bribe
bribe - رشوه دادن
noun - اسم
UK :
US :
to illegally give someone especially a public official money or a gift in order to persuade them to do something for you
دادن غیرقانونی به کسی، به ویژه به یک مقام دولتی، پول یا هدیه به منظور متقاعد کردن او برای انجام کاری برای شما
برای متقاعد کردن او به انجام کاری، به کسی، مخصوصاً به یک کودک، چیز خاصی پیشنهاد کردن
پول یا هدیه ای که به طور غیرقانونی به کسی می دهید تا او را متقاعد کنید که کاری برای شما انجام دهد
چیز خاصی که به کسی، مخصوصاً یک کودک، پیشنهاد می شود تا او را به انجام کاری متقاعد کند
an amount of money or something valuable that someone gives you to persuade you to help them or do something dishonest for them
مقداری پول یا چیز ارزشمندی که کسی به شما می دهد تا شما را متقاعد کند که به او کمک کنید یا کاری غیر صادقانه برای او انجام دهید.
ناصادقانه به کسی پول بدهید تا او را به انجام کاری که به شما کمک می کند متقاعد کنید
to try to make someone do something for you by giving them money presents, or something else that they want
سعی کنید با دادن پول، هدایا یا چیز دیگری که میخواهد، کسی را وادار به انجام کاری برای شما کنید
money or a present that you give to someone so that they will do something for you usually something dishonest
پول یا هدیه ای که به کسی می دهید تا کاری برای شما انجام دهد، معمولاً کار غیر صادقانه ای
the act of giving someone money or something else of value often illegally, to persuade that person to do something you want
عمل دادن پول یا چیز ارزشمند دیگری، اغلب غیرقانونی، برای متقاعد کردن شخص به انجام کاری که شما می خواهید
to give someone money or something else of value often illegally, to persuade that person to do something you want
دادن پول یا چیز ارزشمند دیگری، اغلب غیرقانونی، برای متقاعد کردن او به انجام کاری که شما می خواهید
to try to make someone do something for you often something dishonest, by giving them money gifts, or something else that they want
سعی کنید با دادن پول، هدایا یا چیز دیگری که میخواهد، کسی را مجبور کنید کاری برای شما انجام دهد، اغلب کاری غیر صادقانه
money or a gift that you give to someone so that they will do something for you often something dishonest
پول یا هدیه ای که به کسی می دهید تا کاری برای شما انجام دهد، اغلب کاری غیر صادقانه
او به یک نگهبان رشوه داد تا یک یادداشت را به صورت قاچاق از زندان خارج کند.
بدون لباس، بدون فساد، فونگ استدلال کرده بود: چگونه می توانی به یک مرد برهنه رشوه بدهی؟
او به یک اپراتور در بندر transmat رشوه داد تا ما را به اسکله های فضایی بفرستد.
اما در طول یک کار حرفه ای، هرگز قاضی را نمی شناختم که فکر می کردم با پول خام رشوه گرفته باشد.
او مدعی شد که مدیر در سال 1993 در یک ناهار کاری به او رشوه داده است.
اگر در شیکاگو به قاضی رشوه میخواستی، پیش پدرم میآمدی.
مطمئناً او بیش از آنچه که به یاد می آورد به مرزبانان و مقامات کمونیست رشوه داده بود.
به قضات رشوه داده می شود یا تهدید می شود تا تصمیماتی به نفع قاچاقچیان مواد مخدر بگیرند.
یا می توانید در اداره ثبت اختراعات رشوه بدهید.
Amateur name-grabbers, threatened with a court case can usually be bribed to relinquish a valuable name.
غاصبان نام آماتور، که با یک پرونده قضایی تهدید می شوند، معمولاً می توانند با رشوه از یک نام ارزشمند صرف نظر کنند.
دفاعیات استدلال می کنند که او برای پس گرفتن شهادتش رشوه گرفته است.
ادعا شده بود که او در زمان ریاست جمهوری رشوه گرفته است.
به او پیشنهاد رشوه 50000 دلاری داده شده بود تا اتهاماتش را کنار بگذارد.
او میلیون ها دلار رشوه پرداخت کرد.
200 یورو رشوه
گفته میشود که او در زمان ریاست جمهوری رشوه دریافت کرده است.
این شرکت رد کرد که این پول به عنوان رشوه در نظر گرفته شده است.
کاهش مالیات به عنوان رشوه قبل از انتخابات توصیف شد.
He bribed immigration officials and entered the country illegally.
او به مقامات مهاجرت رشوه داد و به طور غیرقانونی وارد کشور شد.
آنها به پیشخدمت رشوه دادند تا میز بهتری برایشان پیدا کند.
او متهم به دریافت/رشوه گرفتن از تاجران ثروتمند بود.
Congressmen have been accused of accepting bribes to pass bills favoring particular companies.
نمایندگان کنگره به دریافت رشوه برای تصویب لوایح به نفع شرکت های خاص متهم شده اند.
او متهم به رشوه دادن به بازرس ساختمان بود.
آنها به تلاش برای رشوه دادن به رای دهندگان با وعده کاهش مالیات متهم شدند.
Corrupt officials had been bribed to approve shoddy construction work.
به مقامات فاسد رشوه داده شده بود تا کارهای ساختمانی نامرغوب را تایید کنند.
او متهم به دریافت رشوه از تاجران ثروتمند بود.
به راحتی می شد این هدیه را نوعی رشوه دانست.
payoff
بازده
kickback
رجعت
ثابت
backhander
عقب نشینی
sweetener
شیرین کننده
inducement
انگیزه
مشوق
bung
بانگ
هدیه
gratuity
پاداش
reward
جایزه
cumshaw
کامشاو
graft
پیوند
boodle
بودل
حاضر
sop
سوپ
carrot
هویج
payola
پایولا
compensation
جبران خسارت
enticement
اغوا کردن
perquisite
مقتضی
dropsy
آبریزش
قیمت
gravy
سس
lagniappe
لگنیاپ
perk
امتیاز
allurement
جذابیت
گرفتن
douceur
دوسر
رها کردن
plugola
پلوگولا
