sustainable

base info - اطلاعات اولیه

sustainable - پایدار

adjective - صفت

/səˈsteɪnəbl/

UK :

/səˈsteɪnəbl/

US :

family - خانواده
sustenance
رزق و روزی
unsustainable
ناپایدار
sustain
حفظ کنند
google image
نتیجه جستجوی لغت [sustainable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sustainable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sustainable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sustainable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sustainable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sustainable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sustainable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sustainable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sustainable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sustainable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sustainable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sustainable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sustainable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sustainable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sustainable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sustainable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sustainable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sustainable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sustainable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sustainable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sustainable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sustainable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sustainable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sustainable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sustainable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sustainable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sustainable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sustainable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sustainable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sustainable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sustainable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sustainable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sustainable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sustainable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sustainable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sustainable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sustainable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sustainable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sustainable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sustainable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sustainable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sustainable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sustainable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sustainable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sustainable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sustainable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sustainable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sustainable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sustainable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sustainable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sustainable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sustainable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sustainable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sustainable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sustainable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sustainable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sustainable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sustainable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sustainable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sustainable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sustainable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sustainable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sustainable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sustainable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sustainable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sustainable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sustainable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sustainable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sustainable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sustainable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sustainable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sustainable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sustainable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sustainable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sustainable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sustainable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sustainable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sustainable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sustainable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sustainable] در گوگل
description - توضیح

  • می تواند بدون آسیب رساندن به محیط زیست ادامه دهد


  • قادر به ادامه برای مدت طولانی


  • آنقدر قوی است که برای مدت طولانی به وجود یا اتفاق افتادن ادامه دهد


  • قادر به ادامه در یک دوره زمانی


  • ایجاد یا ساخته شده به گونه ای که باعث آسیب ناچیز یا بدون آسیب به محیط زیست شود و بنابراین می تواند برای مدت طولانی ادامه یابد.

  • able to be maintained or continued


    قابل حفظ یا ادامه دادن است


  • قادر به ادامه در همان سطح برای یک دوره زمانی

  • using methods that do not harm the environment so that natural resources are still available in the future


    استفاده از روش هایی که به محیط زیست آسیبی نمی رساند تا منابع طبیعی در آینده همچنان در دسترس باشند

  • Which industries out of this set will be sustainable?


    کدام صنایع از این مجموعه پایدار خواهند بود؟

  • Traditional agricultural methods employed by the local people are highly sustainable.


    روش های سنتی کشاورزی که توسط مردم محلی به کار گرفته می شود بسیار پایدار است.

  • The political Greens took it as confirmation that industrial society was indeed not sustainable.


    سبزهای سیاسی آن را به عنوان تأییدی بر عدم پایداری جامعه صنعتی در نظر گرفتند.

  • The fashionable creed of sustainable development panders to that sort of thinking.


    عقیده مد روز توسعه پایدار این نوع تفکر را تحت تأثیر قرار می دهد.

  • The Toronto Protocol is entitled: Public Transport -- a major contributor to liveable communities and sustainable development.


    پروتکل تورنتو با عنوان: حمل و نقل عمومی - کمک کننده اصلی در جوامع قابل زندگی و توسعه پایدار است.

  • sustainable economic growth


    رشد اقتصادی پایدار

  • All wood used in our furniture comes with a certificate saying it comes from sustainable forests


    تمام چوب های استفاده شده در مبلمان ما دارای گواهی است که می گوید از جنگل های پایدار می آید

  • The Queensland Conservation Council accepts that grants are needed to encourage sustainable land management.


    شورای حفاظت از کوئینزلند می پذیرد که کمک های مالی برای تشویق مدیریت پایدار زمین مورد نیاز است.

  • These raise questions like: What is sustainable tourism?


    اینها سوالاتی را مطرح می کند: گردشگری پایدار چیست؟

example - مثال
  • sustainable forest management


    مدیریت پایدار جنگل

  • an environmentally sustainable society


    یک جامعه زیست محیطی پایدار

  • This type of farming is simply not sustainable any more.


