There was plenty of room on the course and it was relatively easy to lengthen it enough to test the professionals.


    به نظر مسلم به نظر می رسد که هر چه عمر بیشتر طول بکشد، تغییرات بیشتری رخ می دهد.

  • The more lives lengthen, it seems certain the more change happens.


    در صورت موفقیت مذاکرات، طرح های افزایش خدمت سربازی از 15 به 18 ماه نیز لغو خواهد شد.

  • Plans to lengthen military service from 15 to 18 months will also be scrapped if the talks succeed.


    باز هم، می‌توانید با گنجاندن یا حذف قسمت‌های مختلف، که عمدتاً مستقل هستند، داستان را طولانی یا کوتاه کنید.

  • Again you can lengthen or shorten the story by including or excluding the various parts, which are mostly self-contained.


    اما با طولانی شدن جدایی از همسرش، او به طور فزاینده ای ناامید شد.

  • But as the separation from her husband lengthened, she found herself becoming increasingly despondent.


    این عمل خاص شامل افزایش طول تاندون آشیل است.

  • This particular operation involves lengthening the Achilles tendon.


    تنها راه حل برای این کار استفاده از آهن لحیم کاری برای بلند کردن آنهاست!

  • The only solution for this is to use a soldering iron to lengthen them!


    آیا می توانید این شلوار را برای من بلند کنید؟

  • Can you lengthen these pants for me?


    ما متوجه می شویم که روزها در حال طولانی شدن هستند، چرا آوریل احمقانه دارد و چگونه می توان زمان را کاهش داد تا متوقف شود.

  • We find out that days are lengthening, why April has fools and how to slow time to a stop.


    او شلوار جین آبی پوشیده بود که با نوارهای جین بلند شده بود.

  • He wore blue jeans, which had been lengthened with strips of denim.


    از آنجایی که ماهیچه ها در حال کشیده شدن هستند، ممکن است در آنها درد داشته باشید.

  • Because the muscles are being lengthened, you may experience pain in them.


example - مثال
  • The afternoon shadows lengthened.


    سایه های بعد از ظهر طولانی شد.

  • I need to lengthen this skirt.


    من باید این دامن را بلند کنم.

  • I'll have to lengthen this skirt.


    طولانی شدن لیست انتظار

  • lengthening waiting lists


    برنامه ای برای افزایش دوره سه ساله به چهار سال وجود دارد.

  • There is a plan to lengthen the three-year course to four years.


    من باید این دامن را بلند کنم

  • I’ll have to lengthen this skirt.


    در اواخر بعد از ظهر، سایه انبارهای کاه طولانی شد.

  • In the late afternoon the shadows of the haystacks lengthened.


    برنامه ای برای افزایش کارگاه تئاتر تابستانی به هشت هفته وجود دارد.

  • There is a plan to lengthen the summer theater workshop to eight weeks.


synonyms - مترادف

  • توسعه دادن، گسترش


  • بسط دادن

  • enlarge


    بزرگنمایی کنید

  • widen


    گسترده شود


  • کش آمدن

  • distend


    متسع شدن

  • broaden


    گسترش دهد

  • elongate


    دراز کردن


  • رشد


  • طولانی تر کردن

  • make longer


    بکش بیرون


  • رها کردن


  • متورم شدن

  • swell


    تقویت کردن

  • augment


    چاق کردن

  • fatten


    افزایش دادن


  • باد کردن

  • inflate


    غلیظ کردن

  • thicken


    بالون

  • balloon


    گشاد کردن

  • dilate


    تقویت

  • amplify


    پرکردن


  • بالا بردن

  • heighten


    افزایش اندازه


  • قارچ

  • mushroom


    نفخ کردن

  • bloat


    برآمدگی

  • bulge


    بزرگتر شدن

  • get bigger


    تومفی

  • tumefy


  • intumesce


antonyms - متضاد
  • shorten


    کوتاه کردن

  • curtail


    محدود کردن

  • cut


    برش

  • abbreviate


    مخفف کردن

  • abridge


    خلاصه کردن


  • کاهش دهید


  • قرارداد

  • summarizeUS


    خلاصه ایالات متحده

  • expedite


    تسریع


  • پیشرفت

  • further


    به علاوه

  • summariseUK


    خلاصه انگلستان


  • بستن

  • fold


    تا کردن

  • halt


    مکث

  • cease


    دست کشیدن


  • متوقف کردن


  • قطع کردن


  • كاهش دادن

  • compress


    فشرده کردن

  • hasten


    عجله کن

  • do


    انجام دادن


  • تمام کردن


  • رو به جلو


  • کامل

  • hurry


    منقبض کردن

  • constrict


لغت پیشنهادی

proven

لغت پیشنهادی

behave

لغت پیشنهادی

beg