odd
odd - فرد
adjective - صفت
UK :
US :
عجیب و غریب
به طرز عجیبی
different from what is normal or expected, especially in a way that you disapprove of or cannot understand
متفاوت از آنچه عادی یا مورد انتظار است، به خصوص به گونه ای که شما آن را تایید نمی کنید یا نمی توانید آن را درک کنید
به طور خاص انتخاب یا جمع آوری نشده است
از یک جفت یا مجموعه جدا شده است
عجیب یا غیر منتظره
اغلب اتفاق نمی افتد
(از اعداد) نمی توان دقیقاً بر دو تقسیم کرد
(از چیزی که باید جفت یا مجموعه باشد) از جفت یا مجموعه آن جدا شود
used after a number especially a number that can be divided by ten to show that the exact number is not known
بعد از یک عدد استفاده می شود، مخصوصا عددی که می توان آن را بر ده تقسیم کرد تا نشان دهد که عدد دقیق آن مشخص نیست
(از اعداد) نمی توان دقیقاً بر 2 تقسیم کرد
used after a number esp. a number that can be divided by 10, to show that the exact number is not known
بعد از یک عدد استفاده می شود، به ویژه عددی که می توان آن را بر 10 تقسیم کرد تا نشان دهد که عدد دقیق آن مشخص نیست
Apparently the odd arrangement was uninteresting to a teenager.
ظاهراً این ترتیب عجیب برای یک نوجوان جالب نبود.
رینولدز انتخاب عجیبی برای میزبانی این برنامه بود.
an odd combination
یک ترکیب عجیب
او با تحریک برخی انگیزه های عجیب، ماله را تا آنجا که می توانست پرتاب کرد.
یکی ژاکت تیرهاش را در دستهای عجیب زیر یک بازو میبرد.
یک نوع سکوت عجیب حاکم شد.
من کارم را بهعنوان یک بازیباز شروع کردم، برای او کارهایی انجام میدادم و کارهای کوچک عجیب و غریب انجام میدادم.
الوار؟ این یک اسم عجیب برای یک بچه است.
او فرد عجیبی در خانواده ای با استعداد بود.
an odd sock
یک جوراب عجیب و غریب
او عجیب تر از همیشه به نظر می رسید و حرکاتش شروع به سفت شدن می کرد.
اونا آدمای خیلی عجیبی هستن
چیز عجیبی در مورد آن مرد وجود دارد.
آن نقاشی بسیار عجیب به نظر می رسد.
دختری نوجوان با موهای نسبتاً عجیب
بعد از مدتی متوجه چیز عجیبی شد.
وقتی داخل شدیم چیزی عجیب به نظرم رسید.
این یک فیلم کوچک عجیب است.
عجیب به نظر می رسد که هیچ کس متوجه اشتباهی نشده است.
عجیب است که (= خیلی عجیب است که) او ننوشته است.
نکته عجیب این بود که او مرا نشناخت.
عجیب است که فکر کنم دیگر او را نخواهم دید.
an odd-looking house
خانه ای با ظاهر عجیب
an odd-sounding name
یک نام عجیب و غریب
1، 3، 5 و 7 اعداد فرد هستند.
هر بخش ممکن است دارای تعداد بازیکن فرد یا زوج باشد.
او اشتباه عجیبی را مرتکب می شود - هیچ چیز خیلی جدی نیست.
تزئینات ساخته شده از تکه های کاغذ عجیب و غریب
You're wearing odd socks!
جوراب های عجیب و غریب پوشیده ای!
آیا می توانم شما را هنگامی که یک لحظه عجیب دارید ببینم؟
او چند سال دارد - هفتاد نفر؟
او بیست و چند سال در آنجا کار کرده است.
در مدرسه او همیشه مرد عجیبی بود.
سگ، گربه، اسب، کفش - کدام یک از آنها عجیب است؟
آن موقع فکر نمی کردم عجیب باشد.
برای من عجیب است که او اینقدر طول می کشد تا آن کار را انجام دهد.
او عجیب ترین احساس را داشت که او از او دوری می کرد.
پدرش مرد عجیبی بود.
چه چیز عجیب و غریب برای گفتن دارد.
دامن و کت با هم کمی عجیب به نظر می رسیدند.
عجیب است - من مطمئن هستم که کلیدهایم را در این کشو گذاشته ام اما آنها اینجا نیستند.
عجیب است که کسی او را ندیده است.
peculiar
عجیب و غریب
خنده دار
عجیب
غیر معمول
خارق العاده
weird
غیرطبیعی
bizarre
ناهمسان
queer
کنجکاو
abnormal
استثنایی
نادر
قابل توجه
exceptional
مفرد
غیر عادی
غیر طبیعی
singular
منحرف
uncommon
بی رویه
anomalous
بی نظیر
atypical
ناهنجار
outlandish
غیر منتظره
uncanny
نا آشنا
deviant
منحصر بفرد
irregular
offbeat
aberrant
freakish
quaint
uncustomary
unexpected
unfamiliar
untypical
unsurprising
جای تعجب نیست
مشترک
معمول
معمولی
expected
انتظار می رود
طبیعی
آشنا
اجتناب ناپذیر
منطقی
inevitable
جلگه
logical
قابل پیش بینی
plain
واضح
predictable
غیر استثنایی
غیر عادی
unexceptional
غیر قابل توجه
unextraordinary
مرسوم
unremarkable
تطبیق
جفت شده است
customary
منظم
matched
غیر منتظره نیست
paired
قابل انتظار
چیزی که انتظار می رود
not unexpected
منسوخ شده
ناگوار
outdated
horrible
