looses
looses - از دست می دهد
N/A - N/A
UK :
US :
محکم نگه داشته یا در جای خود محکم نشده است
موهای شل به پشت بسته نمی شوند
چیزهای شل در کنار هم قرار نمی گیرند یا به چیز دیگری متصل نمی شوند
(از لباس) که به بدن نزدیک نیست
به شدت کنترل نشده یا دقیق نیست
داشتن اخلاق پایین؛ آزاد جنسی
صحبت کردن یا ابراز احساسات بسیار آزادانه، به خصوص به شیوه ای کنترل نشده
شلیک تیر از کمان یا شلیک از تفنگ
اجازه دادن به چیزی مضر یا افراطی برای اتفاق افتادن و تأثیرگذاری در جایی
آزاد كردن حيوان مخصوصاً براي حمله به كسي
برای اینکه چیزی مانند گره یا کراوات را کمتر محکم کنید
محکم در جای خود وصل نیست
اگر حیوان گشاد باشد، در قفس بسته نمی شود.
تنگ نیست؛ به بدن یا چیزی که پوشیده شده است نزدیک نیست
شل همچنین می تواند به معنای عدم رعایت دقیق چیزی یا عدم دقت باشد
نه محکم به هم و نه به چیز دیگری
چند سیم شل از دیوار آویزان بود.
The nails in the wall had worked themselves loose.
میخ های دیوار به خودی خود شل شده بودند.
زندانیان آنقدر لاغر بودند که پوستشان شل بود.
موهایش تا شانه هایش آویزان شده بود.
چند ورق کاغذ شل دورتادور افتاده بود.
در کلاس ورزشی خود لباس راحت و گشاد بپوشید.
این یک اقتباس نسبتا آزاد از رمان است.
این فقط یک ترجمه آزاد از شعر است.
یک زن شل
این مربی در مقابل تیمش بازی خشمگینانه ای را از دست داد.
او ناامیدی خود را در سیلی از سوء استفاده از دست داد.
وقتی آخرین تیرم را از دست دادم، تقریباً نزدیک ما بودند.
افراد او یک رگبار تفنگ را به سمت نگهبانان بازمانده شلیک کردند.
Sometimes anarchy is loosed upon the world because people firmly and honestly believe they are doing the right thing.
گاهی اوقات هرج و مرج در جهان از بین می رود، زیرا مردم قاطعانه و صادقانه معتقدند که کار درست را انجام می دهند.
آنها اساساً سگ های شکاری را روی ما تلف کردند.
گره را باز کرد و کلاف روشن موهایم را باز کرد.
باد دویست مایل در ساعت زنجیر را از دست داده بود.
بهتر است آن دکمه شل را قبل از جدا شدن بدوزم.
این فیلم اقتباسی آزاد از رمان کنراد است.
طبق تحقیقات، فروش چای کیسه ای، چای شل و چای فوری کاهش یافته است.
His customers preferred the vegetables to be sold loose so that they could choose the ones they wanted.
مشتریان او ترجیح می دادند سبزیجات آزاد فروخته شود تا بتوانند سبزی مورد نظر خود را انتخاب کنند.
unleashes
رها می کند
unchains
زنجیر باز کردن
unfetters
باز می کند
unlooses
جدا می کند
unties
لغو می کند
detaches
گره می زند
unbinds
قطع می کند
undoes
شل می شود
untethers
چوب پنبه را باز می کند
disconnects
قفل را باز می کند
disengages
شل می کند
loosens
افسار گسیخته
uncorks
لغو کلیک می کند
unfastens
بیا بریم
unlocks
آزاد می کند
unloosens
بیرون می آورد
unbridles
unclicks
unpens
lets go
sets free
takes out
binds
مقید می کند
fetters
بند
restrains
مهار می کند
ties
روابط
chains
زنجیر
manacles
مانکن ها
secures
ایمن می کند
wraps
می پیچد
bridles
افسارها
contains
شامل
enchains
زنجیر می کند
enfetters
را درگیر می کند
hitches
مانع
knots
گره ها
pinions
پینیون ها
shackles
غل و زنجیر
trusses
خرپاها
bands
باندها
bandages
بانداژ
confines
محدود می کند
fastens
چفت می کند
handcuffs
دستبند
holds
دارای
straps
تسمه ها
swathes
پوشش می دهد
tethers
اتصالات
trammels
ترامل ها
gyves
می دهد
ropes
طناب ها
fastens together
با هم محکم می شود
holds together
با هم نگه می دارد