qualities
qualities - کیفیت ها
N/A - N/A
UK :
US :
چقدر چیزی خوب یا بد است
یک استاندارد بالا
سطح لذت، راحتی و سلامتی در زندگی یک فرد
ویژگی یا ویژگی کسی یا چیزی
با استاندارد بالا
خیلی خوب
درجه برتری چیزی، اغلب درجه بالایی از آن
کیفیت اغلب به خوب یا بد بودن چیزی اشاره دارد
با استاندارد بالا؛ عالی
ویژگی خوب شخصیت یک فرد
ویژگی یا ویژگی چیزی که آن را از چیزهای دیگر متمایز می کند
a shop advertising top quality electrical goods
فروشگاهی که کالاهای برقی با کیفیت بالا را تبلیغ می کند
غذا از کیفیت بد/پایینی برخوردار بود.
محصولات آنها از کیفیت بسیار بالایی برخوردار است.
من فقط شراب با کیفیت می خرم.
کیفیت تصویر تلویزیون ما خیلی خوب نیست.
او به کیفیت علاقه ای ندارد. تنها چیزی که به آن اهمیت می دهد پول درآوردن است.
کیفیت زندگی من از زمانی که به کشور نقل مکان کردم بسیار بهبود یافته است.
leadership qualities
ویژگی های رهبری
او ویژگی های خوب زیادی دارد اما سازماندهی یکی از آنها نیست.
به نظر من او ویژگی های مناسبی برای معلمی ندارد.
این پنیر کیفیت نسبتاً لاستیکی دارد (= مانند لاستیک است).
این یک محصول با کیفیت است.
این داستان در مقالات با کیفیت (= روزنامه های جدی تر) پوشش کمی دریافت کرد.
That gig was quality.
آن کنسرت با کیفیت بود.
شرکت ما کیفیت کالاهای ما را تضمین می کند.
پارچه با بالاترین کیفیت بود.
ما به دنبال کسی هستیم که عاشق بچه ها باشد و ویژگی های یک معلم خوب را داشته باشد.
ما دائماً به دنبال بهبود کیفیت خدماتی هستیم که به مشتریان خود ارائه می دهیم.
این موضوع سوالاتی را در مورد کیفیت مدیریت در شرکت ایجاد می کند.
ما از کیفیت کاری که آنها در ماه های اخیر ارائه کرده اند بسیار راضی بوده ایم.
اسباببازیهای بریتانیایی قبلاً کیفیت خوبی داشتند، نه چیزهای ارزان قیمت.
آنها محصولات ارگانیک را با بالاترین کیفیت می فروشند.
ما از کیفیت پایین برخی از مبلمان شوکه شدیم.
مدیر خط او معتقد است که کیفیت کار او کاهش یافته است.
این نوع تلویزیون کیفیت تصویر خیره کننده ای را ارائه می دهد.
آنها ادعا می کنند که نام تجاری آنها تضمین کیفیت است.
این شرکت به کیفیت متعهد است.
She has demonstrated great leadership qualities in continuing the company's success through a very difficult year.
او ویژگی های رهبری بزرگی را در ادامه موفقیت شرکت در یک سال بسیار دشوار نشان داده است.
Personal qualities and commitment are more important for the job than educational qualifications.
ویژگیهای شخصی و تعهد برای شغل مهمتر از مدارک تحصیلی است.
Inspectors normally need a degree but exceptions are occasionally made for candidates with the right qualities.
بازرسان معمولاً به مدرک نیاز دارند، اما گهگاه استثناهایی برای نامزدهایی با ویژگی های مناسب ایجاد می شود.
انتظار دارید یک ماشین آلمانی چه ویژگی هایی داشته باشد؟
advantages
مزایای
merits
شایستگی ها
virtues
خواص
assets
دارایی های
intrinsic worth
ارزش ذاتی
privileges
امتیازات
perks
امکانات رفاهی
amenities
پول های بادآورده
windfalls
پاداش
rewards
فواید
benefits
انعام
gratuities
پاداش ها
bonuses
مثبت ها
pluses
زیاده خواهی ها
indulgences
مزایای حاشیه ای
fringe benefits
جوایز
prizes
سودمندی
advantageousness
تله
trappings
تجملات
luxuries
زیبایی ها
niceties
زواید
frills
اضافی
extras
امکانات
features
راحتی
comforts
منابع
resources
مفاد
provisions
راحتی موجودات
conveniences
extravagances
facilities
creature comforts
incompetence
بی کفایتی
ineptitude
ناتوانی
inability
عجز
inadequacy
آماتور بودن
ineptness
ناامیدی
incapability
ناتوانی جنسی
incapacity
بی اثر بودن
incompetency
ناکارآمدی
amateurishness
بی تجربگی
hopelessness
بی تخصص
impotence
بی فایده بودن
ineffectiveness
ناجوری
ineffectuality
دست و پا چلفتی
ineffectualness
بد اخلاقی
inefficiency
بی مهارتی
inexperience
عدم تناسب اندام
inexpertness
بی لطفی
insufficiency
بی دستی
uselessness
عدم توانایی
awkwardness
عدم مهارت
clumsiness
maladroitness
unskillfulness
unfitness
ungracefulness
unhandiness
