substitutes
substitutes - جایگزین ها
N/A - N/A
UK :
US :
استفاده از چیزی یا شخصی به جای چیز یا شخص دیگری
انجام همان کار به عنوان یک چیز یا شخص دیگر یا به جای آنها
در ورزش، استفاده از یک بازیکن برای بخشی از بازی پس از حذف بازیکن دیگر از بازی
یک چیز یا شخصی که به جای چیز یا شخص دیگری استفاده می شود
در ورزش، بازیکنی که برای بخشی از یک بازی به جای بازیکن دیگر استفاده می شود
هیچ چیز به خوبی آنچه گفته شد نیست
آ آموزگار جایگزین
استفاده از کسی یا چیزی به جای شخص یا چیز دیگری
استفاده از چیزی متفاوت یا جدید به جای چیز دیگری
جای شخص دیگری را بگیرد یا برای مدتی کار او را انجام دهد
همان کار را به عنوان کار دیگری انجام دهد یا جای آن را بگیرد
چیزی متفاوت یا جدید که به جای چیز دیگری استفاده می شود
کسی که جای شخص دیگری را می گیرد یا برای مدتی کار او را انجام می دهد
هیچ چیز دیگری به اندازه چیز یا عمل بیان شده خوب نیست
در این دستور می توانید روغن را جایگزین کره (= به جای کره از روغن استفاده کنید).
می توانید آرد گندم را با آرد بادام جایگزین کنید (= به جای آرد گندم از آرد بادام استفاده کنید).
او اولین فیلم خود را زمانی انجام داد که جایگزین بازیگری شد که در ابتدا انتخاب شده بود.
کلمات «او» و «او» را بیرون آوردم و «آنها» و «آنها» را جایگزین آنها کردم.
نیروگاه های گازسوز جایگزین تجهیزات کمتر کارآمد زغال سنگ خواهند شد.
سوپرانو برای اولین بار روی صحنه ظاهر شد که او را جایگزین فردی کرد که بیمار بود.
رونالدو در اوایل نیمه دوم تعویض شد.
دیتون در نیمه دوم بازی به جای ویلیامز تعویض شد.
نمی دانم چرا مربی مرا تعویض کرد.
توفو را می توان به عنوان جایگزین گوشت در دستور العمل های گیاهی استفاده کرد.
ویتامین ها نباید به عنوان جایگزینی برای یک رژیم غذایی سالم استفاده شوند.
جانسون در اواخر بازی به عنوان بازیکن تعویضی وارد زمین شد.
سرمربی در دقایق پایانی بازی یک تعویض دیگر وارد زمین کرد.
شما می توانید در مورد کشورهای دیگر مطالعه کنید، اما هیچ جایگزینی برای بازدید خودتان از آنها وجود ندارد.
در این دستور می توانید روغن را جایگزین کره کنید.
او دیشب برای جانشینی ستاره بیمار فراخوانده شد.
گفتگو جایگزین ضعیفی برای عمل است.
Industry must reduce fuel consumption by substituting alternative fuels for fossil fuels.
صنعت باید با جایگزینی سوخت های فسیلی، مصرف سوخت را کاهش دهد.
زمان می برد تا برندهای محلی را با نام های تجاری خود جایگزین کنید.
از او خواسته شد تا رئیس کمیته غایب را جایگزین کند.
دولت انتظار دارد گاز طبیعی جایگزین صادرات نفت در آینده شود.
بسیاری از شرکتهای داتکام یاد گرفتهاند که فناوری هرگز نمیتواند جایگزین خدمات مشتری شود.
We are looking at the possibility of using foreign production as a substitute for exports to foreign markets.
ما به دنبال امکان استفاده از تولید خارجی به عنوان جایگزین صادرات به بازارهای خارجی هستیم.
جایگزین های ارزان تر، محصول را از بازار جهانی جابجا کرد.
egg/fat/meat substitutes
جایگزین های تخم مرغ / چربی / گوشت
هشدار زودهنگام در مورد اخراج هیچ جایگزینی برای یک شغل نیست.
کارگران قراردادی مدت معین و کارگران آژانس همیشه جایگزین مستقیم یکدیگر نیستند.
در این صنعت، هیچ جایگزینی برای تجربه وجود ندارد.
