queer
queer - عجیب و غریب
adjective - صفت
UK :
US :
an offensive word used to describe someone who is homosexual, especially a man. Do not use this word.
یک کلمه توهین آمیز برای توصیف کسی که همجنس گرا است، به ویژه یک مرد استفاده می شود. از این کلمه استفاده نکنید.
توضیح عجیب یا دشوار است
یک کلمه توهین آمیز برای یک همجنس گرا، به خصوص یک مرد. از این کلمه استفاده نکنید.
having or relating to a gender identity or a sexuality that does not fit society's traditional ideas about gender or sexuality
داشتن یا مرتبط با هویت جنسی یا تمایلات جنسی که با ایده های سنتی جامعه در مورد جنسیت یا جنسیت مطابقت ندارد.
عجیب، غیرمعمول یا غیرمنتظره
a person whose gender identity or sexuality does not fit society's traditional ideas about gender or sexuality
فردی که هویت جنسی یا جنسیت او با ایده های سنتی جامعه در مورد جنسیت یا جنسیت مطابقت ندارد
to change something so that it does not relate only to one gender either male or female or so that it no longer fits traditional ideas about gender or sexuality
تغییر دادن چیزی به گونه ای که فقط به یک جنسیت مربوط نباشد، چه مرد و چه زن، یا به گونه ای که دیگر با ایده های سنتی در مورد جنسیت یا جنسیت مطابقت نداشته باشد.
از بین بردن یک فرصت یا فرصت برای کسی، اغلب به عمد
غیر معمول یا عجیب
صورتش صورتی عجیب بود.
او احساس عجیبی داشت که تحت نظر است.
من کم کم داشتم احساس عجیبی می کردم.
همه چیز برای من کمی عجیب به نظر می رسد.
queer culture
فرهنگ عجیب و غریب
He says they use the word queer to include anyone who wants to be included (gay, bi, trans, whatever).
او می گوید که آنها از کلمه دگرباش برای شامل کردن هر کسی که می خواهد شامل شود (گی، بی، ترنس، هر چیزی) استفاده می کنند.
آنها به شدت با فرهنگ دگرباش هویت می گیرند.
چه چیز عجیبی گفتن!
من احساس عجیبی دارم (= بیمار)، می توانم بنشینم؟
Critiques of mainstream queer representation from trans people and queers of colour played an important role in improving representation.
انتقاد از بازنمایی دگرباشان جریان اصلی از سوی افراد ترنس و دگرباشان رنگ نقش مهمی در بهبود بازنمایی داشت.
پسران نوجوانی که اکانت اینستاگرام دارند در صنعت لوازم آرایشی عجیب و غریب هستند.
اگر قبل از من از دن درخواست افزایش دستمزد کند، احتمالاً حرف من را عجیب و غریب خواهد کرد.
او را متهم کرده بود که در زمینش عجیب و غریب است.
من مطمئناً قصد نداشتم زمین او را عجیب و غریب کنم.
من کاملاً مطمئن هستم که شما قصد نداشتید که زمین من را عجیب و غریب کنید.
من گمان می کنم که او فکر می کند من سعی کردم زمین او را عجیب و غریب کنم، که مطمئنا این کار را نکردم.
She had a queer expression on her face.
حالت عجیبی روی صورتش داشت.
فرد
عجیب
کنجکاو
خنده دار
peculiar
عجیب و غریب
weird
غیر معمول
خارق العاده
قابل توجه
outlandish
مفرد
غیر متعارف
bizarre
غیرطبیعی
eccentric
مشکوک
singular
غیر طبیعی
uncommon
غیر عادی
unconventional
اسرار امیز
abnormal
بی نظیر
suspicious
گیج کننده
uncanny
رام
unorthodox
وهم انگیز
anomalous
ماهی
atypical
سوال برانگیز
dubious
ناهمسان
mysterious
offbeat
puzzling
rum
eerie
fishy
questionable
unnatural
معمولی
مشترک
طبیعی
مسلم - قطعی
مرسوم
hands-down
دستها پایین
incontestable
غیر قابل اعتراض
indisputable
بی چون و چرا
indubitable
غیر قابل تردید
plain
جلگه
questionless
بی سوال
مطمئن
undeniable
غیر قابل انکار
undoubted
بدون شک
unproblematic
بدون مشکل
unquestionable
قابل باور
عادی
believable
ارتدکس
commonplace
گویا
customary
منظم
سر راست
orthodox
غیر استثنایی
rational
غیر اصلی
متعادل
زوج
unexceptional
سالم
unoriginal
معقول
balanced
