attrition
attrition - فرسایش
noun - اسم
UK :
US :
روند نابود کردن تدریجی دشمن یا ضعیف کردن آنها با حمله مداوم به آنها
زمانی که افراد یک شرکت یا دوره تحصیلی را ترک می کنند و جایگزین نمی شوند
the process of reducing the number of employees by not replacing those who leave for normal reasons, such as changing jobs, RETIREMENT (=leaving a job when you reach a certain age) etc
روند کاهش تعداد کارمندان با جایگزین نکردن کسانی که به دلایل عادی ترک می کنند، مانند تغییر شغل، بازنشستگی (=ترک شغل در صورت رسیدن به سن معین) و غیره.
وقتی مشتریان از دست میروند، مثلاً به این دلیل که شروع به خرید محصول رقیب میکنند
gradually making something weaker and destroying it especially the strength or confidence of an enemy by repeatedly attacking it
به تدریج چیزی را ضعیفتر کرده و آن را از بین میبرد، به ویژه قدرت یا اعتماد دشمن را با حمله مکرر به آن
a reduction in the number of people who work for an organization that is achieved by not replacing those people who leave
کاهش تعداد افرادی که برای یک سازمان کار می کنند که با جایگزین نکردن افرادی که آن سازمان را ترک می کنند به دست می آید
افرادی که یک دوره آموزشی یا آموزشی را قبل از اتمام آن ترک می کنند
a gradual reduction in the number of people who work for an organization that is achieved by not replacing those who leave
کاهش تدریجی تعداد افرادی که برای یک سازمان کار می کنند که با جایگزین نکردن افرادی که ترک می کنند حاصل می شود.
a reduction in the number of employees in a company made by not replacing those who leave rather than forcing people to leave their jobs
کاهش تعداد کارمندان در یک شرکت با جایگزین نکردن کسانی که ترک می کنند، به جای مجبور کردن افراد به ترک شغلشان.
a reduction in the number of people who buy a product or service for example because of its age increased competition etc.
کاهش تعداد افرادی که یک محصول یا خدمات را خریداری می کنند، به عنوان مثال به دلیل سن آن، افزایش رقابت و غیره.
نرخ فرسایش سالانه 5 درصد را در نظر می گیرد، اما ممکن است بیش از حد سخاوتمندانه باشد.
اینها اقتصاد کارایی نیست، بلکه فرسایش است.
یک جنگ فرسایشی
One is to continue his war of attrition against parliament, albeit from a position of greater strength since the referendum.
یکی این است که به جنگ فرسایشی خود علیه پارلمان ادامه دهد، البته از موضع قدرت بیشتر از زمان رفراندوم.
The 2. 05 percent attrition rate the agency had managed to maintain promised to go straight through the roof.
نرخ فرسایش 2.05 درصدی که آژانس موفق به حفظ آن شده بود، وعده داده بود که مستقیماً از پشت بام عبور کند.
Worse was expected to come as industrial and domestic consumption of electricity picked up after the attrition of the war years.
انتظار می رفت بدتر از آن با افزایش مصرف صنعتی و خانگی برق پس از فرسایش سال های جنگ رخ دهد.
بخشی از ریزش ذخایر نظامی من هزینه ها بود.
نرخ فرسایش آنها به طور کلی حتی بالاتر از نرخ موسسات چهار ساله است.
این یک جنگ فرسایشی بود.
اینها اقتصاد کارایی نبود، بلکه ساییدگی بود.
گروه های تروریستی و دولت از سال 2008 درگیر یک جنگ فرسایشی پرهزینه بوده اند.
نرخ فرسودگی بالا در برنامه های مدرک باعث نگرانی است.
بیشتر از دست دادن شغل از طریق فرسایش اتفاق می افتد.
اکثر مشاغل دچار فرسایش طبیعی خواهند شد.
Staff attrition rates are high.
نرخ فرسودگی کارکنان بالاست.
هدف ما به حداقل رساندن نرخ فرسایش مشتری است.
erosion
فرسایش
corrosion
خوردگی
corroding
تضعیف کردن
undermining
هدر
آسیب رسان
damaging
زوال
deterioration
تخریب
detrition
پوشیدن
wearing
استهلاک
depreciation
تجزیه
disintegration
دور خوردن
eating away
لاغر کننده
thinning
نازک شدن
ضایعات طبیعی
wearing away
تخریب آهسته
thinning out
سایش
natural wastage
هوازدگی
پوسیدگی
abrasion
ساییدگی و پارگی
weathering
مصرف
decay
ضرر - زیان
انحطاط
کاهش
اصطکاک
degeneration
فرسوده شدن
diminution
اکسیداسیون
friction
اکسیداسیون ایالات متحده
wearing down
خسارت
oxidation
oxidizationUS
buildup
ساختن
accretion
برافزایش
ساختمان
happiness
شادی
strengthening
تقویت کردن
ساخت و ساز
توسعه
بهبود
رشد
افزایش دادن
rebuilding
بازسازی
accumulation
انباشت
backlog
جمع شدن
جرم
بار
enlargement
بزرگ شدن
reparation
جبران خسارت
reconstruction
جوان سازی
renewal
مرمت
rejuvenation
اصلاح
restoration
ایجاد
ارتقاء
نوسازی
upgrading
دگرگونی
renovation
استقرار مجدد
re-establishment
refurbishment