barter
barter - معامله پایاپای
noun - اسم
UK :
US :
مبادله کالا، کار یا خدمات با کالاها یا خدمات دیگر به جای پول
سیستم مبادله کالاها و خدمات با کالاها و خدمات دیگر به جای استفاده از پول
کالاها یا خدماتی که از طریق مبادله مبادله می شوند
to exchange goods for other goods or to do work for someone in exchange for work they do for you rather than using money
مبادله کالا با کالاهای دیگر یا انجام کار برای کسی در ازای کاری که برای شما انجام می دهد، به جای استفاده از پول
سیستم مبادله کالا یا کار با کالا یا کار دیگر، به جای استفاده از پول
مبادله کالا با چیزهای دیگر به جای پول
عمل یا سیستم مبادله کالا
مبادله کالا یا خدمات با چیزهای دیگر به جای پول
بحث کردن و توافق در مورد قیمت چیزی
در فرهنگهای گوناگون، مردان دنبال میشوند و به دست میآورند، در حالی که زنان محافظت میشوند و مبادله میشوند.
اگر هر یک از دام ها یا محصولات آنها را بفروشید یا مبادله کنید، تجارتی را انجام می دهید.
مقادیر ناچیز غذا توسط افراد کمتر بدبخت در ازای زمین و تجهیزات به گرسنگان مبادله می شد.
Meagre amounts of food were bartered by the less unfortunate to the starving in return for land and equipment.
در بازار محلی، گوشت و سبزیجات با کالاهای برقی مبادله می شود.
آنها مجبور بودند برای بیشتر چیزهایی که نیاز داشتند رشد کنند، بسازند یا مبادله کنند.
آنها با ارز غربی مبادله شدند و توسط خانواده هایی که ناامید از پول خرید غذا بودند فروخته شدند.
استراتژی داد و ستد، که قبلاً ذکر شد، یکی از راههای کاهش هزینه تاریخ است.
در نهایت پول بیارزش میشود و مردم مجبور میشوند به مبادله مبادله کنند یا با ارزهای دیگری مانند سیگار جایگزین کنند.
Eventually money becomes worthless, and people are forced to barter or substitute with other sorts of currencies, like cigarettes.
او در داد و ستد با نگهبانانش تا حدی موفقیت داشت.
ساکنان جزیره به جای پول از سیستم مبادله مبادله ای استفاده می کنند.
He bartered his stamp collection for her comics.
او مجموعه تمبر خود را با کمیک های او مبادله کرد.
یک ساعت تمام را صرف خرید و فروش سوغاتی با غرفهداران کردیم.
The currency has lost so much of its value that barter has become the preferred way of doing business.
این ارز آنقدر ارزش خود را از دست داده است که مبادله کالا به روش ترجیحی تجارت تبدیل شده است.
در بازار، میتوانید با ارائه شلوار جین و رژ لب، به خرید سوغاتی بپردازید.
کالاهای تولیدی ارزان قیمت توسط تاجران با انواع محصولات گرمسیری مبادله می شد.
او قیمت آپارتمان را کاهش داد و هزاران پوند پس انداز کرد.
شما باید با شرکت تلفن همراه مبادله کنید تا طرح مورد نظر خود را با قیمتی که می خواهید دریافت کنید.
مبادله مبادله می تواند برای مشاغل کوچکتر که مشتاق پس انداز پول هستند جذاب باشد.
اقتصادهای قبلی بر روی یک سیستم مبادله ای کار می کردند.
تبادل
swap
مبادله
تجارت
تعویض
تغییر دادن
swop
مصالحه
در عوض بده
جایگزین
substitute
تغییر مکان
interchange
رفت و آمد
تبدیل
commute
کامیون
جایگزین کردن
معامله کردن
دیکر
transact
باندی
dicker
برگشت
bandy
مذاکره کنند
جابجا کند
واگذار کردن
displace
تحویل دادن
cede
بازده
تسلیم شدن
متقابل کردن
surrender
از گرو در اوردن
reciprocate
معامله در
supersede
به ... تبدیل کن
redeem
