turnover
turnover - حجم معاملات
noun - اسم
UK :
US :
مقدار تجارت انجام شده در یک دوره خاص
نرخی که نوع خاصی از کالاها به فروش می رسد
نرخی که افراد سازمان را ترک می کنند و دیگران جایگزین آنها می شوند
یک پای میوه ای کوچک
the amount of business done in a particular period of time measured by the amount of money obtained from customers for goods or services that have been sold
مقدار کسب و کار انجام شده در یک دوره زمانی خاص که با مقدار پولی که از مشتریان برای کالاها یا خدمات فروخته شده به دست می آید اندازه گیری می شود.
نرخی که کارگران یک سازمان را ترک می کنند و با دیگران جایگزین می شوند
نرخی که کالاها با آن فروخته می شوند
the number of shares traded on a stockmarket during a particular period of time usually a day or the number of shares traded in a particular company
تعداد سهام معامله شده در بازار سهام در یک دوره زمانی خاص، معمولاً یک روز، یا تعداد سهام معامله شده در یک شرکت خاص
مقدار تجارتی که یک شرکت در یک دوره زمانی انجام می دهد
نرخی که کارکنان یک شرکت را ترک می کنند و افراد جدید جایگزین آنها می شوند
یک کیک کوچک ساخته شده از یک تکه شیرینی تا شده با میوه در داخل
نرخی که کارکنان یک شرکت را ترک می کنند و جایگزین می شوند
یک تکه شیرینی که تا می شود تا میوه درون آن باشد
مقدار پولی که یک شرکت از فروش در یک دوره خاص به دست می آورد
نرخی که کارکنان شرکت را ترک می کنند و با کارمندان جدید جایگزین می شوند
نرخی که یک فروشگاه با آن سهام خود را می فروشد و جایگزین می کند
the total number and value of shares bought and sold on a stock market in a particular period of time
تعداد کل و ارزش سهام خرید و فروش شده در بازار سهام در یک دوره زمانی خاص
گردش مالی این دو رستوران در سال جاری حدود 7.4 میلیون دلار بود.
انتظار می رود که اکنون که رکود به پایان رسیده است، گردش مالی دو برابر شود.
با اضافه کردن صفر، میانگین گردش مالی 0. 0 خواهید داشت.
Our corporation has an annual turnover of $3.2 billion.
گردش مالی شرکت ما سالانه 3.2 میلیارد دلار است.
برخی از فعالیت های داخلی شهر اکنون گردش مالی سالانه بیش از 30٪ دارند.
ممکن است با توجه به بازارهای نوسان، گردش مالی بالا توجیه شده باشد.
اخیراً این شرکت در تلاش است تا با تنوع بخشیدن به سایر زمینه ها، گردش مالی خود را افزایش دهد.
به طور متوسط حدود 25 درصد از گردش مالی ما برای شرکت های گروه است.
گردش سریع برای جریان نقدی خوب است.
ما تمام تلاش خود را برای کاهش جابجایی کارکنان انجام می دهیم.
گردش مالی سالانه 75 میلیون دلار
کاهش در گردش مالی
جابجایی بالای کارکنان
گردش سریع سهام
مجموع گردش مالی هر دو کسب و کار در دو سال گذشته دو برابر شده است.
گردش مالی از 12 میلیون پوند به 11 میلیون پوند کاهش یافت.
حجم معاملات نسبت به سال گذشته کاهش یافته است.
افزایش 10 درصدی در گردش مالی، سود شرکت را 3.3 میلیون دلار افزایش می دهد.
سود خود را با کم کردن هزینه های خود از گردش مالی خود محاسبه کنید.
ما گردش مالی بسیار کمی در پرسنل فروش خود داشته ایم.
دفاتر جدید نرخ بسیار بالای جابجایی کارکنان را کاهش داده اند.
The city has a rapid population turnover.
این شهر دارای گردش سریع جمعیت است.
سوپرمارکت های بزرگ گردش مالی بالایی دارند (= کالاهایشان خیلی سریع فروخته می شود).
گردش مالی این تجارت سالانه 50000 پوند است.
تعداد زیاد قراردادهای موقت منجر به جابجایی زیاد کارکنان شد.
آنها اخیراً گردش مالی زیادی در کارخانه داشته اند.
an apple turnover
گردش مالی سیب
گردش مالی بالا در میان کارگران مهدکودک یک مشکل مداوم است.
گردش مالی گروه در این دوره نسبت به سال گذشته 2 درصد افزایش یافته است.
این تجارت سالانه 350000 دلار گردش مالی دارد.
این شرکت 500000 یورو زیان در گردش مالی 4.5 میلیون یورویی گزارش کرده است.
مجموع گردش مالی در این سال بالغ بر 17 میلیارد پوند بود.
first-half/full-year turnover
گردش مالی نیمه اول / تمام سال
high/low/strong turnover
گردش مالی زیاد / کم / قوی
این شرکت دارای گردش کارکنان در حدود 12 درصد در سال است.
مهدکودک های خصوصی تمایل به جابجایی پرسنل بالایی دارند.
sales force/CEO turnover
نیروی فروش / گردش مالی مدیر عامل
forced/voluntary turnover
گردش اجباری / داوطلبانه
با گردش سریع خیابان های بالا، مدهای محبوب اغلب در عرض چند روز فروخته می شوند.
بازار در معاملات سنگین سقوط کرد.
تراست معمولاً از نرخ گردش پرتفوی 100 درصد تجاوز نمی کند.
درآمد
بازده
سود
برداشت ها
takings
ورودی ها
incomings
خروجی
output
تولید
جلد
کسب و کار
حراجی
جریان نقدی
درآمد ناخالص
gross revenue
حجم تجارت
درآمد حاصل می شود
برگشت
proceeds
دستاوردها
گرفتن
gains
رسیدها
برمی گرداند
receipts
دروازه
returns
کسب کردن
profits
پرداخت
خط پایین
خالص
payoff
سود سهام
اعلام وصول
پاداش
dividend
receipt
remuneration
costs
هزینه ها
