paste
paste - چسباندن
noun - اسم
UK :
US :
چسباندن چیزی به چیز دیگری با استفاده از چسب
تا کلماتی را که حذف یا کپی کرده اید در یک مکان جدید روی صفحه نمایش کامپیوتر ظاهر کنید
یک مخلوط غلیظ نرم که به راحتی می توان شکل داد یا پخش کرد
نوعی چسب که برای چسباندن کاغذ روی چیزها استفاده می شود
تکه های شیشه ای که در جواهرات استفاده می شود تا شبیه سنگ های ارزشمند باشد
یک ماده چسبنده نرم غلیظ که از مخلوط کردن مایع با پودر به ویژه برای ساختن نوعی چسب ساخته می شود
a thick soft sticky substance made by mixing a liquid with a powder especially to make a type of glue
یک ماده نرم غلیظ که از خرد کردن و مخلوط کردن چیزهایی مانند ماهی، میوه یا سبزیجات برای غذا درست می شود
نوعی شیشه سخت که برای ساختن جواهرات مصنوعی استفاده می شود
چسباندن چیزی به چیزی مخصوصاً با خمیر
برای انتقال یک قطعه متن به یک مکان خاص در یک سند کامپیوتری
برای انتقال کلمات یا تصاویر از یک مکان به مکان دیگر در یک سند کامپیوتری
ماده غلیظ و مرطوبی که برای چسباندن چیزها به هم استفاده می شود یا هر مخلوط نرم و مرطوب پودر و مایع
a thick wet substance used for sticking things together or any soft wet mixture of powder and liquid
چسباندن چیزی به چیز دیگری
برای انتقال متن یا تصاویر به یک مکان خاص در یک سند کامپیوتری
در آن زمان حومه شهر چنان تغییر ناپذیر بود که ممکن بود تصویری باشد که به پنجره چسبانده شده بود.
خود صورت ناباورانه بود، ابروهای تیره چسبیده روی چشمان رنگ پریده او حلقه زده بودند.
او آن را در دفترچه سوسیالیستی خود چسباند.
می توانید از آن هواپیما بسازید، آن را روی دیوارها و پنجره ها بچسبانید، رنگ آمیزی کنید یا از آن برای نشانک ها استفاده کنید.
ایالت فلوریدا 59-0 کارولینای جنوبی را شکست داد.
از چسب مخصوص توصیه شده برای آویزان کردن پارچه علف استفاده کنید و پشت کاغذ را بچسبانید.
و بنابراین من با رعایت ساده ترین معادلات به این باتلاق متمایل چسبیده ام.
آرد و آب را با هم مخلوط کرد تا خمیری یکدست شود.
meat/fish/tomato paste
گوشت / ماهی / رب گوجه فرنگی
wallpaper paste
خمیر کاغذ دیواری
flour-and-water paste
خمیر آرد و آب
tomato/anchovy/curry paste
رب گوجه فرنگی/آنچوی/کاری
آیا اینها الماس واقعی هستند یا خمیر؟
You can make your own distorting mirror by pasting a sheet of kitchen foil to a piece of thin cardboard.
شما می توانید با چسباندن یک ورق فویل آشپزخانه به یک تکه مقوای نازک، آینه ی اعوجاج کننده خود را بسازید.
آن پاراگراف را برش دهید و سپس در انتهای صفحه قرار دهید.
برای چسباندن تصاویر از چسب، چسب یا چسب استفاده کنید.
tomato paste
رب گوجه فرنگی
او یک قلب به ولنتاین چسباند.
او به سادگی اعداد را مستقیماً از یادداشت کپی کرده بود.
adhesive
چسب
glue
آدامس
gum
موسیلاژ
mucilage
سیمان
cement
ثابت کننده
fixative
چوب
stickum
گچ
plaster
خمیر کاغذ دیواری
چسب فوق العاده
wallpaper paste
رزین اپوکسی
superglue
درزگیر
epoxy resin
رابطه، رشته
sealant
کلاسور
مهر و موم کننده
binder
اندازه
sealer
اپوکسی
پیوند
epoxy
تفنگ
bonding
ماده چسبنده
gunk
پیوند دهنده
sticky substance
رزین
gluey substance
glueingUK
bonder
لحیم کاری
resin
gluingUS
glueingUK
تار
solder
موم
gluingUS
ماده منسجم
tar
مهر
wax
cohesive substance
seal
شکست
forfeit
از دست دادن
حفظ
صرفه جویی
تسلیم شدن
surrender
غرق شدن
underwhelm
بازده
از دست دادن به
ضربه زدن
ستایش
praise
دست برداشتن از
تعظیم
bow
رها کردن
ارسال
succumb
عقب نشینی
غار در
retreat
رهایی
cave in
پیروزی
شروع کنید
سقوط
سر سپردن
توسعه دهد
کمک
pat
عقب افتادن
حفظ کردن
capitulate
آرام باش
uphold
