stills
stills - ثابت
N/A - N/A
UK :
US :
ادامه اتفاق یا ادامه انجام شدن
با وجود آن
به درجات حتی بیشتر یا حتی بیشتر
ماندن در همان موقعیت؛ بی حرکت
نوشابه ای است که گازدار نباشد (= با حباب)
برای اینکه چیزی حرکت نکند یا آرام تر شود
عکسی از یک اکشن در یک فیلم
زمانی که ساکت و آرام است
قطعه ای از تجهیزات مورد استفاده برای تولید الکل
تا الان یا تا زمان خاصی ادامه دارد
بی حرکت؛ ماندن در همان موقعیت
quiet; silence
ساکت؛ سکوت
I'm still hungry.
من هنوز گرسنه هستم.
من هنوز نوشتن مقاله ام را تمام نکرده ام.
هنوز خبری از گروگان ها نیست.
آیا هنوز برای دولت کار می کنید؟
امید در حال محو شدن است که کودک گمشده هنوز زنده است.
هنوز فرصت داریم تا قبل از شروع فیلم به سینما برسیم.
شما ممکن است کاری که او انجام داده را تایید نکنید، اما او همچنان برادر شماست.
میدونم که دوستش نداری، اما باز هم مجبور نیستی اینقدر با او بی ادبی کنی.
با وجود اینکه واقعا وقتش را ندارد، باز هم پیشنهاد کمک داد.
احتمال می رود تعداد کشته شدگان این انفجار همچنان بیشتر شود.
این شرکت امیدوار است بازار خود را همچنان بیشتر گسترش دهد.
هنوز برف بیشتری در طول شب بارید.
من تو را در تئاتر ملاقات خواهم کرد. نه، بهتر است، اول برای نوشیدن همدیگر را ببینیم.
من نگرانم که ماشینش خراب شده باشد یا بدتر از آن تصادف کرده باشد.
چرا باید به من (=حتی) بیشتر دروغ بگویی؟
برای کودکان نشستن/ایستادن/بی حرکت ماندن برای مدت طولانی مشکل است.
من نمیتوانم موهایت را برس بزنم، اگر ثابت نمانی.
در حالی که من از او عکس می گرفتم، کاملاً بی حرکت می نشست.
هوا چنان آرام بود (= باد آنقدر کم بود) که حتی برگها هم تکان نمی خوردند.
او در آب آرام (= آرام و روان) دریاچه شیرجه زد.
آیا آب گازدار یا گازدار را دوست دارید؟
سعی کرد تاب خوردن بانوج را متوقف کند.
او نوزادش را در آغوش گرفت تا همچنان گریه کند.
در سکون شب، چیزی تکان نخورد.
جهان هنوز در حال انبساط است.
دو سال بعد او هنوز جای زخم روی زانوهایش داشت.
او به سرطان مبتلا شد اما همچنان به سر کار بازگشت.
من مادر دو فرزند هستم و هنوز شغلم را حفظ کرده ام.
آپارتمان لولو مملو از کاغذها و جعبه هایی است که کاغذهای بیشتری در خود جای می دهند.
فقط ثابت نگه دارید - کمی بریدگی روی سر خود دارید.
به نظر می رسد زمان در اینجا تقریباً متوقف شده است، اینطور نیست؟
settles
مستقر می شود
soothes
تسکین می دهد
calms
آرام می کند
lulls
لول می کند
subdues
رام می کند
pacifies
رفع می کند
allays
مماشات می کند
appeases
آهنگسازی می کند
becalms
لالایی ها
composes
مرهم
lullabies
را تسکین می دهد
salves
آرامش می دهد
alleviates
tranquillisesUK
assuages
ایالات متحده را آرام می کند
tranquillisesUK
مومیایی کردن
tranquilizesUS
آرام می شود
balms
خاموش می شود
calms down
صاف می شود
shuts down
smooths over