    این نوع کشاورزی به سادگی دیگر پایدار نیست.

  • sustainable economic growth


    رشد اقتصادی پایدار

  • Unfortunately this level of output is not sustainable.


    متأسفانه، این سطح از خروجی پایدار نیست.

  • That sort of extreme diet is not sustainable over a long period.


    این نوع رژیم غذایی افراطی برای مدت طولانی پایدار نیست.

  • Solutions put in place now must be sustainable.


    راه حل های ارائه شده در حال حاضر باید پایدار باشد.

  • A large international meeting was held with the aim of promoting sustainable development in all countries.


    نشست بزرگ بین المللی با هدف ارتقای توسعه پایدار در همه کشورها برگزار شد.

  • The website encourages sustainable fashion through swapping.


    این وب سایت مد پایدار را از طریق مبادله تشویق می کند.

  • The growth momentum is likely to be sustainable into next year.


    شتاب رشد احتمالا تا سال آینده پایدار خواهد بود.

  • We remain committed to ensuring sustainability of our social security system.


    ما به تضمین پایداری سیستم تامین اجتماعی خود متعهد هستیم.

  • Marketing plays a key role in a company's plan for sustainable business development.


    بازاریابی نقش کلیدی در برنامه یک شرکت برای توسعه کسب و کار پایدار دارد.

  • The question of how to achieve long-term sustainable growth in shareholder value is re-emerging.


    این سوال که چگونه می توان به رشد پایدار بلندمدت در ارزش سهامداران دست یافت، دوباره مطرح می شود.

  • The ethical brand donates 10% of profits to support sustainable development.


    برند اخلاقی 10 درصد از سود را برای حمایت از توسعه پایدار اهدا می کند.

  • sustainable communities/energy sources


    جوامع پایدار/منابع انرژی

synonyms - مترادف
  • defensible


    قابل دفاع

  • tenable


    قابل تحمل

  • defendable


    قابل توجیه

  • justifiable


    قابل نگهداری

  • maintainable


    قوی


  • قابل پشتیبانی

  • supportable


    رسوخ ناپذیر

  • impregnable


    قابل اعتماد

  • reliable


    قابل اجرا

  • viable


    معتبر

  • credible


    محتمل

  • plausible


    گویا

  • rational


    صدا


  • قابل اثبات

  • vindicable


    قابل ضمانت

  • warrantable


    قادر به نگه داشتن آب


  • قابل قبول

  • acceptable


    معقول


  • قابل بخشش

  • workable


    منطقی

  • excusable


    مشروع

  • logical


    قابل گذشت


  • قابل بحث

  • condonable


    قابل درک

  • arguable


    مناسب

  • valid


    مجاز

  • understandable


    درست


  • sensible


  • permissible



antonyms - متضاد
  • untenable


    غیر قابل دفاع

  • indefensible


    ناپایدار

  • unsustainable


    غیر قابل پشتیبانی

  • insupportable


    غیر قابل توجیه

  • undefendable


    سفسطه امیز

  • unjustifiable


    غیر منطقی

  • unsupportable


    بی اعتبار

  • fallacious


    قابل رد

  • illogical


    غیر موجه

  • invalid


    بی اساس

  • irrational


    معیوب

  • refutable


    سست

  • unjustified


    غیر قابل قبول

  • baseless


    مضحک

  • defective


    بدون احساس

  • faulty


    چرند

  • flimsy


    ناقص

  • groundless


    لرزان

  • implausible


    درست‌نما

  • preposterous


    نامناسب

  • senseless


    ضعیف

  • unfounded


  • unreasonable


  • absurd


  • flawed


  • inadmissible


  • shaky


  • specious


  • unsound



  • ill-founded


لغت پیشنهادی

cast

لغت پیشنهادی

peers

لغت پیشنهادی

windfall